جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پناهی . [ پ َ ] (اِخ ) (مولانا...) درتذکره ٔ مجمعالخواص آمده است : او از همدان و فرزند مرد آن ولایت خواجه میرم بیک کلانتر است . الحق خانواده ٔ خوبی هستند و ارباب فهم و اصحاب طبع را رعایت میکردند و شعرا اغلب در مجالس ایشان میبودند. مولانا لسانی علیه الرحمة میگفته که شراب خواجه میرم از آب دیگر اکابر و اشراف حلالتر است . با مولانا پناهی سالها مصاحب بودیم : [ و او راست : ] داغ جنون که بر سر سودائی من است مجنون عشقم این گل رسوائی من است . ای وای بر آن کشته که فردای قیامت بسمل شده ٔ تیغ جفای تو نباشد. دو شیوه هست خوبان را که جانسوز است و عاشق کش در اول آن رمیدنها در آخر آرمیدنها. محنت زده های کوچه ٔ رسوائی خونین جگران گوشه ٔ تنهائی حاصل ز غم عشق نکردند بجز بدنامی ورسوائی و بی پروائی . refuge, shelter, asylum, awning, bulwark, safeguard, coverture, blind, guard, sconce لجأ، لجأه، ملجأ، مأوى، ملاذ sığınak refuge zuflucht refugio rifugio پناه، پناهندگی، ملجا، تحصن، پناه گاه، مفر، جان پناه، حمایت، ساباط، یتیم خانه، تیمارستان، نوانخانه، بستگاه، گریزگاه، حفاظ، سایه بان، سایبان کرباسی، بارو، خاکریز، خاکریز یا جان پناه، حامی، دیوار، پوشش، سقف، پرده، چشم بند، در پوش، گارد، نگهبان، محافظ، پاسدار، پاسبان، دیوار کوب، تاقچه سر بخاری، جریمه
کلمه "پناهی" در زبان فارسی میتواند به عنوان یک صفت و همچنین یک نام خانوادگی یا لقب مورد استفاده قرار گیرد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و اصولی که مربوط به این کلمه میشود اشاره میکنم:
نویسهخوانی و املای صحیح: کلمه "پناهی" به صورت صحیح با هی "ی" در انتها نوشته میشود و نباید به اشتباه آن را به شکل دیگری نوشت.
استفاده در جملات: به عنوان مثال:
او یک فرد پناهی است. (به معنی فردی که پناهنده است یا کسی که به نوعی پناه میدهد)
خانواده پناهی در این منطقه مشهور است. (به عنوان یک نام خانوادگی)
فعل موازی با صفت: اگر از "پناهی" به عنوان صفت استفاده میکنید، باید اطمینان حاصل کنید که فعل و سایر اجزای جمله با آن همخوانی دارند. مثلاً:
این مکان پناهی برای حیوانات است.
حروف اضافه: در برخی موارد، بهتر است از حروف اضافه درست استفاده کنید:
پناهی از آزار و اذیت.
ترکیبها و اصطلاحات: "پناهی" در ترکیب با دیگر کلمات میتواند معانی مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال:
"پناهی امن": به معنای مکانی امن برای پناه گرفتن.
"پناهی موقت": به معنای پناهی که برای مدت کوتاهی است و دائمی نیست.
توجه به معنای کلمه: لازم است به زمینهی کلام و معنای مورد نظر توجه کرده و دقیقاً مشخص کنید که "پناهی" چه مفهوم یا حسی را به بیننده یا خواننده منتقل میکند.
با رعایت این نکات، میتوان به درستی و بهطور مؤثر از کلمه "پناهی" در نگارش فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "پناهی" در جملات آورده شده است:
در روزهای سخت، خانوادهاش همیشه پناهی برای او بودهاند.
او به کوهستان پناهی جست و در طبیعت آرامش یافت.
بسیاری از مردم در جستجوی یک پناهی امن برای زندگی بهتر هستند.
آن کلبه کوچک در دل جنگل، پناهی برای مسافران خسته بود.
خیابانهای شهر به پناهی برای هنرمندان تبدیل شده است که آثار خود را به نمایش بگذارند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظر دارید، بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پناه، پناهندگی، ملجا، تحصن، پناه گاه، مفر، جان پناه، حمایت، ساباط، یتیم خانه، تیمارستان، نوانخانه، بستگاه، گریزگاه، حفاظ، سایه بان، سایبان کرباسی، بارو، خاکریز، خاکریز یا جان پناه، حامی، دیوار، پوشش، سقف، پرده، چشم بند، در پوش، گارد، نگهبان، محافظ، پاسدار، پاسبان، دیوار کوب، تاقچه سر بخاری، جریمه
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر