شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pičidegi
complexity  |

پیچیدگی

معنی: پیچیدگی . [ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی پیچیده . التواء. عطف . گشتگی . گردش . تاب . خمیدگی . قبیل ؛ بسوی نرانگشت بودن پیچیدگی سر کفش . (منتهی الارب ). لواءالحیة؛ پیچیدگی مار. لفف ؛ پیچیدگی رگ در بازوی کارکننده چنانکه از کار معطل سازد. معص ؛ پیچیدگی پی پای گویا پی کوتاه میگردد یا کج شود. پس بدست درست کنند آن را. کشف ؛ پیچیدگی دمغزه ٔ اسب . دَث ّ؛ پیچیدگی در بدن . (منتهی الارب ). چنگلوکی پا؛ پیچیدگی پا. پیچیدگی قوزک : التواء مفاصل ؛ پیچیدگی آن .
- پیچیدگی آواز ؛ طنین . انعکاس صدا .
- پیچیدگی چشم ؛ کاژی .
- پیچیدگی در سخن یا کلام یا مطلب یا موضوع با عبارت ؛ ابهام . غموض . اغلاق . تعقید. روشن نبودن آن .
- پیچیدگی زبان ؛ گرفتگی زبان گاه تکلم . لکنت زبان . چنانکه حرف صاف نتواند زد. (از آنندراج ) :
تا هست حرف زلف تو سر داستان ما
پیچیدگی برون نرود از زبان ما.
دانش .
لخلخانیة؛ پیچیدگی و درهم آمیختگی گفتار. (منتهی الارب ).
- پیچیدگی عضله ؛ خوب رستگی آن . ضخمی ماهیچه .
- پیچیدگی عضو ؛ ناراستی آن . تاب داشتن آن .
- پیچیدگی کردن با کسی ؛پیچیدن با وی . بدرفتاری کردن با او. سخت گرفتن با او.
... ادامه
543 | 0
مترادف: ابهام، اشكال، پيچش، تعقيد، دشواري، غموض
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (حاصل مصدر)
مختصات:
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: piCidegi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 59
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
complexity | complication , convolution , intricacy , elaboration , twist , knotting , contortion , crankiness , clubfoot , complicacy , warp , labyrinth , crank , crankle , furl , intorsion , plexus , refractile , swathe
ترکی
karmaşıklık
فرانسوی
complexité
آلمانی
komplexität
اسپانیایی
complejidad
ایتالیایی
complessità
عربی
تعقيد | تعقد , شىء معقد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پیچیدگی" در زبان فارسی به معنی وضعیتی که در آن چیزها به دلیل ویژگی‌های خاص خود دشوار یا مبهم به نظر می‌رسند، استفاده می‌شود. در زیر به قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

۱. استفاده مناسب: این کلمه معمولاً در متون علمی، فنی، فلسفی و ادبی به کار می‌رود و به مفهوم معانی همچون دشواری، غموض و چندلایه بودن اشاره دارد.

۲. نوشتار صحیح: توجه داشته باشید که "پیچیدگی" به شکل درست آن نوشته شود و از اشتباهات نوشتاری پرهیز شود.

۳. تکیه‌گاه و زمینه: از این واژه در جملات باید به‌گونه‌ای استفاده کنید که مفهوم آن روشن باشد. به عنوان مثال: "پیچیدگی این مسأله نیاز به بررسی دقیق‌تری دارد."

۴. تلفظ صحیح: این واژه به صورت 'پی‌چیدگی' تلفظ می‌شود که هر دو بخش آن به‌خوبی شنیده می‌شوند.

۵. جمع و مفرد: "پیچیدگی" به عنوان یک اسم جمع‌پذیر به کار نمی‌رود، بنابراین نیازی به جمع بستن آن نیست.

۶. هم‌نشینی با دیگر کلمات: این کلمه معمولاً با صفت‌ها و افعال مناسب ترکیب می‌شود. به عنوان مثال: "پیچیدگی مسائل اجتماعی" یا "پیچیدگی الگوهای رفتاری".

توجه به این نکات باعث می‌شود که استفاده شما از کلمه "پیچیدگی" در متن‌های مختلف دقیق و موثر باشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "پیچیدگی" در جملات مختلف آورده شده است:

  1. پروژه جدید به دلیل پیچیدگی‌های فنی‌اش نیاز به زمان بیشتری دارد.
  2. در ریاضیات، پیچیدگی مسائل ممکن است برخی از دانش‌آموزان را سردرگم کند.
  3. پیچیدگی‌های اجتماعی در این منطقه باعث شده است که حل معضلات اجتماعی دشوارتر شود.
  4. او به دلیل پیچیدگی‌های شخصیتش، همیشه مورد توجه دیگران قرار می‌گرفت.
  5. در بررسی داستان، پیچیدگی‌های روابط بین شخصیت‌ها نقش کلیدی دارند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: بغرنجی، درهمی، هم تافتی، سختی، حلقه، پیچ، ریزه کاری، تودرتویی، جزئيات، تاب، پیچ خوردگی، نخ یا ریسمان تابیده، شکنج، کج پا، کجی، کار پیچیده، پیچ و تاب، تار، ریسمان، دخمه پرپیچ و خم، لابیرنت، ماز، پلکان مارپیچ، خم، میل لنگ، هندل، دسته محور، بست زانویی، خمیدگی، پیچ و خم، طومار، پیچش، پیچش ساقه، انعطاف، شبکه، چیزهای درهم پیچیده، نوار، راه باریک، ردیف باریک، اثر ماشین چمن زنی، فتق بند

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری