شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pato[w]
blanket  |

پتو

معنی: پتو.[ پ َ ت َ ] (اِ) موضعی را گویند از کوه و غیر آن که پیوسته آفتاب بر آن بتابد و مقابل آنرا نسر خوانند ومخفف پرتو هم هست . (برهان ). برآفتاب . آفتاب رویه .
341 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مقابلِ نسر] [قدیمی]
مختصات: (پَ تُ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: patu
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 408
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
blanket | wrap
ترکی
battaniye
فرانسوی
couverture
آلمانی
decke
اسپانیایی
frazada
ایتالیایی
coperta
عربی
بطانية | حرام , دثار , دجاج , غطى بالبطانية , شوش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پتو" در زبان فارسی به معنای ملافه یا پوشش ضخیم است که معمولاً برای گرم نگه‌داشتن افراد در خواب استفاده می‌شود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نوشتن با حروف فارسی: "پتو" باید به‌صورت صحیح و کامل با حروف فارسی نوشته شود.

  2. نحوه جمع بستن: جمع "پتو" به‌طور طبیعی "پتوها" است. مثلاً: "پتوها را در کمد گذاشتم."

  3. نحوه کاربرد: این کلمه می‌تواند در جملات به‌عنوان اسم استعمال شود. مثلاً:

    • "من یک پتو برای زمستان خریدم."
    • "او پتو را روی تخت گذاشت."
  4. استفاده در جملات وصفی: می‌توان از "پتو" در توصیف استفاده کرد. مثلاً:

    • "پتوی نرم و گرم را انتخاب کردم."
    • "پتوی رنگارنگ در بازار موجود است."
  5. مترادف‌ها و هم‌معناها: واژه‌های مشابهی نیز وجود دارند، مانند "ملافه"، اما "پتو" رایج‌تر برای اشاره به پوشش‌های ضخیم و گرم است.

  6. فعل‌های مربوط به "پتو": فعل‌هایی که می‌توان با این کلمه به‌کار برد شامل "کشیدن"، "انداختن"، "گذاشتن" و "پوشیدن" هستند:
    • "او پتو را روی خود کشید."
    • "من پتو را به گوشه اتاق انداختم."

با رعایت این نکات، می‌توانید به‌خوبی از کلمه "پتو" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پتو" در جمله آورده شده است:

  1. شب‌های سرد زمستان، همیشه یک پتو گرم روی تخت می‌گذارم.
  2. بچه‌ها با پتوهای رنگارنگ خود بازی می‌کنند.
  3. وقتی که سرما خورده بودم، پتو را دور خودم پیچیدم تا گرم شوم.
  4. برای سفر به کوه، یک پتو ضخیم و نرم به همراه بردم.
  5. او بعد از روز طولانی، با یک فنجان چای و یک پتو روی مبل نشسته است.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: روکش، جل، پنهان سازی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری