شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

puš
sheath  |

پوش

معنی: پوش . (اِ) جامه . لباس :
تا چند کنی پوش ز پوشی کسان
از جامه ٔ عاریت نشاید برخورد.
نظام قاری (دیوان البسه ص 123).
در دو بیت ذیل از فردوسی و اسدی پوش نیز بمعنی جامه و پوشش و لباس آمده است :
ز پیشی و بیشی ندارند هوش
خورش نان کشکین و پشمینه پوش .
فردوسی .
سرند از کران دید دیوی بجوش
بزیر اژدهائی ، پلنگینه پوش .
اسدی (گرشاسبنامه ).
رجوع به پوش کردن شود. || چادر. خیمه . خرگاه . سراپرده : پوش سلطنتی ؛ چادر سلطنتی . || (نف مرخم ، ن مف مرخم ) در کلمات مرکب ذیل گاه بمعنی پوشنده و گاه بمعنی پوشیده آمده است : آهن پوش . ازرق پوش . بالاپوش . برپوش . پاپوش . پرده پوش . پرنیان پوش . (عماد). پشمینه پوش . پلنگینه پوش . پولادپوش . تخته پوش . تن پوش . تیرپوش . حصیرپوش . جرم پوش . خرقه پوش . خزپوش . خس پوش . خطاپوش . (حافظ). خفتان پوش . خوش پوش . دراعه پوش . درع پوش . دلق پوش . رازپوش (ستار). روپوش . روی پوش . زبرپوش . زره پوش . زردپوش . زیرپوش . زین پوش . ژنده پوش . ساغری پوش . سایه پوش (ظله ). سبزپوش . سرپوش . سِرّپوش . سرخ پوش . سفال پوش . سفیدپوش . سنجاب پوش .سیاه پوش . سینه پوش . سیه پوش (فردوسی ). شالی پوش . شب پوش . شیک پوش . طاقچه پوش . عیب پوش . قباپوش . قوری پوش . کالی پوش . کجاوه پوش . کفل پوش (در اسپ ). کفن پوش . کهنه پوش . لاله پوش (فردوسی ). لعل پوش . مجمعه پوش . مجموعه پوش . مخمل پوش . نی پوش . یال پوش .
... ادامه
977 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (بن مضارعِ پوشیدن)
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: puS
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 308
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
sheath | posh
ترکی
lüks
فرانسوی
chic
آلمانی
vornehm
اسپانیایی
elegante
ایتالیایی
elegante
عربی
غمد | غلاف , قراب , جيب المسدس , ثوب نسوي ضيق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پوش" در زبان فارسی به عنوان یک فعل و همچنین به عنوان یک اسم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این واژه اشاره می‌شود:

1. به عنوان فعل:

  • صرف فعل: "پوش" شکل امر فعل "پوشیدن" است. لذا می‌توان آن را در جملات امری به کار برد. مثلاً: "پوش لباس‌های گرم."

2. به عنوان اسم:

  • اسم: "پوش" می‌تواند به معنای پوشش یا حالت پوشیدگی باشد. در این حالت می‌توان آن را به عنوان یک اسم در جملات استفاده کرد. مثلاً: "پوش آن لباس زیبا است."

3. نکات نگارشی:

  • فاصله‌گذاری: در نوشتن کلمه "پوش"، به فاصله و نگارش صحیح توجه کنید. در جملات فارسی، باید دقت کرد که واژه‌ها به درستی جدا شوند و فاصله‌های لازم رعایت شود.

  • به کار بردن حروف اضافه: هنگام ترکیب "پوش" با حروف اضافه، مانند "از" یا "با"، باید توجه کرد که ساختار جمله صحیح باشد. مثلاً: "با پوش جدید آمد."

4. کلمات مرتبط:

  • مشتقات: معادل‌ها و مشتقات کلمه "پوشیدن" نیز ممکن است در نگارش به کار روند، مانند "پوشش"، "پوشان".

با توجه به بافت جمله و معنا، می‌توان از این کلمه به شیوه‌های مختلف استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده کلمه "پوش" در جملات آمده است:

  1. او از یک پوش گرم برای فصل سرما استفاده کرد.
  2. این پوش جدید به خوبی با سبک لباس‌های او هماهنگ است.
  3. من قصد دارم یک پوش رنگی برای مهمانی خریداری کنم.
  4. پوش لباس کمدش همیشه مرتب و آراسته است.
  5. هنگام بارش باران، بهتر است یک پوش بارانی بر تن داشته باشید.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا موضوع خاصی مد نظر دارید، لطفا بفرمایید!


واژگان مرتبط: غلاف، نیام، جلد، مهبل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری