جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پیروزی . (حامص ) بر وزن و معنی فیروزی ، که ظفرو نصرت یافتن بر اعدا باشد. (برهان ). فرهی بر اعدا که بتازیش ظفر خوانند. (شرفنامه ). فلج . رشاد. نجح . نجاح . (منتهی الارب ). فوز. مفاز. ظفر. فلاح . نصرت . نصر.غلبه . فتح . کامروائی . کامیابی . توفیق . برآمدن حاجت .روائی حاجت . (شرفنامه ٔ منیری ). فیروزی : بپیروزی اندر نیایش کنیم جهان آفرین را ستایش کنیم . فردوسی . چرا کشتی آن دادگر شاه را خداوند پیروزی و گاه را. فردوسی . سپاس از خداوند خورشید و ماه کزویست پیروزی و دستگاه . فردوسی . وزویست پیروزی و فرهی همان تخت و دیهیم شاهنشهی . فردوسی . سیاوش چو پیروز بودی بجنگ برفتی بسان دلاور نهنگ . فردوسی . بپیروزی بخت و از فر شاه کنم روز بدخواه چون شب سیاه . فردوسی . که امروز من دیدم ای سرکشان ز پیروزی و شهریاری نشان . فردوسی . همیشه به پیروزی و فرهی کلاه بزرگی وتاج مهی . فردوسی . خداوند کیهان و خورشید و ماه خداوند پیروزی و دستگاه . فردوسی . بپیروزی دادگر یک خدای سر جادوان اندر آرم بپای . فردوسی . فرامرز پیش پدر شد چو گرد بپیروزی روزگار نبرد. فردوسی . بپیروزی اندر ستایش کنید جهان آفرین را نیایش کنید. فردوسی . برای خداوند خورشید و ماه توان یافت پیروزی و دستگاه . فردوسی . چو پیروزی ما نیاید پدید دل از نیکبختی بباید کشید. فردوسی . نخستین که گفتی ز شاهان سخن ز پیروزی رزمهای کهن . فردوسی . بپیروزی اندر تو کشی مکن اگر تو نوی هست گیتی کهن . فردوسی . وزویست پیروزی و فرهی دل و داد و دیهیم شاهنشهی . فردوسی . خداوند کیوان و خورشید و ماه کز اویست پیروزی و دستگاه . فردوسی . چو پیروزی و فرهی یابد او بسوی بدی هیچ نشتابد او. فردوسی . چنین گفت [ خاقان چین ] با نامداران براز که چون گردد این کار بر ما دراز نیاید پدیدار پیروزیی درخشیدنی بادل افروزیی . فردوسی . ز پیروزی چین چو سر برفراخت همه کامگاری ز یزدان شناخت . فردوسی . خداوند پیروزی و دستگاه خداوندکیوان و بهرام و ماه . فردوسی . که بیژن بپیروزی آمد چو شیر درفش سیه را سر آورده زیر. فردوسی . خداوند پیروزی و فرهی همان تخت و دیهیم شاهنشهی . فردوسی . بپیروزی اندر غم آمد مرا بسور اندرون ماتم آمد مرا. فردوسی . که این جام پیروزی جان ماست سر اختران زیر فرمان ماست . فردوسی . همی خواست پیروزی و دستگاه نبود آگه از بخش خورشید و ماه . فردوسی . کزویست پیروزی و دستگاه هم او آفریننده ٔ مهر و ماه . فردوسی . ترا باد پیروزی و فرهی بزرگی و دیهیم شاهنشهی . فردوسی . ز یزدان سپاس و بدویم پناه که او داد پیروزی و دستگاه . فردوسی . فدای سپه کرده ای جان و تن بپیروزی روزگار شکن . فردوسی . فلک مر قلعه و مر باغ او را بپیروزی درافکنده ست بنیان یکی را سد یأجوجست دیوار یکی را روضه ٔخلدست بالان . عنصری . هزار سال همیدون بزی بپیروزی بمردمی و به آزادگی و نیک خوی . منوچهری . بپیروزی و بهروزی همی زی با دل افروزی بدولتهای ملک انگیز و بخت آویز اخترها. منوچهری . گه رزم پیروزی از اخترست نه ازگنج بسیار و از لشکرست . اسدی . بجنگ ارچه رفتن ز بهروزیست گریز بهنگام پیروزیست . اسدی . گفتم که نفس ناطقه را چیست آرزو گفتا بقا و شادی و پیروزی و ظفر. ناصرخسرو. آنچه باید همی دهی روزی گاه حرمان و گاه پیروزی . سنائی . ای بپیروزی گرفته ملکت افراسیاب آفتاب ملکی و ملکت چو روی آفتاب . سوزنی . بادآیت پیروزی در شانت شبانروزی فرخنده بنوروزی دیدار تو عالم را. خاقانی . بپیروزی خود قوی دل مباش ز ترس خدا هیچ غافل مباش . نظامی . درِ پیروزه گون گنبد گشادند بپیروزی جهان را مژده دادند. نظامی . بیار ای باد نوروزی نسیم از باغ پیروزی که بوی عنبرآمیزش ببوی یار ما ماند. سعدی . 1- توفيق، فوز، كاميابي، موفقيت، نجاح
2- چيرگي، ظفر، غلبه، فتح، فيروزي، نصرت شكست، ناكامي victory, win, triumph, success, conquest, achievement انتصار، فوز، نصر، ظفر، ظفر نصر zafer la victoire sieg victoria vittoria چیرگی، برد، جشن پیروزی، فتح و ظفر، موفقیت، کامیابی، توفیق، نتیجه، ترقی، تسخیر، دست یابی، انجام، کار بزرگ، پیروز
کلمه "پیروزی" در زبان فارسی به معنای موفقیت یا دستیابی به هدف است و در نوشتار و گفتار قواعد خاصی دارد. در زیر به توضیحات مربوط به این کلمه و قواعد نگارشی مرتبط با آن میپردازیم:
نقطهگذاری:
کلمه "پیروزی" میتواند در جملات مختلف بهکار رود و بسته به موقعیت، باید مراقب نقطهگذاری مناسب باشید. بهعنوان مثال:
"پیروزی در این مسابقه نیاز به تمرین مداوم دارد."
جمع بستن:
جمع "پیروزی" به "پیروزیها" تغییر میکند.
مثال: "پیروزیهای تیم ما در سالهای اخیر چشمگیر بوده است."
شهرت و ترکیبها:
این کلمه ممکن است در ترکیبهای مختلف بهکار رود، مانند:
"پیروزی بزرگ"
"پیروزی چشمگیر"
وضعیتهای صرفی:
"پیروزی" از نظر دستوری یک اسم است و در جملات میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا دیگر نقشها به کار رود.
مثال: "پیروزی ما به تلاش و همکاری تیم بستگی دارد."
حالتهای صفت و قید:
از این واژه میتوان بهعنوان صفت و قید نیز استفاده کرد:
"پیروزیآفرین" به معنای کسی که به پیروزی منجر میشود و
"پیروزیبخش" به معنای چیزی که باعث پیروزی میشود.
جایگاه کلمه:
این کلمه بسته به معنا و مفهوم جمله میتواند در جایگاههای مختلف قرار گیرد. مثلاً:
"ما به دنبال پیروزی هستیم." (مفعول)
"پیروزی ما حتمی است." (فاعل)
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "پیروزی" بهدرستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پیروزی" در جمله آورده شده است:
تیم فوتبال شهر ما در مسابقه نهایی با یک بازی فوقالعاده به پیروزی رسید.
پیروزی در این رقابت نتیجه زحمات و تلاشهای مستمر ما بود.
او بعد از سالها تلاش و تمرین، بالاخره به پیروزی در مسابقات جهانی دست یافت.
پیروزی در این انتخابات نمایانگر حمایت مردم از برنامههای ماست.
جشن بزرگ پیروزی در میدان شهر برگزار شد و مردم با شادی و سرور به خیابانها آمدند.
اگر نیاز دارید، میتوانم مثالهای بیشتری نیز ارائه دهم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: چیرگی، برد، جشن پیروزی، فتح و ظفر، موفقیت، کامیابی، توفیق، نتیجه، ترقی، تسخیر، دست یابی، انجام، کار بزرگ، پیروز