جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پوستین دریدن . [ دَ دَ ] (مص مرکب ) دریدن پوست بر کسی . || پرده از راز نهانی برداشتن . افشای راز کردن : بدشنام مر پاک فرزند او را بدری همی پوستین محمد. ناصرخسرو. عشق توام پوستین گر بدرد گو بدر سوخته ٔ گرم روتا چه کند پوستین . خاقانی . روا باشد ار پوستینم درند که طاقت ندارم که مغزم خورند. سعدی . - پوستین کسی دریدن ، یا پوستین بر کسی دریدن ؛در غیبت یا حضور دشنام و بد او گفتن : ابا دشمنی پاک فرزند را بدری همی پوستین محمد. ناصرخسرو. بگیتی نام من هر کس شنیدی بزشتی پوستین بر من دریدی . (ویس و رامین ). زبون باش تا پوستینت درند که صاحبدلان بار شوخان برند. سعدی . tearing skin تمزيق الجلد
کلمه "پوستین دریدن" به معنای دریدن یا پاره کردن پوستین (پوشش پشمی و خزدار) است. برای استفاده صحیح از این عبارت در نوشتار فارسی و رعایت قواعد نگارشی، به موارد زیر توجه کنید:
نقطهگذاری: در مواقعی که "پوستین دریدن" در جملهای قرار میگیرد، لازم است که قواعد نقطهگذاری رعایت شود. برای مثال: "او در دل شب پوستین درید."
فعل: در این عبارت "دریدن" فعل است و باید زمان و فاعل آن به درستی مشخص شود. به عنوان مثال: در گذشته (درید)، حال (میدرد)، آینده (خواهد درید).
ریشهشناسی: ریشه کلمه "دریدن" به معنای پاره کردن است و باید به این نکته توجه کرد که در حرکات معنایی و ادبیات فارسی، این واژه میتواند به معانی کنایهای نیز درآید.
استفاده ادبی: اگر از این عبارت در متون ادبی استفاده میکنید، میتوانید به تشبیهات و استعارهها توجه کنید. مثلاً "دیوانهوار پوستین دل را درید."
توافق در جنس و عدد: فاعل و مفعول باید با یکدیگر از نظر جنس و عدد هماهنگ باشند. به عنوان مثال: "او (مرد) پوستینش را درید." یا "آنها (زنان) پوستینهایشان را دریدند."
این نکات میتواند به درک بهتر و استفاده صحیح از این عبارت در نوشتار کمک کند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر