جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پسین . [ پ َ ] (ص نسبی ) (خلاف نخستین و پیشین ) بازپسین . واپسین اخیر. آخرین . مُؤخر. آخرة. اُخری . آخر. متأخر : نخستین فطرت پسین شمار توئی خویشتن را ببازی مدار. فردوسی . ندانم که دیدار باشد جز این یک امشب بکوشیم دست پسین . فردوسی . فراوان ز گردان گردنفراز ز بهر پسین حمله را دار باز. اسدی . زپیغمبران او [ محمد ص ] پسین بد درست ولیک او شود زنده زیشان نخست . اسدی (گرشاسب نامه نسخه ٔمؤلف ص 2). پسین مردم آمد که از هر چه بود بدش بهره و بر همه برفزود. اسدی (گرشاسب نامه ایضاً ص 102) و اصحاب ابوحنیفه ... بدین قول پسینند. (هجویری از کشف المحجوب ). اندر جهان نخواهد بودن پس از تو شاه ای شاه تا قیامت شاه پسین توئی . مسعودسعد. ابن هرمه ؛ پسین فرزندان و مرد که کلانسال باشد. (منتهی الارب ). اهزع ؛ پسین تیر که در کیش ماند ردی باشد یا جید یا آن بهترین تیرها باشد که جهت شداید و پیکار سخت نگاه دارند یا ردی تر. (منتهی الارب ). || مابین ظهر و غروب و عصر. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ). - پسین خلیفه ؛ یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب رضی اﷲ عنه . خاقانی گوید : بهتر خلف از پسین خلیفه . (از فرهنگ رشیدی ). - روز پسین ؛ قیامت . یوم الاَّخر : پرستش همان پیشه کن یا نیاز همه کار روز پسین را بساز. فردوسی . ای پسر وامخواه روز پسین جان ستاند برهن و پایندان . نزاری . آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر کاین سابقه ٔ پیشین تا روز پسین باشد. حافظ. - صبح پسین ؛ صبح صادق : گرچه بهین عمر شد روز به پیشین رسید راست چو صبح پسین از همه خوشدم تریم . خاقانی . - نماز پسین ؛ نماز عصر. صلوة عصر. صلوة وسطی . نماز دیگر. 1- بعدازظهر، عصر
2- بازپسين، فرجام، موخر پيشين subsequent, last, hindmost, hinder, astern, back تال، تابع، لاحق، تالي geri dos zurück atrás indietro بعدی، متعاقب، بعد، لاحق، مابعد، آخر، اخیر، اخرین، بازپسین، قطعی، عقب ترین، دورترین، عقبی، واقع در عقب، در عقب کشتی، بطرف عقب
ترکیب:
(صفت نسبی، منسوب به پس) [پهلوی: pasīn] ‹پسینه›
مختصات:
(پَ) [ په . ] (ص نسب .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
pasin
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
122
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
subsequent|last , hindmost , hinder , astern , back
ترکی
geri
فرانسوی
dos
آلمانی
zurück
اسپانیایی
atrás
ایتالیایی
indietro
عربی
تال|تابع , لاحق , تالي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پسین" در زبان فارسی به معنای "بعدی" یا "عقبتر" است و معمولاً به عنوان صفت استفاده میشود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
موارد استفاده:
"پسین" معمولاً برای توصیف زمان یا مکان بعد از یک رویداد یا چیز دیگر به کار میرود. مثلاً: "پسین بودن این رویداد مهم است."
نحو:
نحوهٔ قرارگیری این کلمه در جمله معمولاً به صورت صفت بعد از اسم است. مثلاً: "کتاب پسین" یا "رویداد پسین".
هجی:
توجه داشته باشید که کلمه "پسین" به صورت "پ-س-ی-ن" هجی میشود و نباید با "پسندین" یا کلمات مشابه اشتباه شود.
قید و صفت:
میتوان "پسین" را به عنوان صفت و در برخی موارد به عنوان قید به کار برد، با توجه به جمله و ساختار آن.
مثالهای کاربردی:
"تحقیقات پسین نشان میدهند که این نظریه نادرست است."
"نتایج پسین این آزمون در هفتهٔ آینده منتشر خواهد شد."
وجود اشتباهات رایج:
در نوشتار، ممکن است برخی افراد به اشتباه "پسین" را "پسینی" بنویسند. این مورد نادرست است و باید به شکل صحیح آن توجه کرد.
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید از کلمه "پسین" به درستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پسین" در جملات آورده شده است:
هوای پسین امروز بسیار دلپذیر و مطبوع بود.
ما در یک روز پسین زیبای پاییزی به پیادهروی رفتیم.
نور خورشید در پسین روز به رنگ طلایی درآمد و فضای اطراف را زیبا کرد.
صدای پرندگان در پسین روز، آرامش خاصی به محیط بخشید.
برنامهی ما برای شب، یک شام خانوادگی در کنار خرید پسین بود.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: بعدی، متعاقب، بعد، لاحق، مابعد، آخر، اخیر، اخرین، بازپسین، قطعی، عقب ترین، دورترین، عقبی، واقع در عقب، در عقب کشتی، بطرف عقب