جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تکلف . [ ت َ ک َل ْ ل ُ ] (ع مص ) رنج چیزی بکشیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). رنج بر خود نهادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات ). تجشم در امری و تحمل کردن آن با رنج و سختی و خلاف عادت . (از اقرب الموارد). محنت و مشقت و توجه و سعی و کوشش و مداومت و زحمت . (ناظم الاطباء) : هرکجا که عقیدتها به مودت آراسته گشت اگر در مال و جان با یکدیگر مواسات رود و در آن انواع تکلف و تنوق تقدیم افتد هنوز از وجوب آن قاصر باشد. (کلیله و دمنه ). و یا هیچ تکلفی را در تزکیت آن مجال وصفی تواند بود. (کلیله و دمنه ). نان خشکم بود و گر به تکلف بزیم از دو چشم آب بر او ریزم و تر گردانم . عطار. || بخود گرفتن کاری را بی فرمودن کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || از خویشتن چیزی نمودن که آن نباشد. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). از خود چیزی نمودن که آن در طبع نباشد. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || افراط در آداب و رسوم و نوازش و ظاهرسازی و ریاکاری و تزویر. (ناظم الاطباء). آرایش . نیکو جلوه گر ساختن چیزی : فغان من همه زان زلف بی تکلف اوست فکنده طبعبر او بر هزار گونه عقد. منجیک . شعر او چون طبع او هم بی تکلف هم بدیع طبع او چون شعر او هم با ملاحت هم حسن . منوچهری . بر عادت سال گذشته که سلطان محمود را ساختی بسیار خوردنی با تکلف ساخته بود بفرستاد، امیر را ازاو سخت خوش آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 256). و چون عید کرده بود سلطان از میدان به صفه ٔ بزرگ آمد، خوانی نهاده بودند سخت با تکلف . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 257). رسول را آوردند و بگذرانیدند بر آن تکلفهای عظیم و چیزی دید که در عمر خویش ندیده بود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 290). پسر علی از راه دیگر بازگشت و رسول را با آن کوکبه بسرای خویش برد و تکلفی بزرگ ساخته بودند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 293). نه حکم او به تهور نه عدل او به نفاق نه حلم او به تکلف نه جود او به ریا. مسعودسعد. چنانکه مثل او [مناره ] هیچ جای نبودی ، در غایت تکلف و نیکویی . (تاریخ بخارا ص 61). به تکلف نشود چون تو عدوت نتوان یافت جوانی به خضاب . ادیب صابر. و آن را بانواع تکلف بیاراست . (کلیله و دمنه ). هرکه به تکلف کاری کند که سزای آن نباشد بدو آن رسد که بدان بوزینه رسید. (کلیله و دمنه ). هر معنی که از پیرایه ٔ سیاست کلی و حلیه ٔ حکمت اصلی عاطل باشد اگر کسی خواهد که به لباس عاریتی آنرا بیاراید به هیچ تکلف جمال نگیرد. (کلیله و دمنه ). و او در ابواب تفقد و تعهد، ایشان را انواع تکلف و تنوق واجب داشتی . (کلیله و دمنه ). همتش گفت از تکلف درگذر شش گزی دستار و یکتایی فرست . خاقانی . ای هجر مردمی کن ، پای از میان برون نه تا وصل بی تکلف دست از میان برآرد. خاقانی . بی تکلف نزد هر داننده هست آنکه با گردنده گرداننده هست . مولوی . شکر نعمت بزرگان واجب است و ذکرجمیل و دعاء خیر و اداء چنین خدمتی در غیبت اولیتر است از حضور، که آن به تصنع نزدیک است و این از تکلف دور. (گلستان ). برخیز تا طریق تکلف رها کنیم دکان معرفت به دو جو پربها کنیم . سعدی . نگویمت به تکلف ، فلان دولت و دین سپهر مجد و معالی ، جهان دانش و داد. سعدی . نکوسیرت بی تکلف برون به از پارسای خراب اندورن . (بوستان ). تکلف بر مرد درویش نیست وصیت همین یک سخن بیش نیست . (بوستان ). جان به تحفه بر جانان مفرست ابن یمین کاین تکلف مثل زیره به کرمان باشد. ابن یمین . یک مو به تنم بی نمک جلوه نمانده ست زین بیش به کس بار تکلف نتوان کرد. سالک قزوینی (از آنندراج ). || در عبارت زیر بمعنی عمد و تعمد آمده است : و اگر شراب گرم باشد، چنانکه اندر تابستان به هوا گرم شده باشد یا به تکلف گرم کرده باشند حرارت آن از حرارت غریزی بس دور نباشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). 1- اشكال، تجمل، تشريفات
2- تعارف
3- رنج
4- سرسنگيني
5- بهخود رنج دادن
6- خودنمايي كردن task مهمة، عمل، شغل، عمل شاق، واجب، وبخ، أنب görev tâche aufgabe tarea compito
کلمه "تکلف" در زبان فارسی به معنای ایجاد روابط رسمی و پر زحمت، نمایش دادن رفتارهایی غیر طبیعی و یا انجام کارها به صورت تصنعی است. این کلمه به ویژه در متون ادبی و محاورهای کاربرد دارد. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن، توجه به نکات زیر ضروری است:
رابطه با دیگر کلمات: "تکلف" میتواند با ساختارهای مختلفی ترکیب شود و به عنوان اسم، قید یا صفت به کار رود. برای مثال:
تکلف داشتن
از روی تکلف
جملهسازی: در جملات باید دقت کرد که به خوبی معنا را منتقل کند. برای مثال:
«در مهمانیها، گاهی اوقات از روی تکلف رفتار میکنیم.»
نکات نگارشی: هنگام نوشتن، به فاصلهگذاری و جملهبندی صحیح توجه کنید. بهتر است از جملات کوتاه و روشن استفاده کنید.
استفاده در متون ادبی: "تکلف" میتواند به عنوان موضوعی برای نقد اجتماعی یا توصیف شخصیتها در ادبیات به کار رود.
هممعناها: به یاد داشته باشید که کلمات هممعنای "تکلف" میتوانند شامل "ظاهر سازی" یا "تصنع" باشند، و میتوانید بسته به سیاق متن از آنها استفاده کنید.
با رعایت این قواعد و نکات، میتوانید از "تکلف" به شکل صحیح و مؤثری در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال از کلمه "تکلف" در جملات آورده شده است:
او همیشه در مهمانیها با تکلف رفتار میکند و نمیگذارد دیگران احساس راحتی کنند.
ما باید بدون تکلف با یکدیگر صحبت کنیم تا بتوانیم بهتر همدیگر را درک کنیم.
او از آن دسته افرادی است که همیشه در موقعیتهای اجتماعی با تکلف و شیک حضور دارد.
گاهی اوقات، بهتر است از تکلف کنار برویم و خودمان باشیم تا ارتباط واقعیتری برقرار کنیم.
در فرهنگ ما، برخی از عادات و رسوم ممکن است به نظر تکلفآمیز بیایند، اما نشاندهنده احترام هستند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر