تلاش داشتن
licenseمعنی کلمه تلاش داشتن
معنی واژه تلاش داشتن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1486
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to try
عربی
حاول | جرب , بحث , اختبر , اجتهد , حاكم , جرب حظه , نظر في قضية , تعب , أرهق , قام بمحاولة , مهد للجنس , لمحاولة
