پرماسیدن
licenseمعنی کلمه پرماسیدن
معنی واژه پرماسیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹برماسیدن، پرواسیدن›
مختصات:
(پَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
367
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
palpate | touch , perm
ترکی
perma
فرانسوی
permanente
آلمانی
dauerwelle
اسپانیایی
permanente
ایتالیایی
perm
عربی
جس | مس , فحص طبيا , قبض مالا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پرماسیدن" در زبان فارسی به معنای "ادامه دادن به پرماسیدن" یا "ماساژ دادن" است و به طور خاص به عمل ماساژ دادن یا مالش دادن به مواد اشاره دارد. اما برای درستنویسی و استفاده از این کلمه در جملات، باید به چند نکته توجه کرد:
-
استخدام صحیح فعل: در جملات خود از زمان و شکل مناسب فعل "پرماسیدن" استفاده کنید. مثلاً:
- "او شروع به پرماسیدن عضلاتش کرد."
- "ما در اینجا به پرماسیدن بدنمان ادامه میدهیم."
-
رواننویسی: سعی کنید جملاتی که این کلمه در آنها به کار میرود، روان و قابل فهم باشند. مثال:
- "پرماسیدن نقاط حساس بدن میتواند به تسکین درد کمک کند."
-
ترکیب با دیگر کلمات: این کلمه میتواند با دیگر فعلها و اسمها ترکیب شود، بنابراین به ساختار جملات دقت کنید. مثال:
- "برای کاهش استرس، به پرماسیدن قسمتهای مختلف بدن پرداختم."
- نگارش رسمالخطی: به قواعد نگارشی مانند استفاده صحیح از نقطهگذاری و حروف بزرگ و کوچک توجه داشته باشید؛ مثلاً در ابتدای جمله حرف اول باید بزرگ باشد.
اگر سوال یا نکته خاصی در مورد این کلمه یا استفادهاش دارید، خوشحال میشوم که بیشتر کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر سه جمله با کلمه "پرماسیدن" آورده شده است:
- در هنگام باران شدید، برگهای درختان پرماسیدن و براق شدند.
- با لمس این سطح مرطوب، احساس پرماسیدن و نرمی خاصی به او دست داد.
- بعد از چند ساعت در کنار دریا، پوست من پرماسیده و حس تازگی را منتقل میکند.
