شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

spectator  |

تماشاگری

معنی: تماشاگری . [ ت َ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل تماشاگر. || هوا و هوس . (ناظم الاطباء).
755 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه: WWWWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: tamASAgari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 972
شمارگان هجا: 5
دیگر زبان ها
انگلیسی
spectator | viewer , bystander , onlooker , a spectator
ترکی
bir izleyici
فرانسوی
un spectateur
آلمانی
ein zuschauer
اسپانیایی
un espectador
ایتالیایی
uno spettatore
عربی
المشاهد | متفرج , مشاهد , الناظر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تماشاگری" در زبان فارسی به عنوان یک اسم به کار می‌رود و معنای آن به افرادی اشاره دارد که به تماشا و مشاهده چیزی علاقه دارند، معمولاً مرتبط با هنرهای نمایشی مانند تئاتر، سینما و ... .

قواعد نگارشی مرتبط با "تماشاگری":

  1. تفکیک اجزای کلمه:

    • "تماشا" + "گر" = "تماشاگری"
    • "تماشا" به معنای مشاهده و "گر" به معنای کسی که اقدام به کاری می‌کند. در اینجا "تماشاگری" به معنای شخصی است که به تماشا می‌پردازد.
  2. قید و صفت:

    • این کلمه می‌تواند با قیدها و صفات دیگر ترکیب شود، مثلاً "تماشاگری فعال" یا "تماشاگری مشتاق".
  3. صرف و نحو:

    • "تماشاگری" به عنوان اسم مفرد به کار می‌رود و می‌تواند به صورت جمع نیز استعمال شود: "تماشاگران".
  4. نقاط ضعف و قوت در نوشتار:

    • در نوشتار رسمی و ادبی باید به کارکرد صحیح این کلمه توجه شود تا از کلمات هم‌خانواده یا مشابه استفاده نشود که ممکن است معنای نادرستی به همراه داشته باشد.
  5. هم‌نشینی:
    • این کلمه می‌تواند به عنوان مبتدای جمله، مفعول و یا مضاف‌الیه نیز به کار رود. مثلاً:
      • مبتدا: "تماشاگری در سالن تئاتر نشسته بود."
      • مفعول: "من از تماشاگری در کنسرت لذت بردم."
      • مضاف‌الیه: "نظر تماشاگری در مورد نمایش جالب بود."

با رعایت این نکات می‌توان از کلمه "تماشاگری" در نوشتارهای فارسی به‌شیوه‌ای صحیح و مؤثر استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تماشاگری" در جمله آورده‌ام:

  1. تماشاگران در سالن تئاتر با شور و هیجان به نمایش هنرمندان گوش می‌دادند.
  2. تماشاگران مسابقه فوتبال به شدت از گل زیبای تیم مورد علاقه‌شان حمایت کردند.
  3. تماشاگران سینما با لبخند به فیلم کمدی که در حال پخش بود، واکنش نشان دادند.
  4. دوست دارم هنگام تماشای یک مسابقه، تماشاگران را ببینم و انرژی آنها را احساس کنم.
  5. تماشاگران با تشویق‌های مداوم خود، به افزایش روحیه ورزشکاران کمک کردند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!


واژگان مرتبط: تماشاگر، بیننده، ناظر، تماشاچی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری