جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پیوستگی . [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی پیوسته . شحشح . مقابل گشادگی . مقابل جدائی و بین . مقابل گسستگی و انفصال : و کیفیت هر اندامی و گردانی و سبکی و گشادگی و پیوستگی و نرمی و سختی هر یک از گونه ٔ دیگر است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). هر که را با اختری پیوستگی است مرورا با اختر خودهم تکی است . مولوی . قبوة؛ پیوستگی میان دو لب . تهود؛ پیوستگی جستن بر هم . (منتهی الارب ). || اتصال . (دانشنامه ٔ علائی ). اتحاد. اتفاق . یکی شدن : به پیوستگی جان خریدم همی جز این نیز چاره ندیدم همی . فردوسی . همی تخت زرین کمینگه کنید ز پیوستگی دست کوته کنید. فردوسی . شنیدم ز پیوستگی هرچه گفت ز پاکان که او دارد اندر نهفت . فردوسی . نگه کرد مرغ اندرآن خستگی بجست اندرو روی پیوستگی . فردوسی . میان دو تن جنگ و کین افکند بکوشد که پیوستگی بشکند. فردوسی . چو جوید کسی راه پیوستگی هنر باید وشرم و آهستگی . فردوسی . که بر شاه ایران کمین ساختی به پیوستگی در بد انداختی . فردوسی . به پیوستگی بر گوا ساختند چو زین شرط و پیمان بپرداختند. فردوسی . به پیوستگی چون جهان رای کرد دل هر کسی مهر را جای کرد. فردوسی . || مواصلت . وصول . وصلة. (منتهی الارب ). وصال . وصلت : بخون نیز پیوستگی ساختم دل از کین ایران بپرداختم . فردوسی . با خاندان بزرگ پیوستگی کرده بود چون بوالنصر ز خودی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 529). در آن حال که با رودابه دختر شاه کابل پیوستگی خواست کرد... (چهار مقاله ). و اندر آن شهر از قرابت کیستت ؟ خویشی و پیوستگی با چیستت ؟. مولوی . صله ٔ رحم ؛ با خویشان پیوستگی کردن . || نظام . || نظم : چو این کرده باشد که کردیم یاد سخن را بپیوستگی داد داد. فردوسی . || استمرار. دیمومت . ادامه . استدامه . دوم . بقا. تسلل . سلسله . ابدیت . دوام : شادیش باد و کامروائی و مهتری پایندگی سعادت و پیوستگی ظفر. فرخی . 1- اتصال، ارتباط، تعلق، رابطه، علاقه، علقه
2- استمرار، بقا، دوام
3- مواصلت، وصلت گسستگي continuity, conjunction, connection, cohesion, association, unity, affiliation, alliance, bond, affinity, union, adherence, incorporation, coalition, connexion, conjugation, juncture, concrescence, joinder, zygosis الدوام، المتصلية، الاستمرارية süreklilik continuité kontinuität continuidad continuità تسلسل، حرف ربط، عطف، ترکیب عطفی، ربط، پیوند، چسبندگی، هم بستگی، جاذبه مولکولی، انجمن، تجمع، وابستگی، مشارکت، اتحاد، وحدت، واحد، یگانگی، اشتراک، شماره یک، معاهده، پیمان بین دول، اوراق قرضه، ضمانت، قید، زنجیر، نزدیکی، قوم و خویش سببی، اتحادیه، اجتماع، تبعیت، طرفداری، چسبیدن، الصاق، الحاق، تلفیق، ادخال، ائتلاف، اتحاد موقتی، نسبت، صرف، ترکیب، گشنگیری، مفصل، درزگاه، نمو مشترک، رشد با یکدیگر، اتفاق، امیختگی جنسی، لقاح
کلمه "پیوستگی" به معنای اتصالات و ارتباطات مستمر بین اجزا و عناصر مختلف است. در زبان فارسی، این کلمه به شکلهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد و قواعد نگارشی خاصی دارد. در ادامه به برخی از این قواعد اشاره میشود:
نحو: "پیوستگی" معمولاً به عنوان یک اسم استفاده میشود و میتواند به همراه صفات یا قیدها به کار رود. به عنوان مثال: "پیوستگی معنایی"، "پیوستگی ساختاری".
نقطهگذاری: اگر در یک جمله از "پیوستگی" استفاده شود و جمله به پایان برسد، باید پس از آن نقطه، کاما یا هر علامت نگارشی مناسب دیگری قرار گیرد. مثلاً: "پیوستگی بین اجزا اهمیت دارد. این موضوع همواره مورد بررسی قرار میگیرد."
صرف و نحو: "پیوستگی" میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مبتدا به کار رود. برای مثال:
فاعل: "پیوستگی ارتباطات انسانی ضروری است."
مفعول: "ما نیاز به پیوستگی بیشتری داریم."
ترکیبها: این کلمه میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود؛ به عنوان مثال: "پیوستگی فرهنگی"، "پیوستگی اجتماعی".
قید و صفت: میتوان از قیدها و صفات مختلف برای توصیف "پیوستگی" استفاده کرد. مثلاً: "پیوستگی محکم"، "پیوستگی نظری".
به طور کلی، استفاده صحیح از کلمه "پیوستگی" در جملات و رعایت قواعد نگارشی کمک میکند تا مفهوم آن به درستی منتقل شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پیوستگی" در جملات مختلف آورده شده است:
در تحقیقهای علمی، پیوستگی دادهها اهمیت زیادی دارد تا نتایج قابل اعتماد به دست آید.
پیوستگی بین اجزای طراحی موجب شده است که محصول نهایی به زیبایی و کارایی بیشتری دست یابد.
او برای حفظ پیوستگی در داستان، شخصیتها را به دقت توسعه داد.
پیوستگی در آموزش و پرورش میتواند به یادگیری عمیقتر دانشآموزان کمک کند.
مدیریت پیوستگی در پروژهها، کلید موفقیت و تحقق اهداف مشخص شده است.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظر شماست، لطفاً بفرمایید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: تسلسل، حرف ربط، عطف، ترکیب عطفی، ربط، پیوند، چسبندگی، هم بستگی، جاذبه مولکولی، انجمن، تجمع، وابستگی، مشارکت، اتحاد، وحدت، واحد، یگانگی، اشتراک، شماره یک، معاهده، پیمان بین دول، اوراق قرضه، ضمانت، قید، زنجیر، نزدیکی، قوم و خویش سببی، اتحادیه، اجتماع، تبعیت، طرفداری، چسبیدن، الصاق، الحاق، تلفیق، ادخال، ائتلاف، اتحاد موقتی، نسبت، صرف، ترکیب، گشنگیری، مفصل، درزگاه، نمو مشترک، رشد با یکدیگر، اتفاق، امیختگی جنسی، لقاح