جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ترگ . [ ت َ ] (اِ) همان ترک با کاف تازی است که گذشت . (شرفنامه ٔ منیری ). ترک و خود و مغفر: (ناظم الاطباء) : خدنگی که پیکانش بد بیدبرگ فرو دوخت بر تارک ترک ترگ . فردوسی . چه افسر نهی بر سرت بر، چه ترگ بر او بگذرد چنگ و دندان مرگ . فردوسی . که تا کی بود در جهان مرگ اوی کجا تیره گردد سر و ترگ اوی . فردوسی . به شمشیر شیران پر از ماز ترگ ز گرز دلیران به پرواز مرگ . اسدی . ز مرگ ار بترسی بنه تیغ و ترگ که جنگ او کند، کو نترسد ز مرگ . اسدی . بهم بر شده خاک و خون ، خود و ترگ بکف تیغشان گشته منشور مرگ . اسدی . نه چندان تیر شد بر ترگ ریزان که ریزد برگ وقت برگ ریزان . نظامی . شود مرگ بر فرق خصم تو ترگ که در رزم تو نیستش ساز و برگ . مؤلف شرفنامه ٔ منیری . - ترگدار ؛ ترکدار. سلحشور و رزم آور که ترک بر سر نهد. دارنده ٔ خود : بریده ز هر سو، سر ترگدار پراکنده خفتان همه دشت و غار. فردوسی . - تیره ترگ ؛ کلاه خود سیاه . - || کنایه از خاک تیره . خاک گور : بر او تاختن کرد ناگاه مرگ بسر بر نهادش یکی تیره ترگ . فردوسی . و رجوع به ترک در همین لغت نامه شود. كلاهخود، مغفر treg treg
کلمه "ترگ" از نظر قواعد فارسی و نگارشی به نظر میرسد که واژهای خاص و نادر باشد. در واقع، اگر این کلمه به درستی در نظر گرفته شده باشد، ممکن است در زبان محاورهای یا لهجههای خاص استفاده شود. اما اگر منظور شما واژهای دیگر باشد، لطفاً اصلاح کنید یا توضیحات بیشتری ارائه دهید.
در صورتی که بخواهید قواعد عمومی زبان فارسی و نگارشی را بررسی کنید، میتوانیم به موضوعات زیر بپردازیم:
نحو: قواعد همنشینی کلمات و ساخت جملات، جملهبندی صحیح.
صرف: صرف فعلها، شناسههای زمان گذشته، حال و آینده.
املاء: نحوه صحیح نوشتن کلمات و رعایت قوانین املایی.
نگارش: اصول نوشتار رسمی، پاراگرافبندی، و استفاده از علائم نگارشی.
خوشحال میشوم اگر سوال خاصی دارید یا نیاز به اطلاعات بیشتری دارید، بپرسید!