شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tāk
vine  |

تاک

معنی: تاک . (اِ) درخت انگور. (لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص 250) (شرفنامه ٔ منیری ) (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ اوبهی ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ نظام ). در تکلم موو نام دیگرش رز است . (فرهنگ نظام ). درخت رز و نهال رز. (ناظم الاطباء). کرم . نامیة. (السامی فی الاسامی چ تهران ص 104) . گاهی «تاک » را به «رز» اضافه کنند بهمین معنی : فرخو؛ پیراستن تاک رز بود. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
تاک رز بینی شده دینارگون
پرنیان سبز او زنگارگون .
رودکی (از لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص 250).
یک لخت خون بچه ٔ تاکم فرست از آنک
هم بوی مشک داردو هم گونه ٔ عقیق .
عماره (از لغت فرس اسدی ایضاً).
بیاور آنکه گواهی دهد ز جام که من
چهار گوهرم اندر چهار جای مدام
زمرد اندر تاکم ، عقیقم اندر غژب
سهیلم اندر خم ، آفتابم اندر جام .
ابوالعلاءششتری (از لغت فرس ایضاً ص 27).
ز تاک خوشه فروهشته و ز باد نوان
چو زنگیانی بر بازپیچ بازیگر.
بوالمثل (از لغت فرس اسدی ایضاً ص 57).
انگور و تاک او نگر و وصف او شنو
وصف تمام گفت ز من بایدت شنید.
بشار مرغزی .
شد گونه گونه تاک رز چون پیش نیل رنگرز
اکنونْت ْ باید خز و بز گرد آوری و اوعیه .
منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 79).
تاک رز را دید آبستن چون داهان
شکمش خاسته همچون دم روباهان .
منوچهری (دیوان ایضاً ص 161).
کشیده سر شاخ میوه بخاک
رسیده بچرخشت میوه ز تاک .
اسدی .
عیب ناید بر عنب چون بود پاک و خوب و خوش
گرچه از سرگین برون آید همی تاک عنب .
ناصرخسرو.
تو ز خوشه عصیر چون یابی
تا نگیرد ز تاک خوشه عصیر.
ناصرخسرو.
تا که سرانگشت تاک کرد خزان فندقی
کرد چمن پرنگار پنجه ٔ دست چنار.
خاقانی .
تاک انگور تا نگرید زار
خنده ٔ خوش نیارد آخر کار.
نظامی .
پادشه همچو تاک انگور است
درنپیچد در آن کزو دوراست .
نظامی .
تو گفتی خرده ٔ مینا بر خاکش ریخته است و عقد ثریا از تاکش درآویخته .(گلستان ).
تاک از پی غوره میدهد مل
شاخ از پس سبزه میدهد گل .
امیرخسرو دهلوی .
قصه ٔ تقصیر ایشان را که در عمارت رز خواجه علاءالدین کرده بودند بر ایشان خواندند و مواضع تقصیر را روشن بیان کردند بمثابتی که فرمودند در عمارت فلان تاک و فلان تاک تقصیر کردید. (انیس الطالبین بخاری نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ لغت نامه ٔ دهخدا ص 103).
بودم آن روز من از طایفه ٔ دردکشان
که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان .
جامی (دیوان چ هاشم رضی ص 591).
تاک را سیراب کن ای ابر رحمت زینهار
قطره تا می میتواند شد چرا گوهر شود؟
(از انجمن آرا) (آنندراج ).
رجوع به مو و رز و تاکستان شود.
- ترکیبها :
آب تاک . زاده ٔ تاک . زبان تاک . طارم تاک . (از آنندراج ).
- امثال :
تاک فروختن و چرخشت خریدن ، چون گولان ؛ گرانی را به ارزانی بدل دادن . (امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 536).
|| شاخ و شاخه (اعم از رز و جز آن ) :
چو آن سرو روان شد کاروانی
ز تاک سرو می کن دیده بانی .
حافظ.
|| درخت میوه را نیز گویند. (فرهنگ اوبهی ). || نیز آنچه از رسن راست می کنند و در چهر و امثال آن آویزند و بر آن چیزها میدارند، هندیش چهکا نامند.(آنندراج ). || بنائی بخم ، و طاق معرب آن است . مؤلف صراح اللغه در ذیل کلمه ٔ طوق آرد: الطاق ما عطف من الابنیة و الجمع الطاقات و الطیقان ، فارسی معرب :
تاک بر تاک شاخهای درخت
بسته بر اوج کله تخت به تخت .
نظامی .
... ادامه
923 | 0
مترادف: انگور، رز، رزبن، سليل، مو، تاكبن، سارونه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: tāk] (زیست‌شناسی)
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: tAk
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 421
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
vine | grapevine , the vine
ترکی
asma
فرانسوی
le vin
آلمانی
der weinstock
اسپانیایی
la vid
ایتالیایی
la vite
عربی
كرمة | الكرمة نبات , نبات معترش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تاک" در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی استفاده شود و بسته به کاربرد آن، قواعد نگارشی متفاوتی دارد. در زیر به برخی نکات مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. معانی و کاربردها:

    • "تاک" به معنای انگور به کار می‌رود و به عنوان اسم خاص در متون ادبی یا زراعی استفاده می‌شود.
    • در برخی مناطق، ممکن است به معنی «میخ» یا «چوب» نیز به کار رود.
  2. نحوه نوشتن:

    • کلمه "تاک" همواره باید به صورت درست و با رعایت قواعد املایی نوشته شود. به عنوان مثال، در نوشتن این کلمه از حروف فارسی استفاده کنید و از نوشتن آن به صورت لاتین یا سایر زبان‌ها خودداری کنید، مگر در موارد خاص مانند نام‌های تجاری.
  3. نقطه‌گذاری:

    • در جملاتی که کلمه "تاک" به کار می‌رود، توجه به نقطه‌گذاری و استفاده صحیح از کاما، نقطه و سایر نشانه‌ها اهمیت دارد.
    • به عنوان مثال: "تاک درختی است که میوه‌اش خوشمزه است."
  4. ترکیب‌ها و جمله‌بندی:

    • "تاک" ممکن است در ترکیب‌های مختلفی به کار رود. به عنوان مثال، "تاکستان" به معنای باغ انگور، "تاک پیوندی" و غیره.
    • در جملات، باید به ساختار گرامری توجه کرد. مثلاً: "تاک‌ها در بهار شکوفه می‌دهند."
  5. فارسی استاندارد:
    • در نوشتن متنی که شامل کلمه "تاک" است، باید به زبان فارسی استاندارد توجه داشته باشید و از اصطلاحات محلی یا غیررسمی در جاهایی که نیاز به الرسميّت است، اجتناب کنید.

با دنبال کردن این نکات می‌توانید به صورت صحیح و موثر از کلمه "تاک" در نوشتار فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "تاک" در جمله آورده شده است:

  1. تاک‌های سبز و سرسبز باغ، زیبایی خاصی به محیط می‌بخشند.
  2. با کشت تاک‌ها در زمین‌های حاصل‌خیز، می‌توانیم محصول انگور با کیفیتی تولید کنیم.
  3. او همیشه در کودکی به دنبال چیدن میوه از تاک‌های انگور حیاط بود.
  4. تاک‌ها در فصل پاییز با برگ‌های رنگارنگ خود جلوه‌ای زیبا به باغ می‌دهند.
  5. در سفر به مناطق شمالی، دیدن تاک‌های معروف آن منطقه بسیار لذت‌بخش است.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، بفرمایید!


واژگان مرتبط: درخت مو، درخت انگور، شهرت، شایعه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری