جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پیری . (حامص ) حالت و چگونی پیر. مقابل جوانی . سالخوردگی . کهنسالی . شیخوخیت . شیخوخت . شیب . (دهار). کبر. مشیب . (منتهی الارب ). شیبة. (دهار). شعرة. مهرمة. معتصر. نذیر. ابومالک . ابن مالک . ابن ماء. (مرصع). وضح .هدّ. ذرءة. قتیر. سعسعه . (منتهی الارب ) : جوان تاش پیری نیاید بروی جوانی بی آمرغ نزدیک اوی . ابوشکور. همه چیز پیری پذیرد بدان مگر دوستی کان بود جاودان . ابوشکور. پیری آغوش باز کرده فراخ تو همی کوش با شکافه ٔ غوش . کسایی . برآمد ابر پیریت از بناگوش مکن پرواز گرد رود و بگماز. کسایی . پیری مرا بزرگری افکند ای شگفت بی گاه و دود زردم و همواره سرف سرف زرگر فروفشاند کرف سیه بسیم من باز برفشاندم سیم زده بکرف . کسائی . ز ناگه بار پیری در من افتاد چو بر خفته فتدناگه کرنجو. فرالاوی . جوانی که جانش بخواهد برید کجا میتواند به پیری رسید. فردوسی . چو برشصت شد سالیان قباد نبد روز پیری هم از مرگ شاد. فردوسی . ز جای پرستش به آوردگاه بشد [ لهراسب ] برنهاد آن کیانی کلاه . به پیری بغرید چون پیل مست یکی گرزه ٔ گاوپیکر بدست . فردوسی . ز پیری و از تابش آفتاب غمی گشت و بخت اندرآمد بخواب . فردوسی . هنوز ای پسر گاه آرایش است نه هنگام پیری و بخشایش است . فردوسی . جوان را بود روز پیری امید نگردد سیه موی گشته سپید. فردوسی . گر بجوانی و به پیریستی پیر بمردی و جوان زیستی . عسجدی . همچو انگور آبدار بدی نون شدی چون سکج ز پیری خشک . لبیبی . نیکوست بچشم من در پیری و برنایی خوبست بطبع من در خوابی و بیداری . منوچهری . گر بنزد تو بپیریست بزرگی ، سوی من جز علی نیست بنایب نه حکیم و نه کبیر. ناصرخسرو. وین عیش چو قند کودکی را پیری چو کبست کرد و خربق . ناصرخسرو. پیری ای خواجه یکی خانه ٔ تنگست که من در او را نه همی یابم هر سو که دوم . ناصرخسرو. چون مرا پیری ز روز و شب رسید نیست روز و شب همانا جز عذاب . ناصرخسرو. ز بیم لشکری پیری بزندان منغص گشته بر من زندگانی . مسعودسعد. چون به پیری رسیده می بینم پیر اگر شیر هم بود پیرست . سنائی . گر پیر خورد [ می را ] جوانی از سر گیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد. نظامی . بگذر ازین پی که جهانگیری است حکم جوانی مکن این پیری است . نظامی . در جوانی بخویش میگفتم شیر اگر پیر هم شود شیرست پیری و جوانی چو شب و روز برآمد ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم . سعدی . قوت سرپنجه ٔ شیری نماند راضیم امروز به پیری چو یوز. سعدی . عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میم ده که به پیری برسی . حافظ. جوانی گفت با پیری چه تدبیر که یار از من گریزد چون شوم پیر جوابش گفت پیر نغزگفتار که در پیری تو هم بگریزی از یار. تخویص ؛ هویداشدن پیری در کسی . عشمة؛ پیری و خرفی . (منتهی الارب ).تخییط؛ پیری در چیزی پیدا شدن . - امثال : پیریست و هزار عیب . از جوانی تا پیری ، از پیری تا بمیری . پیری و صد عیب چنین گفته اند . سر پیری معرکه گیری . پیری نداری پیری بخر . پیری به هزار عیب آراسته است . - روز پیری ؛ گاه سالخوردگی . هنگام کهنسالی . || پیر بودن . مقام مرادی و رهبری و شیخوخیت داشتن . - مقام پیری ؛ شیخوخیت . رجوع به پیر و نیز رجوع به تمدن اسلام جرجی زیدان ج 5 ص 55 شود. سالخوردگي، سالمندي، شيخوخيت، كبر، كهنسالي، هرم شباب age, old age, senescence, senility سن، عمر، عصر، دهر، متوسط، طوال، دور، قدم، هرم، شيخ، أنضج ihtiyarlık vieillesse hohes alter vejez vecchiaia سن، عصر، عمر، دوره، سن بلوغ، سالخوردگی، کهولت، خمود، پیر
سن|عمر , عصر , دهر , متوسط , طوال , دور , قدم , هرم , شيخ , أنضج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیری" در زبان فارسی به معنای دوران زندگی انسانها در سنین بالا و معمولاً به همراه تغییرات جسمی و روحی مربوط به آن است. در مورد نگارش و استفاده از این کلمه قواعد و نکات زیر را میتوان در نظر گرفت:
نوشتار صحیح: کلمه "پیری" به صورت صحیح نوشته میشود و نیاز به هیچ گونه علامت اضافی ندارد.
مفرد و جمع: "پیری" به صورت مفرد به کار میرود. برای جمعبندی این کلمه میتوان از "پیریها" استفاده کرد، اما این مورد کمتر رایج است.
حروف اضافه: این کلمه میتواند با حروف اضافه مانند "در" و "به" ترکیب شود. به عنوان مثال: "در پیری" یا "به پیری".
قیدهای زمان: میتوان این کلمه را در ترکیب با قیدهای زمان مانند "فردا در پیری" یا "در اوایل پیری" به کار برد.
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات به عنوان اسم به کار برود. برای مثال: "پیری زمان استراحت و تفکر است."
حالتهای توصیفی: میتوان از این کلمه در توصیف حالات یا ویژگیهای افراد در سنین بالا استفاده کرد. به عنوان مثال: "در پیری، انسانها معمولاً به تجربیات زندگی بیشتر توجه میکنند."
قواعد املایی: هنگام نوشتن این کلمه به قواعد املایی و نگارشی توجه کنید و از اشتباهات املایی دوری کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "پیری" به طور صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "پیری" در جملات آورده شده است:
پیری به ما یادآوری میکند که باید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.
او در پیری به تجربیات گرانبهایی دست یافته است که به جوانترها منتقل میکند.
در پیری، برخی از افراد احساس تنهایی بیشتری میکنند.
پیری بر روی سلامتی افراد تأثیرگذار است و نیاز به مراقبت بیشتری دارد.
او به رغم پیری هنوز هم روحیه جوان و فعالی دارد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!