جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تشویر. [ ت َش ْ ] (ع مص ) ریاضت دادن اسب را یا سوار شدن بر آن و برگردانیدن در وقت عرض بیع تا بنگرند روش و حسن و نجابت آن را. || با کسی کاری کردن که موجب شرم باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خجل کردن . (دهار) (از اقرب الموارد). خجل و شرمگین کردن . (ناظم الاطباء). شرمنده کردن . (آنندراج ). || خجلت و شرمساری . (غیاث اللغات ). خجلت و شرمساری کشیدن . (ناظم الاطباء). شرمنده شدن .(آنندراج ). خجالت و انفعال . (آنندراج ) : پرآژنگ وتشویر شد مادرش ز گفتن پشیمانی آمد برش . فردوسی . سکندر به رخ رنگ تشویر یافت ز گفتار او بر جگر تیر یافت . فردوسی . بدو آسیابان بتشویر گفت که جز تنگدستی مرا نیست جفت . فردوسی . خواست که از تشویر و رسوایی ... هلاک شود. (کیمیای سعادت ). شد ز تشویر ماه رویش سرخ در غم جامه گشت چشمش تر. مسعودسعد. بتشویر گفتم که از بی ستوری به بیگانگی می کشد آشنایی . انوری . تشویر بتان از رخ رخشان تو خاست تسکین روان از لب خندان تو خاست . خاقانی . جام خم کن جرعه بر خامان بریز عذر تشویر از پشیمانی بخواه . خاقانی . هم در تو به صدهزار تشویر دارد رقم هزار تقصیر. نظامی . واگر در این باب با ما مفاوضتی رفتی پیش از نفاذ تدبیر بدین تشویر و تقصیر مأخوذ نگشتی . (سندبادنامه ص 127). و اگر این خدمت در معرض تقصیر و تشویر جلوه کرده ست و .... در بارگاه اعلا، اعلاه اﷲ شرف ملاحظتی و استماعی یابد. (سندبادنامه ص 343). از خواب و خور خویش چه گویم که نمانده جز حسرت و تشویر ز خواب و ز خور من . عطار. زهی ماه در مهر سرو بلندت شکر درگذارد ز تشویر قندت . عطار. جوان گفت از میان موج تشویر مرا بگذار و دست یار من گیر. (گلستان ). باقی اسیران سر در پیش انداختند و از تشویر و خجالت جواب ندادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص 406). || پریشانی و آشفتگی . || شرم . (ناظم الاطباء). || اشارت کردن بدست سوی کسی . (تاج المصادر بیهقی ). اشارت کردن . (زوزنی ). اشارت کردن به سوی چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بدست و چشم و ابرو و جز اینها اشارت کردن .(از اقرب الموارد). اشاره کردن . (غیاث اللغات ). || بلند کردن آتش را. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برهنه نمودن عورت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به ترکیبهای این کلمه شود. 1- تعيير
2- سرزنش كردن، ملامت كردن ستودن
1- شرمسار كردن، شرمنده ساختن
2- شرمساري، شرمندگي
3- آشوب picture صورة، رسم، تمثيل، فلم، نقش، مثال، شريط سينمائي، رسم تصوير، وصف، عنوان، حالة، لوحة، صور، تصور، تخيل، تمثل، ذهب للسينما، رسم لوحة resim image bild imagen immagine
صورة|رسم , تمثيل , فلم , نقش , مثال , شريط سينمائي , رسم تصوير , وصف , عنوان , حالة , لوحة , صور , تصور , تخيل , تمثل , ذهب للسينما , رسم لوحة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تشویر" به معنای «تشویق کردن» یا «تحریک کردن» است. در زبان فارسی، این کلمه به صورت صحیح "تشویق" نوشته میشود. اما اگر شما به دنبال قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه و یا به طور کلی با کلمات مشابه هستید، نکات زیر ممکن است مفید باشند:
همتای فارسی: استفاده از واژههای بومی و فارسی به جای کلمات خارجی (چنانچه وجود داشته باشند) میتواند متن شما را غنیتر کند.
استفاده صحیح از فعلها: تشویق کردن، به عنوان یک فعل، باید در متن به درستی مورد استفاده قرار گیرد. توجه داشته باشید که زمان و ساختار جملات شما باید هماهنگ باشد.
ترکیب جملات: برای بیان بهتر مفهوم تشویق، از جملات ترکیبی و توصیفی استفاده کنید. مثلاً: "تشویق او باعث موفقیتش در امتحان شد."
پرهیز از تکرار: در صورت امکان، از واژههای معادل و مترادف استفاده کنید تا متن شما یکنواخت و تکراری به نظر نرسد.
نوشتار صحیح: مطمئن شوید که کلمات را به درستی و با نگارش صحیح بنویسید. به عنوان مثال، "تشویق" به این شکل صحیح است و در نگارش نباید با "تشویر" اشتباه شود.
امیدوارم این نکات به شما کمک کند! اگر سوال خاصتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
معلم با روشهای ابتکاری خود، دانشآموزان را به یادگیری علوم تشویق کرد.
سردبیر مجله با انتشار مقالههای الهامبخش، نویسندگان را به نوشتن مطالب تازه و مفید تشویق میکند.
دولت برنامههای مختلفی را برای تشویق سرمایهگذاری در حوزههای نوآورانه و پایدار تدوین کرده است.