جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تعلل . [ ت َ ع َل ْ ل ُ ] (ع مص ) مشغول داشتن در کار یابسنده کردن به آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مشغول شدن به کاری . (آنندراج ). || روزگار گذاشتن و به چیزی بهانه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). بهانه کردن . (زوزنی ) (دهار). علت انگیختن و سبب پرسیدن و معنی تأخیر و بهانه جویی از آن مراد باشد.... حجت انگیختن و چون حجت باعث درنگ باشدو تأخیر میشود لهذا مجازاً بمعنی درنگ و تأخیر مستعمل می شود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تأخیر و درنگی و دفعالوقت . عذر و بهانه و ایراد و اعتراض . (ناظم الاطباء).... حجت آشکار کردن و تمسک به آن . (از اقرب الموارد) : اگر آنچه مثال دادیم و به تعلل و مدافعتی مشغول شده اند ناچار ما را باز باید گشت . تعلل به کار جهان کی رواست که تأخیر را فتنه ها در قفاست . (از خزان بهار کاشف شیرازی ). || بازی کردن بازن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بیرون آمدن زن از ایام نفاس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). || علالت ناقه دوشیدن و آن شیر جمعشده میان روز، بعد از دوشیدن اول است . (از اقرب الموارد). || به اصطلاح اطباء اندک اندک خوردن چیزی را. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). 1- اهمال، بهانهجويي، بهانهتراشي، تاخير، تكاهل، درنگ، سستي، طفره، كوتاهي، مسامحه
2- بهانه آوردن، بهانه كردن، بهانه تراشي كردن، بهانه جستن
3- درنگ كردن، طفرهرفتن delay, cunctation, ca'canny, procrastination تأخير، تأجيل، مهلة، توان، بطء، أجل، أخر، عاق، توانى، ماطل erteleme procrastination prokrastination dilación indugio تاخیر، مکی، قصور، تعویق
تأخير|تأجيل , مهلة , توان , بطء , أجل , أخر , عاق , توانى , ماطل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تعلل" در زبان فارسی به معنی تأخیر در انجام کارها یا نیاز به زمان بیشتر برای اندیشیدن و تصمیمگیری است. در اینجا برخی از قواعد مربوط به استفاده و نگارش این کلمه آورده شده است:
معنی و مفهوم: "تعلل" به معنای تأخیر و تعویق در انجام یک عمل یا تصمیم است. به عبارت دیگر، زمانی که فردی در انجام کاری به تعویق میاندازد یا به وقت بیشتری نیاز دارد، میتوان گفت که او دچار تعلل شده است.
جدا و ترکیبی: این کلمه به صورت جدا از فعل «تعلل کردن» نیز به کار میرود. به عنوان مثال: «تعلل او باعث شد که کار به تأخیر بیفتد.»
کاربرد در جمله: این کلمه معمولاً در جملات منفی یا توصیفی به کار میرود. به عنوان مثال:
«تعلل در تصمیمگیری میتواند به ضرر فرد باشد.»
«او به شدت در این مسئله تعلل میکند.»
مترادفها: برخی از مترادفهای این کلمه عبارتند از: تأخیر، معطلی، و تنبلی.
استفاده در نوشتار: در نوشتار، به ویژه در متون رسمی و ادبی، باید از استفاده بیرویه یا نادرست این کلمه پرهیز کرد. به این معنا که باید دقت کرد که در جملات، تعلل به درستی و در موقعیت مناسب خودش به کار رود.
امیدوارم این نکات مفید واقع شوند! اگر سوال یا نکته بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تعلل" در جمله آورده شده است:
به خاطر تعلل در انجام پروژه، زمان تحویل آن به تعویق افتاد.
تعلل در تصمیمگیری میتواند فرصتهای مهم را از بین ببرد.
او به خاطر تعلل در انجام تکالیف، نمره خوبی نگرفت.
تعلل در پیگیری مسائل مالی میتواند مشکلساز شود.
نباید در کارهای مهم تعلل کرد، زیرا زمان همیشه در حال گذر است.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید یا موضوع خاصی مدنظر است، بفرمایید!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر