جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پت . [ پ َ ] (اِ) آهار. آهار جولاهان . و آن چیزی باشد که در جامه مالند تا باریک شود و صیقل گیرد. (لغت نامه ٔ اسدی ). آهار که بر جامه دهند. و غالباً آن لعابی است از کتیرا یا نشاسته یا صمغ و یا لعاب خطمی و جز آن که جامه یا کاغذ و امثال آن بدان آغارند تا شخ و محکم شود. شو. شوی . شوربا. خورش . آش . آش جامه . پالوده . بت . آهر. تانّه . بخیر. آغار. لعاب : ریشی چگونه ریشی چون ماله ٔ پت آلود گوئی که دوش تا روز با ریش گوه پالود. عماره . کونی دارد چو کون خواجه اش لت لت ریشی دارد چو ماله آلوده به پت . عماره . جهان ما چو یکی زود سیر پیشه ور است چهار پیشه کند هر زمان بدیگر زی بروزگار خزان پتگری کند شب و روز بروزگار بهاری کندت رنگرزی بروزگار زمستان کندت سیم گری بروزگار حزیران کندت خشت پزی . منوچهری . || سریش . (فرهنگ اسدی ). || لعاب : پت اسفرزه . پت برنج . (در لهجه ٔ خراسانیان ). || مرعز. مرعَزّا. مرعزاء. مَرعَزی . بُز و شَم . بُزپشم . پشم زیرِموی بُز. پشم بن موی بز. پشم نرمی که از بن موی بز بشانه برآورند و از آن شال و کلاه نمد و کپنک و امثال آن کنند. (جهانگیری ) (برهان ). کرک . کلک . (جهانگیری ). || هرچیز که آن نرمی داشته باشد. (برهان ). || پَت دادن ؛ لعاب آوردن ، اسفرزه پت میدهد.برنج پت داده است . pat تربيتة، قالب الزبدة، ربت، ملس الكلب، ثنى، هنأ، مشى بضربات إيقاعية، مناسب، مستعد، في الوقت المناسب، جاهزا، حاضرا، فيما يتعلق، عن ظهر قلب، بصورة تامة، بات pat tapoter klopfen palmadita colpetto
تربيتة|قالب الزبدة , ربت , ملس الكلب , ثنى , هنأ , مشى بضربات إيقاعية , مناسب , مستعد , في الوقت المناسب , جاهزا , حاضرا , فيما يتعلق , عن ظهر قلب , بصورة تامة , بات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پت" در زبان فارسی به معنای "پتسگ" یا "پتحیوانات" به کار میرود و معمولاً به حیوانات خانگی اشاره دارد. در نگارش و استفاده از این کلمه، قواعد زیر میتوانند مورد توجه قرار گیرند:
نقاطگذاری: در متنهای رسمی بهتر است که کلمه "پت" با دقت مورد استفاده قرار گیرد و در متون غیررسمی یا محاورهای با سلیقه بیشتر به کار رود.
تلفظ: "پت" به صورت "پت" تلفظ میشود و در محاورات غیررسمی این تلفظ رایج است.
نحوهی نوشتار: کلمه "پت" باید به صورت صحیح و در قالب فارسی نوشته شود، و نباید با املای نادرست نوشته شود.
انعطافپذیری: کلمه "پت" میتواند به صورتهای مختلف جمع و مفرد نیز استفاده شود. به عنوان مثال “پتها” به معنای چند پت.
ترکیبها: میتوان این کلمه را در ترکیب با دیگر کلمات به کار برد، مثل "پتسگ" یا "پتحیوانات".
رعایت فضا: در نوشتن متونی که شامل کلمه "پت" هستند، باید دقت کرد که متن متناسب با ذائقه و فضایی که در آن قرار دارد نوشته شود؛ به ویژه در نوشتن مقالات علمی یا تخصصی.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "پت" در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پت" در جمله آورده شده است:
من یک پت جدید به نام بلیطا خریدم.
بچهها هر روز با پتهایشان بازی میکنند.
غذای پت را فراموش نکنید، او گرسنه است.
پت من همیشه به من وفادار بوده است.
در این هفته، یک نمایشگاه مخصوص پتها در شهر برگزار میشود.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!