جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تغار. [ ت َ ] (اِ) طشت گلی را گویند. (برهان ) (غیاث اللغات ). تشت گلین است که درآن آب کنند و غذا نیز خورند یا گندم و جو پر کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). طشت گلین و سفالین و آوندی که سواران در آن خوراک اسب خود را ریزند. (ناظم الاطباء). تیغار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : زبان چون ... ودهن چون تغار یکایک پراکنده بر دشت و غار. (گرشاسبنامه ). وان کاسه های سرشان بینی گه مصاف بر ره فکنده همچو پر از خون تغارها. لامعی جرجانی . مترس از محالات و دشنام دشمن که پر ژاژ باشد همیشه تغارش . ناصرخسرو. ای دهان باز نهاده بجفای من راست گویی که یکی کهنه تغارستی . ناصرخسرو. خون عدو را چو روی خویش بدو داد دیگ در قصر او بزرگ تغار است . ناصرخسرو. گشاده از پی لقمه نهاده از پی نفع یکی دهان چو تغار ویکی شکم چو مغار. سوزنی . بینیی چون تنور خشت پزان دهنی چون تغار رنگرزان . نظامی . آب تتماجی نریزی در تغار تا سگ چندی نباشد طعمه خوار. مولوی . تا قیامت میخورد او پیش غار عارفانه آب رحمت بی تغار. مولوی . و رجوع به تیغار شود. - امثال : تغاری بشکند ماستی بریزد شود دنیا به کام کاسه لیسان . نظیر هایی شد و هویی شد و کَل به نوایی رسید. (امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 548). گوز داده تغار شکسته طلاق هم میخواهد . در مورد کسی زنند که زیان آورد و بی فایده و پرادعا باشد. || خوردنی و آزوقه و راتبه باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (از فرهنگ رشیدی ) (از ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج ) : و ایلچیان بممالک رفتند تا جهت علوفه ٔ حشم تغارها و چهارپای بسیار از ذبایح و مراکب ترتیب سازند. (جهانگشای جوینی ). فرمان شد تا چارپای هر کسی .... به اولاغ گرفتند و تغارها روان کردند. (جهانگشای جوینی ). و امیر ارغون چون بخراسان رسید بکار ساختگی تغار و شراب ایلچیکتای مشغول شد. (جهانگشای جوینی ). در وقت محاصره ٔ بغداد ابن عمران لشکر پادشاه [هولاکو] را از... به تغار و علوفه مدد کرده بود. (از روضةالصفا یادداشت بخطمرحوم دهخدا). اگر یرلیغ شرف نفاذ یابد من لشکر پادشاه را بقدر احتیاج تغار و علوفه دهم . (حبیب السیر یادداشت بخط مرحوم دهخدا). از برای مطبخ انعام اوکیوان ز چرخ ز ارتفاع سنبله هر روز بفرستد تغار. ملاسعید هروی (از فرهنگ جهانگیری ). || و بمعنی پیمانه هم هست و تغاره ... هم گویند. (برهان ). پیمانه . (ناظم الاطباء). جوینی در شاهد زیر اندازه ٔ آن را صد من ذکر کرده و مرحوم دهخدا در یادداشتی با تردید چنین آورده : «هم امروز در عراق عرب بمعنی کیلی است برای پیمودن گندم و جو، (گویا دو خروار و نیم ) : فرمان شد تا هر سری یک تغار آرد که صد من باشد و یک خیک شراب که پنجاه من بود مرتب کنند. (جهانگشای جوینی ). و از تمامت ممالک به هر سری یک تغار آرد و یک خیک شراب جهت علوفه ٔ لشکر آماده دارند. (رشیدی ). و رجوع به تغار دادن و تغاره شود. || درخت اولس را در گرگان و علی آباد رامیان و حاجی لر تغار گویند. و آن از تیره ٔ به تولاسئا واز جنس کارپی نوس است . و رجوع به اولس و جنگل شناسی کریم ساعی ج 2 ص 168 شود. تشت، لاوك trough,kit,bin,laver,pan حوض، غور، معلف، هبوط، قناة، منخفض جوي، جوف الموجة، منخفض أرض، حفرة، نطاق مستطيل من الضغط tagar taghar taghar taghar taghar
حوض|غور , معلف , هبوط , قناة , منخفض جوي , جوف الموجة , منخفض أرض , حفرة , نطاق مستطيل من الضغط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تغار" به معنای ظرفی است که برای نگهداری مایعات، به ویژه شیر، به کار میرود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه در متون فارسی، توجه به موارد زیر حائز اهمیت است:
نویسندگی صحیح: کلمه "تغار" باید به همین شکل نوشته شود و از اشتباهات متداول مانند "تغارِ" یا "تغاره" اجتناب شود.
قید و حصر: معمولاً در جملات کاربردی، مشخص کنید که منظور شما از "تغار" چه نوع ظرفی است (مثلاً "تغار شیر" یا "تغار آب").
کاربرد در جملات: میتوانید از "تغار" در جملات به صورت زیر استفاده کنید:
"مادر شیر را در تغار ریخت."
"تغار را در سایه قرار دهید تا شیر خراب نشود."
اجتناب از تکرار: برای جلوگیری از تکرار غیرضروری این کلمه، میتوانید از واژههای مترادف یا معادلهای دیگر استفاده کنید. به عنوان مثال، به جای "تغار" میتوانید از "ظرف" یا "آوند" استفاده کنید.
نگارش املا: توجه داشته باشید که "تغار" جزء واژههای خاص فارسی است و باید با دقت در املای آن عمل کنید.
این نکات به حفظ صحت و شفافیت نوشتار شما کمک میکند و موجب ارتقاء کیفیت نگارش شما خواهد شد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تغار" در جمله آوردهام:
مادر برای میهمانان، یک تغار بزرگ از برنج زعفرانی آماده کرد.
در گذشته، تغارها برای نگهداری و حمل مواد غذایی بسیار کاربردی بودند.
او تصمیم گرفت که تغاری از میوههای تازه را برای پیک نیک آماده کند.
در جشن تولد، بچهها به دور تغار پر از شیرینی جمع شده بودند.
هنگام سفر به روستا، با دیدن یک تغار پر از عسل طبیعی شگفتزده شدم.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!