جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پیشتر. [ ت َ ] (ص تفضیلی ، ق ) (از: پیش + تر، علامت تفضیل ) سابق . سابقاً. از پیش . قبلاً. مقابل پس تر. از پیش پیش . اسبق . اقدم : چنان بد که یک روزپرویز شاه همی آرزو کرد نخجیرگاه بیاراست بر سان شاهنشهان که بودند ازو پیشتر در جهان . فردوسی . هنرها ز زن مرد را بیشتر ز زن مرد بد در جهان پیشتر. فردوسی . زمین کهستان وراداد شاه [کاوس ] که بود از سزاوار تخت و کلاه چنین خواندندش همی پیشتر که خوانی کنون ماوراءالنهر. فردوسی . یاد نکنی چون همی آن روزگار پیشتر تو تبوراکی بدست و من یکی بربط بچنگ . حکیم غمناک (از فرهنگ اسدی ). همچوسلیمان که پیش بود ز داود پیشتر از زال بود رستم بن زال . منوچهری . در کف من نه نبید پیشتر از آفتاب نیز چه سوزم بخور، نیز چه بویم گلاب . منوچهری . گفت اگر پیشتر مقرر گشتی چه کردی ؟ گفت هر دو را از دیوان دور کردمی . (تاریخ بیهقی ). پیشتر از ما دگران بوده اند کز طلب جاه نیاسوده اند. نظامی . نبودیم ازین پیشتر سست کوش کنون گرمتر زان بر آریم جوش . نظامی . پیشتر از پیشتران وجود کآب بخوردند زدریای جود. نظامی . وانگه که به تیرم زنی اول خبرم کن تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را. سعدی . || جلوتر : بدو گفت ازیدر مرو پیشتر بمن دار گوش از یلان بیشتر. فردوسی . تو زآن نامداران نه ای بیشتر ازین در که رفتی مشو پیشتر. فردوسی . گفت چرا نام خویش پیشتر از نام من نبشت . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 106). پیشتر آ، تا بگویم قصه ای بو که یابی از بیانم حصه ای . مولوی . قدم من بسعی پیشتر است پس چرا حرمت تو بیشتر است . سعدی . هیت لک ؛ پیشترآی . رجوع به شواهد کلمه ٔ پیش در معانی مختلفه ٔ آن شود. - پیشتر شدن ؛ جلوتر شدن . رفتن پیش از دیگران . - || جلو افتادن . سابق آمدن : همه اسبان بدوانیدند تا کدام اسب پیشتر دود، اسپی بود آن ِ منذر... او پیشتر شد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). 1- فراتر
2- سابقاً، قبلاً، گذشته، ماقبل بعدتر before, formerly, earlier قبل، أمام، خضل، وسخ، من قبل، في حضرة daha erken plus tôt früher más temprano prima قبل، در حضور، سابق، جلو، سابقا، قبلا، پیش
کلمه "پیشتر" در زبان فارسی به معنای "قبلاً" یا "قبل از این" استفاده میشود. در نگارش فارسی، چند نکته وجود دارد که در استفاده از این کلمه و قواعد مربوط به آن باید رعایت شود:
جایگاه واژه: "پیشتر" معمولاً در جملات به عنوان قید زمان استفاده میشود و معمولاً در ابتدای جمله یا بعد از فعل قرار میگیرد.
مثال: "پیشتر از این، چنین موضوعی مطرح نشده بود."
نقطهگذاری: اگر "پیشتر" در ابتدای جمله قرار بگیرد، نیاز به ویرگول ندارد؛ اما اگر در وسط جمله بیاید، ممکن است بسته به ساختار جمله به ویرگول احتیاج داشته باشد.
مثال: "من پیشتر این کتاب را خوانده بودم."
انتخاب صحیح: در برخی موارد، باید توجه داشت که "پیشتر" به معنای "قدم اول" نیست و بیشتر به زمان اشاره دارد. از این رو، در انتخاب واژهها و جملات دقت کنید.
مثال: "موضوع پیشتر مورد بحث قرار گرفته است" به جای "موضوع پیشتر قدم اول بود."
استفاده از کلمات هممعنا: در برخی مواقع میتوان از کلمات هممعنا مانند "قبلاً" یا "پیش از این" بهجای "پیشتر" استفاده کرد، البته بسته به سلیقه و سبک نوشتار.
مثال: "قبلاً این موضوع را بررسی کرده بودیم."
با رعایت این نکات، میتوانید بهخوبی از کلمه "پیشتر" در نگارشهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پیشتر" در جملات آورده شده است:
پیشتر در مورد این موضوع صحبت کرده بودیم.
این کتاب پیشتر منتشر شده و به سرعت مشهور شد.
من پیشتر این فیلم را دیدهام و از آن لذت بردهام.
پیشتر از این، نتایج بهتری در امتحانات خود کسب کرده بودم.
ما پیشتر قرار گذاشته بودیم که در این روز ملاقات کنیم.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: قبل، در حضور، سابق، جلو، سابقا، قبلا، پیش
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر