شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pardegi
curtain  |

پردگی

معنی: پردگی . [ پ َ دَ / دِ ] (ص نسبی ) هر چیز پوشیده . مستور. محتجب . مُخَدَّر. مخدّره . مُستّره . مستوره . مُقَنَّع. نقابدار :
سراپرده کشیده ابر دی ماه
چو روی ویس گشته پردگی ماه .
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
آنکه رخش پردگی خاص بود
آینه ٔ صورت اخلاص بود.
نظامی .
|| (زن ، دختر...) مستوره . مُسَتَّره .مُخَدَّره . محتجبه . مقصوره . موقونه . باحجاب . پرده نشین . خرگهی . مقَنَّعه . نقابدار. پوشیده (زنان و دختران و اهل حرم ). محبوب پرده نشین . (غیاث اللغات ): تَخَدﱡر؛ پردگی شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). تستیر، تخدیر؛ پردگی گردانیدن . (زوزنی ). اهل حرم . ج ، پردگیان :
بباید چو آید بر شهریار
چنین پردگی را چنان پرده دار.
نظامی .
پردگی زهره در آن پرده جست
زخمه شکسته به ادای درست .
نظامی .
|| حاجب . پرده دار. (برهان ) (غیاث اللغات ). || عفیف . پاکدامن . || (حامص ) (در حشره ها) حالت تکون حشره از آن وقت که در تخم نشأت میکند تا آنگاه که حشره ٔ کامل شود و از پوست برآید .
- پردگی رز ؛ کنایه از شراب انگوری باشد. (برهان ). دختر رز :
هر هفت کرده پردگی رز بخرگه آر
تاهفت پرده ٔ خرد ما برافکند.
خاقانی .
- پردگی کردن ؛ تستیر. (تاج المصادر بیهقی ): قنی الجاریة؛ پردگی و خانه نشین کردن دختر؛ (منتهی الارب ).
- || پرده پوشی کردن : بتاریکی بر خلقان و احوال ایشان پردگی کند [ شب ] و پوشیدگی آرد. (تفسیر ابوالفتوح رازی ).
- پردگی هفت رنگ ؛ کنایه از جهان و عالم و دنیاست . (برهان ).
... ادامه
683 | 0
مترادف: 1- پردهنشين، زن، مستوره 2- پردهدار، حاجب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت نسبی، منسوب به پرده) ‹پردگین›
مختصات: (پَ دِ) (ص نسب .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: pardegi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 236
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
curtain
ترکی
perde
فرانسوی
rideau
آلمانی
vorhang
اسپانیایی
cortina
ایتالیایی
tenda
عربی
ستارة | ستار , حجاب , رفع الستار , جزء من جدار , ستار المسرح , نهاية المشهد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پردگی" در زبان فارسی به معنای حالت یا وضعیتی است که از ریشه "پردگی" یا "پرده" مشتق شده است. در اینجا به برخی از نکات زبانی و نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. ریشه‌شناسی: کلمه "پردگی" از ریشه "پرده" گرفته شده و به معنای "پوشیده بودن" یا "پنهان بودن" است.

  2. نوشتار درست: در نوشتن کلمات فارسی، دقت به املای درست و استفاده از ویرگول و نشانه‌های نگارشی ضروری است. "پردگی" به همین شکل نوشته می‌شود و هیچ علامت خاصی نیاز ندارد.

  3. جنس کلمه: "پردگی" در زبان فارسی کلمه‌ای است که به آن اسم مؤنث اطلاق می‌شود.

  4. استفاده در جملات: شما می‌توانید این کلمه را در جملات به صورت زیر استفاده کنید:

    • "او به پردگی درونی خود پی برد."
    • "پردگی جامعه امروزی می‌تواند پیامدهای مختلفی داشته باشد."
  5. ترکیب‌ها و معانی مشابه: واژه‌های مرتبط مانند "پرده‌نشینی" یا "زوال" نیز ممکن است به موقعیت‌های مشابه اشاره کنند و می‌توانند با توجه به ساختار خاص جمله به کار روند.

این نکات می‌تواند به درک بهتر و درست‌تر از کاربرد کلمه "پردگی" در زبان فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پردگی" آورده شده است:

  1. او با پردگی و سرخوشی به جمع دوستانش پیوست و همه را خوشحال کرد.
  2. پردگی زندگی کودکانه‌اش همیشه در یادش باقی مانده است.
  3. این کتاب با پردگی خاصی داستان‌های جذابی را روایت می‌کند.
  4. پردگی در رفتار او باعث شد که آدم‌های اطرافش نیز به او جذب شوند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا سوال دیگری در این زمینه دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری