شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

leaving  |

ترک گرفتن

معنی: ترک گرفتن . [ ت َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ). رها ساختن . دست بداشتن . هشتن . دست بشستن از چیزی :
خوشا آن کس که پیش از مرگ میرد
دل و جان هرچه باشد ترک گیرد.
عطار.
دلی گر بدست آیدت دلپذیر
به اندک دل آزار ترکش مگیر.
سعدی (بوستان ).
- به ترک کسی گرفتن ؛ از او جدا شدن و دور شدن . او رارها کردن . از او دست بداشتن :
گفتی که ترک ِ من کن و آزاد شو ز غم
آسان به ترک همچو توئی کی توان گرفت .
امیر خسرو (ازآنندراج ).
- ترک ِ آسایش گرفتن ؛ از آسودگی و راحت اعراض کردن . تن به سختی دادن . با رنج و سختی ساختن . دل به سختی و رنج خوش داشتن :
رنجها بردیم و آسایش نبود اندر وجود
ترک ِ آسایش گرفتیم این زمان آسوده ایم .
سعدی (بدایع).
- ترک آشنائی گرفتن ؛ بیگانه شدن . بریدن از آشنایان :
تا ترک آشنائی عالم گرفته ایم
عالم تمام معنی بیگانه ٔ من است .
صائب (ازآنندراج ).
- ترک ِ جان گرفتن ؛ از جان گذشتن . دست از جان کشیدن :
سعدیا گربه جان خطاب کند
ترک ِ جان گیر و دل بدست آرش .
سعدی (طیبات ).
دلم بردی و ترک ِ جان گرفتم
جفاها کردی و آسان گرفتم .
مجد (از آنندراج ).
- ترک ِ خویش گرفتن ؛ ترک ِ خویش گفتن . خود را نادیده انگاشتن . به هستی خود بی اعتنا بودن :
جفا و جور توانی بکن که سعدی را
چو ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد؟
سعدی (خواتیم )
- ترک ِ کسی گرفتن ؛ او را رهاکردن و از او دور شدن ، روی از مصاحبت او برتافتن :
درین ره جان بده یا ترک ِ ما گیر
بدین در سر بنه یا غیر ما جوی .
سعدی (طیبات ).
ترک ِ مراد گرفتن ؛ از آرزوی خود چشم پوشیدن . بدنبال مراد خود نرفتن . از هوای دل اعراض کردن :
آن را که مراد دوست باید
گو ترک ِ مراد خویشتن گیر.
سعدی (طیبات )
... ادامه
493 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1370
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
leaving
عربی
مغادرة | مفارق برحيل , خارج , راحل , منصرف , مفارق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ترک گرفتن» در زبان فارسی به معنای ترک خوردن یا شکستن یک سطح است. برای استفاده درست از این کلمه و قواعد نگارشی مربوط به آن، نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. نوشتار صحیح: کلمه «ترک گرفتن» به صورت جدا نوشته می‌شود. بنابراین دقت کنید که این دو کلمه به هم نچسبند.

  2. کاربرد: این عبارت معمولاً برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که یک شیء، مانند کاشی، دیوار، یا هر سطح دیگری، تحت تأثیر فشار، تغییر دما یا عوامل دیگر دچار ترک شود. مثلاً: «دیوار بعد از زلزله ترک گرفت.»

  3. زمان فعل: بسته به زمان جمله، شکل فعل «گرفتن» تغییر می‌کند. به عنوان مثال:

    • زمان حال: دیوار ترک می‌گیرد.
    • زمان گذشته: دیوار ترک گرفت.
    • زمان آینده: دیوار ترک خواهد گرفت.
  4. نکات نگارشی:

    • استفاده از علامت‌های نگارشی (نقطه، ویرگول) به شکل صحیح در جملات.
    • اطمینان از عدم تکرار یا استفاده نادرست از واژه‌ها در متن.
  5. تنوع در جملات: می‌توان از تنوع‌های مختلف برای توصیف «ترک گرفتن» استفاده کرد. مثلاً:
    • «هنگامی که گرما زیاد شد، شیشه ترک گرفت.»
    • «بنا به گزارش‌ها، پل در اثر فشار زیاد ترک برداشت.»

با رعایت این نکات، می‌توانید به‌صورت درست و تأثیرگذار از عبارت «ترک گرفتن» در نوشتار خود استفاده کنید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری