شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

anticipation  |

پیشدستی

معنی: پیشدستی . [ دَ ] (حامص مرکب ) سبقت جویی بر کسی در کاری . پیشی گرفتن بر کسی یا چیزی . زودتر اقدام کردن در کاری از دیگری . سبقت . تبادر. مبادرت . مسابقه . (زمخشری ) (دهار). سبقت نمودن . (غیاث ). فرط. (دهار) :
چنین داد پاسخ که دانی درست
که از ما نبد پیشدستی نخست .
فردوسی .
اگر جنگ با نادرستی کنید
بکار اندرون پیشدستی کنید.
فردوسی .
تو پیروزی از پیشدستی کنی
سرت پست گردد چو سستی کنی .
فردوسی .
بکاری که تو پیشدستی کنی
بد آید که کندی و سستی کنی .
فردوسی .
بدین کار او پیشدستی کند
ز برنایی و تندرستی کند.
فردوسی .
بسالار گفتی که سستی مکن
همان تیزی و پیشدستی مکن .
فردوسی .
بما بر همه پیشدستی تراست
همه نیستانیم و هستی تراست .
فردوسی .
مبیناد هرگز کس آن روزگار
که او پیشدستی نماید بکار.
فردوسی .
که گر داد بودی بدلت اندرون
ترا پیشدستی نبودی بخون .
فردوسی .
مگر مانده گردند و سستی کنند
بجنگ اندرون پیشدستی کنند.
فردوسی .
مکن پیشدستی که در جنگ ما
کنند این دلیران خود آهنگ ما.
فردوسی .
بپرسش یکی پیشدستی کنم
از آن به که در جنگ سستی کنم .
فردوسی .
شما را بدین پیشدستی بجنگ
ندیدیم با طوس جای درنگ .
فردوسی .
که از ما نبد پیشدستی نخست
از افراسیاب آمد این کین درست .
فردوسی .
که هرگز خود افراسیاب این نکرد
کند پیشدستی بجوید نبرد.
فردوسی .
آنجا که پیش بینی باید موفقی
آنجا که پیشدستی باید مظفری .
معروفی .
بجای پیشدستی پیش دستی
بجای بردباری برد باری .
عنصری .
بکین هر زمان پیشدستی کنم
بیک دست با پیل کستی کنم .
اسدی .
پس بضرورت اندر چنین احوالها از پیش دستی آفت ایمن نتوان بود. و هر سه تدبیر بکار باید داشت هم بیرون کردن خون و هم کم کردن غذا و هم بدل کردن مزاج . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). دیگران با یکدیگر پیشدستی میکردند. (کلیله و دمنه ).
برین ختم شد رخصت رهنمون
که شه پیشدستی نیارد بخون .
نظامی .
امیرالمؤمنین المسترشد باﷲ خواست تا برو پیشدستی نماید. (جهانگشای جوینی ). مفارطة، پیشدستی نمودن . (منتهی الارب ). || نیابت . (غیاث ) (آنندراج ). || (ص نسبی ، اِ مرکب ) بشقاب . ظرفی که بهنگام غذا خوردن برابر هریک از خورندگان غذا نهند تا از ظرف کلان تر برای وی در آن غذا نهند.
... ادامه
800 | 0
مترادف: تقدم، سبقت، سبقتجويي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: ( ~.) (حامص .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: piSdasti
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 786
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
anticipation | advance
ترکی
ön alım
فرانسوی
préemption
آلمانی
vorkaufsrecht
اسپانیایی
derecho preferente de compra
ایتالیایی
prelazione
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پیشدستی" در زبان فارسی به معنای اقدام یا عملی است که پیش از دیگران انجام شود یا به نوعی پیش‌دستی کردن به کار می‌رود. در نوشتن و استفاده از این کلمه، می‌توانید به نکات زیر توجه کنید:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "پیشدستی" به شکل صحیح باید نوشته شود و از نوشتن اشکال نادرست مانند "پیش دستی" یا "پیش‌دستی" خودداری شود، مگر در موارد خاص که قواعد خاصی ایجاب کند.

  2. جنس و شمار: "پیشدستی" به عنوان یک اسم جمع در موارد مختلف می‌تواند به کار برود. برای مثال:

    • مفرد: پیشدستی
    • جمع: پیشدستی‌ها
  3. نقش نحوی: این کلمه می‌تواند در جمله به عنوان اسم فاعل، اسم مفعول یا سایر نقش‌های نحوی به کار رود. باید دقت شود که کلمه با سایر اجزای جمله هماهنگ باشد.

  4. استفاده در متن: هنگام استفاده از "پیشدستی" به معنای پیش‌دستی کردن یا اقدام کردن، جمله باید به گونه‌ای تنظیم شود که مفهوم واضح و روشنی داشته باشد. به عنوان مثال:

    • "او با پیشدستی در این پروژه، همه را شگفت‌زده کرد."
  5. آشنایی با معانی و هم‌معانی: ممکن است برای "پیشدستی" معانی مختلفی وجود داشته باشد؛ بنابراین، قبل از استفاده از آن، مفهومی که مد نظر دارید را به‌خوبی درک کنید. هم‌معانی این کلمه ممکن است شامل "پیشگامی"، "پیش‌دستی کردن" و ... باشد.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "پیشدستی" در نوشتار و گفتار خود بهره‌برداری کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پیشدستی" به کار رفته است:

  1. در مذاکرات، او همیشه پیشدستی می‌کند و نظراتش را قبل از دیگران مطرح می‌کند.
  2. پیشدستی کردن در برخی موارد می‌تواند به روابط تیمی آسیب بزند.
  3. او به خاطر پیشدستی در خرید وسایل، به دوستانش پیشنهاد خرید ارزان‌تر را داد.
  4. گاهی اوقات پیشدستی در تصمیم‌گیری‌ها، به بهبود نتایج کمک می‌کند.
  5. پیشدستی کردن در یادداشت‌برداری به او این امکان را داد که در کلاس بهتر از بقیه متوجه مطالب شود.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا موضوع خاصی مدنظرتان است، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: پیش بینی، انتظار، وقوع قبل از موعد مقرر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری