شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pardāxte
pay  |

پرداخته

معنی: پرداخته . [ پ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از پرداختن . اداشده . تأدیه شده . || پردخته ، تمام شده . به انجام رسیده . تمام سپری کرده شده . (اوبهی ): ساخته و پرداخته ، ساخته و تمام شده . بساخته و به اتمام و به انجام رسیده . حاضر. آماده . مهیا. ترتیب کرده . ترتیب یافته . مرتب :
بدو روز آن ساز کردش تمام
چو پرداخته شد بهنگام شام ...
فردوسی .
دراز است ره باش پرداخته
همه توشه یکبارگی ساخته .
اسدی .
میباید که صناع را حاضر کنی و بر وفق مراد و حسب مرتاد آن جامها بفرمائی چنانکه بوقت بازگشت تو تمام کرده و پرداخته بتو سپارم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
چو شد پرداخته آن نامه ٔ شاه
ز شادی بادبان زد بر سر ماه .
نظامی .
|| جلا داده . (برهان ). صیقل کرده . (برهان ). || سرگرم . مشغول . درساخته . مشغول شده . اشتغال یافته . مشغول گردیده . (برهان ) :
دل از هر دو عالم بپرداخته
بیاد خداوند پرداخته .
؟
|| خالی . تهی . مُخلّی :
سپه کرده و جنگ را ساخته
دل از مهر جمشید پرداخته .
فردوسی .
الانان و غز گشت پرداخته
شد آن پادشاهی همه تاخته .
فردوسی .
گر از من شود تخت پرداخته
سپاه آید از هر سوئی ساخته .
فردوسی .
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو سخن ساز و بر سخته گوی .
اسدی .
تا خاک بآمد شد هر کاین و فاسد
پرداخته و پر نکند پشت و شکم را.
انوری .
|| فارغ . فارغ شده از جمیع علائق و عوایق . (برهان ) :
چو شد کار لشکر همه ساخته
دل پهلوان [ کیخسرو ] گشت پرداخته
ز اختر یکی روز فرخ بجست
که بیرون شدن را کی آرد درست .
فردوسی .
از آورده صد گنج شد ساخته
دل شاه از آن کار پرداخته .
فردوسی .
همیشه دل از رنج پرداخته
زمانه بفرمان او ساخته .
فردوسی .
|| ساخته . || آراسته . (برهان ). زینت داده .
- ساخته و پرداخته ؛ تمام کرده و بانجام رسیده . ساخته و بانجام رسانیده .
|| انگیخته . || ترک داده . || دورکرده . (برهان ). در بیت ذیل معنی پرداخته بدرستی دریافته نشد و گویا از اصطلاحات نساجان باشد:
شسته کرباس که پرداخته درمی پیچند
کاغذی دان که ز قرطاس بپیچد طومار.
نظام قاری .
- پرداخته شدن ؛ تمام شدن . بانجام رسیدن . حاضر شدن . مهیا شدن . آماده شدن . باتمام رسیدن : برقماریص گفت اکنون خواهم که مرا کتابی سازی اندر کار پادشاهی ... گفتا فرمانبردارم ...چون پرداخته شد پیش برقماریص آورده برخواند. (مجمل التواریخ والقصص ).
- پرداخته کردن ؛ پرداخت کردن . تأدیه کردن . اقباض کردن . پرداختن . خالی کردن . تهی کردن . صافی کردن .
- پرداخته گشتن ؛ پرداخته شدن . حاضر شدن . آماده شدن . مهیا شدن . باتمام رسیدن . بانجام رسیدن . تمام شدن : و چون پرداخته گشت اعلام باید داد. (کلیله و دمنه ). و چون پرداخته گشت بخانه برد. (کلیله و دمنه ).
و چون بعضی از آن پرداخته گشت ذکر آن بسمع اعلی قاهری شاهنشاهی رسید. (کلیله و دمنه ).
- پرداخته گشتن از کاری ؛ مستریح و فارغ شدن از آن :
چو هرچش ببایست شد ساخته
وز آن ساختن گشت پرداخته
بیامد بگفتش بافراسیاب
که ای شاه با دانش و فرّ و آب .
فردوسی .
و رجوع به پرداختن و پردخته شود.
... ادامه
733 | 0
مترادف: 1- اداشده، تاديهشده 2- صاف، صيقلي 3- فارغ 4- آراسته، آماده، مزين، منظم، مهيا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت مفعولی) ‹پردخته›
مختصات: (پَ تِ)(ص مف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: pardAxte
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1212
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
pay | shell out , reimburse , pay off , give money , polish , buff , burnish , disburse , spend money , score , begin , set to , paid
ترکی
paralı
فرانسوی
payé
آلمانی
bezahlt
اسپانیایی
pagado
ایتالیایی
pagato
عربی
دفع | راتب , سداد , دفعة , أجرة , مكافأة , دفع مال , جزاء , معاش , صرف , رد , قضى , ربح , سد دينه , سدد حسابه , وفى , رخي حبلا , ودع , مأجور , رابح , متطلب أجرا غير مجاني , يدفع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پرداخته" در زبان فارسی به عنوان یک فعل در زمان گذشته (ماضی) به کار می‌رود و نوعی از فعل "پرداختن" است. این کلمه و استفاده از آن قواعد خاصی دارد که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنم:

۱. ساختار:

  • "پرداخته" از ریشه "پرداختن" به دست آمده است.
  • این کلمه به صورت گذشته است و می‌تواند به معنی انجام کار یا پرداختن به یک موضوع باشد.

۲. کاربرد:

  • "پرداخته" معمولاً در جملات به عنوان فعل یا بخش فعلی جمله به کار می‌رود. به عنوان مثال:
    • "او به مسائل علمی توجه خاصی پرداخته است."
    • "ما به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم."

۳. استفاده به عنوان صفت:

  • "پرداخته" می‌تواند به عنوان صفت یا قید به کار برود. به عنوان مثال:
    • "این مقاله، مقاله‌ای پرداخته است."

۴. ملاحظات نگارشی:

  • لازم است که در نگارش، توجه به ساختارهای دیگر جمله و رعایت قوانین مربوط به فعل و زمان‌ها انجام شود.
  • همچنین، در استفاده از این کلمه، اگر در یک جمله نیاز به ذکر فاعل باشد، باید به آن توجه کرد تا جمله مفهوم واضحی داشته باشد.

۵. ترکیب با حروف اضافه:

  • این کلمه ممکن است با حروف اضافه ای مانند "به" ترکیب شود که در این صورت باید دقت کرد تا معنی دقیق جمله حفظ شود.

مثال‌ها:

  • "او به مسائل اجتماعی زیادی پرداخته است."
  • "در این تحقیق به جنبه‌های مختلف موضوع پرداخته شده است."

در مجموع، استفاده از "پرداخته" در جملات مختلف نیاز به آشنایی با قواعد زبان فارسی و دقت در ساختار جملات دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "پرداخته" در جمله آورده شده است:

  1. او تمام وقت خود را به پژوهش در زمینه تاریخ باستان پرداخته است.
  2. این شرکت منابع زیادی را به توسعه فناوری‌های نوین پرداخته است.
  3. معلم به موضوع ریاضی به‌خوبی پرداخته و سؤالات دانش‌آموزان را پاسخ داده است.
  4. نویسنده در کتابش به مسایل اجتماعی به طور عمیق پرداخته است.
  5. تیم تحقیقاتی به بررسی تأثیرات تغییرات اقلیمی بر منابع آب پرداخته‌اند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، دادن، کارسازی داشتن، هزینه چیزی را قبول کردن، خرج چیزی را دادن، باز پرداخت کردن، باز پرداختن، جبران کردن، هزینه کسی یا چیزی را پرداختن، تادیه کردن، تسویه کردن، صیقل دادن، جلا دادن، براق کردن، مالیدن، واکس زدن، صیقل کردن، خرج کردن، امتیاز گرفتن، حساب کردن، بحساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، پوان اورد ن، شروع کردن، اغاز کردن، اغاز نهادن، اغاز شدن، با اشتیاق شروع کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری