جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پوی . (اِمص ) ریشه ٔ فعل از مصدر پوییدن . رفتنی باشد نه بشتاب و نه نرم . رفتار متوسط نه تند و نه آهسته و برخی رفتار تند را گویند. (آنندراج ). تک . عدو. پویه : شیرگام و پیل زور و گرگ پوی و گورگرد ببردو آهوجه و روباه عطف و رنگ تاز. منوچهری . گورساق و شیرزهره یوزتاز و غرم تک پیل گام و گرگ سینه رنگ تاز و گرگ پوی . منوچهری (در صفت اسب ). یوزجست و رنگ خیز و گرگ پوی و غرم تک ببرجه آهودو و روباه حیله گوردن . منوچهری . نوند شتابنده هنجارجوی چنان شد که بادش نه دریافت پوی . اسدی . بس سالها برآمد تا تو همی بپوئی زین پوی پوی حاصل پر رنج و در عنائی . ناصرخسرو. رجوع به پوی پوی شود. || (نف مرخم ) این کلمه با کلمات دیگری ترکیب شودو افاده ٔ معنی خاص کند چون : چالاک پوی : چوبادند پنهان و چالاک پوی چو سنگند خاموش و تسبیح گوی . سعدی . ترکیب ها: - راه پوی . سگ پوی . گرگ پوی . رجوع بشعر شاهد منوچهری در فوق شود. شلپوی . پویه پوی . (فردوسی ). رجوع به پویه پوی شود. تکاپوی : ازین صرف دهر و تکاپوی دوران غرض چیست آن را که این کرد باور. ناصرخسرو. باهمه عیب خویشتن شب و روز در تکاپوی عیب اصحابی . سعدی . سعدی جفانبرده چه دانی تو قدر یار تحصیل کام دل بتکاپوی خوشتر است . سعدی . تکاپوی حرم تاکی خیال از طبع بیرون کن که محرم گر شوی ذاتت حقایق را حرم گردد. سعدی . || (فعل امر) امر ازپوییدن بمعنی رفتن و خرامیدن . poi نقطة poi poi poi poi poi
کلمه "پوی" در زبان فارسی میتواند به عنوان یک صفت، اسم یا بخشی از یک ترکیب به کار رود. در اینجا به برخی از قواعد مربوط به این واژه و نگارش آن اشاره میکنیم:
معنی و کاربرد: "پوی" به معنای جنبش، تحرک و فعالیت است و معمولاً به عنوان صفتی فعال و پویا به کار میرود.
تلفظ: این کلمه به صورت "پوی" با هجای دو قسمتی (پو - ی) تلفظ میشود.
جنس و عدد: "پوی" به صورت مذکر و جمع به کار میرود. در صورتی که بخواهید آن را مؤنث کنید، ممکن است از "پویان" یا ترکیبات دیگر استفاده کنید.
استفاده در ترکیبها: "پوی" میتواند در ترکیب با دیگر کلمات به کار رود. به عنوان مثال:
پویش: به معنای حرکت و جستجو.
پویایی: به معنای ویژگی و خاصیت پوی بودن.
قواعد نگارشی:
استفاده از "پوی" در متن باید با دقت و در جای مناسب صورت گیرد تا مفهوم مورد نظر به درستی انتقال یابد.
همچنین توجه کنید که در پایان جملات، به صورت صحیح و مطابق با قواعد نگارشی فارسی خطوط را به هم متصل کنید.
همنشینی با دیگر واژهها: این واژه میتواند با سایر صفات یا افعال ترکیب شود، به عنوان مثال:
"زندگی پوی" یا "فکر پوی".
با رعایت این اصول و قواعد، میتوانید از کلمه "پوی" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
پوی همیشه در تلاش است تا به هدفهایش برسد و هر روز یاد بگیرد.
با وجود چالشها، انرژی و پویایی او باعث شد که تیمش به موفقیت دست یابد.
سفرهای پوی به دور دنیا باعث شد تا فرهنگها و زبانهای مختلف را بشناسد.