جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تبرزد. [ ت َ ب َ زَ ] (اِ) پهلوی تورزت ، سانسکریت (دخیل ) توراجه . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). تبرزه . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). نبات (فرهنگ جهانگیری ). نبات و قند سفید را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). نبات و شکر معروف است . (انجمن آرا) (آنندراج ). شکر سفید که گویا اطراف آن به تبر تراشیده اند. (فرهنگ رشیدی ). نبات که نام دیگرش قند مکرر است از شکر ساخته میشود و سخت شفاف است . (فرهنگ نظام ). قند سفید و نبات شفاف ، چون از غایت سختی قابل آن است که آن را به تبر بشکنند تبرزد نام کردند... و در سراج اللغات نوشته که تبرزدشکر سفید و سخت که گویا اطراف آن به تبر تراشیده اند. (غیاث اللغات ). طبرزد معرب آن . (فرهنگ رشیدی ) (غیاث اللغات ). طبرزد. (ناظم الاطباء). در بعضی از فرهنگها بمعنی شکر سپید نوشته اند و آن را معرب ساخته طبرزدگفتند. (فرهنگ جهانگیری ). جوالیقی بنقل اصمعی آرد: شکر طبرزد و طبرزل و طبرزن ، سه لغت معرب است و اصل آن به فارسی تبرزد است بدان سبب که اطرافش به تبر تراشیده شده است ، و تبر در فارسی «فأس » را گویند و بهمین سبب نوعی خرمای تبرزد نیز یافت شود زیرا گویی نخله ٔ آن با تبر زده شده است . (از المعرب جوالیقی ص 228). و احمد محمد شاکر در حاشیه ٔ همین صفحه آرد: «ادی شیر آرد: تبرزد شکر سپید سخت است و فارسی محض باشد مرکب از «تبر» و «زد» یعنی ضرب ، زیرا گویی با فأس کوبیده میشود» : وآن سیب چو مخروط یکی گوی تبرزد در مُعْصَفَری آب زده باری سیصد. منوچهری . گویی مکنْش لعنت دیوانه ام که خیره شکّر نهم تبرزد در موضع تبرزین . ناصرخسرو. از دست دوست هرچه ستانی شکر بود وز دست غیر دوست تبرزد تبر بود. سعدی (از فرهنگ جهانیگری ). مکش از ربقه ٔ فرمان سر تسلیم و رضا که شرنگ از کف محبوب تبرزد باشد. ابن یمین (ایضاً). || نمک سفید شفاف را نیز گفته اند. (برهان ). نمکی است مانند سنگ سپید و نبات سفید که از کوه نیشابور و دیگر جبل آورند. (انجمن آرا) (آنندراج ). قسمی از نمک که مانند سنگ شفاف است و اکنون در تکلم نمک ترکی نامیده شود. (فرهنگ نظام ). نمک بلوری و سفید و شفاف شبیه به نبات . (ناظم الاطباء). و تبرزد بجهت آن گویند که صلب و سخت است و نرم و سست نیست بواسطه ٔ آنکه احتیاج به شکستن دارد . (برهان ). رشیدی وجه تسمیه را این طور بیان میکند که نبات و نمک ترکی بنظرچنین می آید که اطرافش را با تبر تراشیده باشند. (فرهنگ نظام ). || نوعی از انگور هم هست در آذربایجان و چون دانه ٔ آن بسیار سخت است بدان سبب تبرزد گویند. (برهان ). قسمی از انگور است لطیف و شیرین . (انجمن آرا) (آنندراج ). نوعی از انگور. (ناظم الاطباء). || صمغی باشد در نهایت تلخی و آن را به عربی صبر خوانند و معرب آن طبرزد باشد. (برهان ). رستنیی است در غایت تلخی و آن را الوا نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). دارویی در نهایت تلخی که صبر نیز گویند. (ناظم الاطباء) : تبرزد همان قدر دارد که هست وگر در میان شقایق نشست . سعدی (ازفرهنگ جهانگیری ). این نیز محل تأمل است چه مصراع اول چنین مشهور است : جعل را همان قدر باشد که هست . (فرهنگ رشیدی ). رجوع به فرهنگ نظام و به همه ٔ معانی رجوع به تبرزه و طبرزد شود. نبات، تبرزه tabarzd طبرزد teberzd tabarzd tabarzd tabarzd tabarzd
کلمه "تبرزد" به معنای "حضور یابد" است و در زبان فارسی به عنوان فعل و در بعضی موارد به عنوان اسم یا صفت نیز استفاده میشود. برای استفاده صحیح این کلمه در نوشتار خود، میتوانید به قواعد زیر توجه کنید:
جنس و تعداد: کلمه "تبرزد" به صورت مفرد به کار میرود. در صورتی که بخواهید از آن در جمع استفاده کنید، باید به شکل مناسب آن تغییرات لازم را بدهید.
صرف فعل: در جملاتی که نیاز به صرف فعل دارید، توجه کنید که "تبرزد" به شکلهای مختلف میتواند به کار رود. مثلاً به زمانهای حال، گذشته، آینده و غیره.
جملات و ترکیبات: ترکیب این کلمه با دیگر کلمات میتواند معنیهای متفاوتی ایجاد کند. سعی کنید در جملات خود از ساختارهای منطقی و روان استفاده کنید.
نکات نگارشی: در نوشتار خود از قواعد نگارشی رعایت کنید؛ مثلاً استفاده درست از ویرگولها، نقطهگذاری و همینطور هماهنگی فعل با فاعل.
توجه به معنا: در استفاده از کلمه "تبرزد"، به معنی و مفهوم آن دقت کنید تا در بافت مناسب به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "تبرزد" به درستی در نوشتهها و سخنرانیهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تبرزد" در جملات مختلف آورده شده است:
درختان در فصل پاییز به رنگهای زیبا تبرزد شدهاند.
او در کنار دریاچه نشسته بود و منظره تبرزد طبیعت را تماشا میکرد.
با آمدن بهار، گلها دوباره تبرزد و شاداب میشوند.
پس از بارش باران، فضای اطراف تبرزد و معطر شد.
در این روزهای سرد زمستان، کوهها با برف سفید تبرزد به نظر میرسند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر