شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

down  |

پائین

معنی: پائین . (ص نسبی ، ق ) تحت . تحتانی . زیر. زیرین . سِفل . پست . دون . فرود. فرودین . مقابل بالا و بالائین :
فرستاده گر کشتن آئین بدی
سرت را کنون جای پائین بدی .
اسدی .
به تبعیت فرهنگ نویسان این شاهد نوشته شد و بی شبهه مصراع دوم ، «سرت را کنون خاک بالین بدی »، بوده است . صف ّ نعال .
|| ذیل . دامنه . پای :
بپائین کُه شاه خفته بناز
شده یک زمان از شب دیرباز.
فردوسی .
|| از سوی پای باشد آنجا که مردم خفته بود مقابل سَرین و بالین :
در بستر بُد یار و من از دوستی او
گاهی بسرین تاختم و گاه بپائین .
؟ (از فرهنگ اسدی نسخه ٔ خطی نخجوانی ).
پر از درّ خوشاب بالین اوی
عقیق و زبرجد بپائین اوی .
فردوسی .
سَرین سوده پائین فروریخته .
نظامی .
- پائین آمدن ؛ فرود آمدن . هبوط. هابط شدن . بزیر آمدن . منحطّ شدن .انحطاط: پائین آمدن ِ قیمت غله و جز آن ؛ ارزان شدن ِ آن . تنزل کردن ِ آن . نازل شدن ِ آن .
- || خوابیدن و فروریختن و رُمبیدن سقف و دیوار و چاه و جز آن .
- پائین آوردن ؛ فروآوردن . هبوط دادن . هابط کردن .
- پائین افتاده بودن شکم ؛ بمزاح ، گرسنه گردیده بودن .
- پائین انداختن ؛ فروافکندن .
- پائین رفتن ؛ هبوط.
- پائین کشیدن (چراغ را) ؛ روشنی چراغ را فرود آوردن چندانکه به فرومردن نزدیک شود.مقابل برکردن .
... ادامه
721 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: pA'in
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 64
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
down
ترکی
aşağı
فرانسوی
vers le bas
آلمانی
runter
اسپانیایی
abajo
ایتالیایی
giù
عربی
إلى | رث , أدنى , هبوط , ركود , كئيب , تحت , إلى أدنى , سقط , خسر , كبت , تل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «پائین» در زبان فارسی به معنای پایین و پایین‌تر است و معمولاً به عنوان صفت یا قید مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جنبه‌های مختلف می‌توان به قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره کرد:

  1. نحوه نوشتن: شکل صحیح این کلمه در فارسی معیار، «پایین» است. شکل «پائین» بیشتر در برخی لهجه‌ها یا نواحی رایج است، اما در نوشتار رسمی و ادبی، «پایین» به‌کار می‌رود.

  2. جایگاه در جمله: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت در کنار اسم یا به عنوان قید در جمله استفاده شود، مثلاً:

    • «کتاب روی میز پایینی قرار دارد.» (به عنوان صفت)
    • «او به پایین می‌دوید.» (به عنوان قید)
  3. مضارع و جملات شرطی: این کلمه می‌تواند در جملات جذاب و توصیفی به‌کار رود و در جمله‌های شرطی نیز استفاده شود. به‌عنوان مثال:

    • «اگر هوا خوب باشد، به پایین کوه می‌رویم.»
  4. استفاده به صورت مجازی: در زبان فارسی، واژه «پایین» می‌تواند به صورت مجازی برای توصیف شرایط یا وضعیت‌های نامطلوب نیز استفاده شود:

    • «وضعیت اقتصادی کشور در پایین‌ترین سطح قرار دارد.»
  5. معادل‌ها و مترادف‌ها: کلمه «پایین» مترادف‌هایی مانند «زیر» و «پائین‌تر» دارد که در موارد خاص ممکن است به‌کار بروند، اما در اکثر موارد «پایین» مناسب‌ترین واژه است.

در نتیجه، برای نوشتار صحیح و نگارشی فارسی، بهتر است از شکل «پایین» استفاده شود و به نحوه کاربرد آن در زبان دقت شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پائین" در جمله آورده شده است:

  1. من به پائین دره نگاه کردم و زیبایی طبیعی آن را تحسین کردم.
  2. لطفاً پائین پل بایستید تا دیگران بتوانند عبور کنند.
  3. در روزهای گرم تابستان، من ترجیح می‌دهم که در پائین خانه بمانم و از گرما دوری کنم.
  4. قیمت‌های این فروشگاه نسبت به فروشگاه‌های دیگر پائین‌تر است.
  5. بچه‌ها در پائین تپه مشغول بازی هستند.

اگر بهexamples دیگری نیاز دارید یا سوال خاصی دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری