جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پو. [ پ ُ ] (اِخ ) بزرگترین رود ایتالیا است که در قسمت شمالی این کشور حوضه ٔ بزرگی تشکیل میدهد. منبع این رود در کوه وزو و از سلسله ٔ جبال آلپ واقع در حدودایتالیا و فرانسه میباشد از اینجا رو بسوی مشرق جریان خود را آغاز میکند و از میان شهرها و قصبه های کارینیان ، تورینو، کازال ، پلزانس کرمونه و گوآستاله میگذرد و پس از طی مسافت 250هزارگز به دو شاخه ٔ بزرگ و شعبات چند منقسم شده به خلیج وندیک میریزد. از طرف چپ کوههای آلپ و از طرف راست جبال آپنین بر این رود احاطه دارد نهرهای بسیاری هم که از یکی دو سلسله ٔ جبال نبعان دارد وارد این رود میشود. مهمترین انهاری که از طرف چپ به رود مزبور وارد میشود: دریا ربپاریا،استوریا، دوریا بالیتا، سسیا، تسین ، آدا، اولیو، مینچو، و عمده ترین نهرها که از جانب راست بدو ملحق میگردد عبارت است از: تاناریو، اسکریویا، تربیا، تارو لنچه ، کروستولو، سکیا، یا ناروورتو، و علاوه بر این در نزدیکی مصب ّ خویش بوسیله ٔ چند شعبه با نهر آدیج ارتباط و اختلاط پیدا میکند. در ساحل این رود سدهای بسیار قدیمی دیده میشود چه در موسم بارانها از همان زمانهای قدیم طغیان میکرده و مجاورین رود خود را دچار خسارت میساخته است . سیر سفائن در این رود کار دشواری است از آنکه آب آن ماسه ٔ بسیاری با خود آورده و دهانه را سد میکند. حوضه ٔ این رود دشت بسیار باصفا و پهناوری است و حاصلخیزترین قسمت اراضی ایتالیا بشمار میرود. محصول کلی آن برنج است نام باستانی این رود اریدانوس است و در زمان رومیان به پادوس مشهور بوده است . kaka caca kacke caca cacca
کلمه "پو" در زبان فارسی به معنای لایهی خارجی یا سطحی از چیزها بهویژه در مورد پوست انسان یا حیوانات به کار میرود. برای استفاده درست از این کلمه و نگارش آن در جملات فارسی، چند نکته و قاعده وجود دارد:
نحوه نوشتن: کلمه "پو" به صورت صحیح و با املای درست نوشته میشود و شکلهای دیگر آن مانند "پوست" نیز صحیح و متداول است.
نوع کلمات کاربردی: "پو" میتواند به عنوان اسم به کار رود و در بعضی موارد به عنوان بخشی از ترکیبات دیگر مانند "پوست" یا "پوپک" نیز استفاده شود.
استفاده در جملات:
"پو انسان محافظی برای اندامهای داخلی است."
"این کرم به پوست آسیب رسانده است."
قواعد نحوی: در استفاده از "پو" توجه به موارد زیر مهم است:
اگر "پو" به عنوان یک اسم به کار رود، باید با صفات یا عبارات توصیفی همراه باشد تا معنای دقیقتری ارائه دهد.
در جملات تحسینی یا توصیفی، "پو" میتواند به کلمات دیگر متصل شود: مثلاً "پو نرم"، "پو لطیف"، "پو خشک" و...
علامتگذاری: در نگارش جملات، برای تفکیک ایدهها و جملات استفاده از ویرگول، نقطه، و سایر نشانههای نگارشی الزامی است.
توجه به جنس و تعداد: "پو" یک اسم غیر قابل شمارش است؛ اما به "پوست" میتوان به صورت جمع (مثل "پوستها") اشاره کرد.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "پو" و موارد مربوط به آن در متون فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "پو" آوردهام:
پوست پرتقال به خاطر بوی خوشش محبوب است.
این کرم برای نرم کردن پوستهای خشک بسیار مؤثر است.
او در حال جمعآوری پوستههای صدف در ساحل بود.
پوست هندوانه را میتوان برای تهیه کمپوست استفاده کرد.
هنگام خرید میوه، به کیفیت پوست آن توجه کنید.
اگر به جملاتی خاصتر یا در مورد موضوعی خاص نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!