جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ترمز. [ ت ُ م ُ ] (روسی ، اِ) آلتی است در ماشین که هر وقت بخواهند با آن ماشین را نگه میدارند گویا لفظ مذکور ماخوذ از زبان روسی است . (فرهنگ نظام ). مأخوذ از روسی ، آلتی است در اتومبیل و دوچرخه و موتورسیکلت و بعضی از ماشین های دیگر که با فشار دادن آن حرکت ماشین را کند و یا آنرا بکلی متوقف می سازند. و بر چند قسم است و بیشتر بوسیله هوا یا آب و یا روغن کار می کند، ترمزهای روغنی که بیشتر در اتومبیل ها بکار میبرند، هنگامی که راننده پای خود را روی اهرم بگذارد و فشار دهد روغن از لوله های مخصوصی وارد استوانه می شود و بوسیله ٔ فنر صفحه ای را به پیش می راند و چرخ ها را از حرکت بازمیدارد و یاآنکه حرکت چرخها را کند می سازد. (از فرهنگ عمید). - ترمز کردن ؛ متوقف کردن . ماشین را از حرکت بازداشتن . - || باستهزاء، ترمز کن ، از خشم باز آی . بسیار دعوی دروغین و بی جا مکن . بسیار مگوی . - ترمز نداشتن ؛ در تداول عامه فاقد نیروی خویشتن داری بودن . فلانی ترمز ندارد در مورد کسی گویند که نتواندهیجان و خشم خود را بضرورت فرونشاند. 1- مهار
2- آلت بازدارنده
3- سد، مانع brake, clog, stopcock فرامل، مكبح، فرملة، أجمة، كابحة، البطارس، البريكة، آلة لتسييح المعادن، فصل ألياف الكتان، فرمل، انكبح، الفرامل fren frein bremse freno freno بیشه، درختستان، قید، کنده، کلوخه، پا بند، شیر آب، وسیله توقف
کلمه "ترمز" در زبان فارسی به معنای وسیلهای است که باعث کاهش سرعت یا توقف وسیله نقلیه میشود. در مورد قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه، نکات زیر را میتوان مورد توجه قرار داد:
نوشتار صحیح: کلمه "ترمز" به همین شکل و با این املای خاص نوشته میشود و معادل فارسی آن "کاهنده سرعت" یا "ایست" نیست.
نوع کلمه: "ترمز" یک اسم است و به عنوان اسم خاص به کار میرود.
کاربرد در جملات: این واژه میتواند در جملات به شکلهای مختلفی استفاده شود، مثلاً:
"راننده به محض دیدن چراغ قرمز، ترمز کرد."
"فشار دادن ترمز در مواقع ضروری از بروز حادثه جلوگیری میکند."
ترکیبات و صفات: این کلمه میتواند همراه با صفات یا قیدها به کار رود، مانند:
"ترمز قوی"
"ترمز ناگهانی"
اجتناب از اشتباهات املایی: در نگارش این کلمه باید دقت شود که املای آن به اشتباه به صورت "ترمز" نوشته نشود.
با توجه به موارد فوق، این کلمه به طور کلی در زبان فارسی به همان شکل "ترمز" کاربرد دارد و قواعد خاصی برای آن وجود ندارد، اما مانند هر واژه دیگری میتواند در قالبهای مختلفی در جملات مورد استفاده قرار گیرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "ترمز" آورده شده است:
هنگامی که ماشین به سرعت نزدیک میشود، راننده باید ترمز را فشار دهد تا خودرو متوقف شود.
ترمزهای خودرو باید به طور منظم بررسی شوند تا ایمنی سفر تضمین شود.
صدای عجیب از ترمز ماشین باعث شد تا راننده نگران شود و به تعمیرگاه برود.
در شرایط بارانی، بهتر است فاصله بیشتری را از خودروی جلویی حفظ کرده و به آرامی ترمز کنیم.
او به محض دیدن چراغ قرمز، با ترمز ناگهانی توقف کرد.