جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تمییز. [ ت َ ] (ع مص ) جدا کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به دو یای تحتانی ... بمعنی جدا کردن . مأخوذ از میز بالفتح . اما فارسیان یک «یا» را بنا بر تخفیف حذف کنند و تمیز بر وزن عزیزمی خوانند. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). رجوع به تمیز شود. || بازشناختن از یکدیگر. بازدانستن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بازشناختن . بازدانستن . فرق گذاشتن . (فرهنگ فارسی معین ). || شناخت و شناسایی . قوه ای نفسانی که شخص بتوسط آن معانی را استنباط کند. (فرهنگ فارسی معین ) : جسد مردمی ای خواجه درخت عجب است که بر او فکرت و تمییز ترا برگ و بر است . ناصرخسرو. ای ناصر دین سید اولاد پیمبر ای عالم جاه وشرف و دانش و تمییز. سوزنی . گفت پیغمبر به تمییز کسان مرء مخفی لدی طی اللسان . مولوی . در کف اوخار و سایه اش نیز نیست لیکتان ازحرص آن تمییز نیست . مولوی . از قدر خواستم که فلک خوانمش قضا گفت ای بری ز شیوه ٔ تمییز مدح و ذم . عرفی (از آنندراج ). رجوع به تمیز شود. (اصطلاح نحوی ) اسم نکره ٔ جامدی است که ابهام مستقر در ماقبل خود را برطرف سازد مانند: «عندی رطل زیتاً»و «اشتهرت التاجر امانة» رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی و کتب نحوی شود. 1- بازشناسي، تشخيص، تعيين، تفكيك
2- بازشناختن
3- فرق گذاشتن، تشخيص دادن
4- تفكيك كردن، جدا كردن clean نظيف، طاهر، قشيب، خال من الأوساخ، خال من العوائق، محب للنظافة، طاهر من وجهة النظر الدينية، نظف، مسح، نظف كليا، سلبه ماله، استهلك، استنفد، رتب، على نحو نظيف، ينظف temiz faire le ménage sauber limpio pulito
... ادامه
456|0
مترادف:1- بازشناسي، تشخيص، تعيين، تفكيك
2- بازشناختن
3- فرق گذاشتن، تشخيص دادن
4- تفكيك كردن، جدا كردن
نظيف|طاهر , قشيب , خال من الأوساخ , خال من العوائق , محب للنظافة , طاهر من وجهة النظر الدينية , نظف , مسح , نظف كليا , سلبه ماله , استهلك , استنفد , رتب , على نحو نظيف , ينظف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تمییز" در زبان فارسی به معنای مشخص کردن یا تفکیک کردن است و در برخی از متون نگارشی به کار میرود. در زیر به برخی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
مفهوم تمییز: در زبانشناسی، تمییز به واژه یا عبارتی اطلاق میشود که مشخصکننده یا توصیفکننده ویژگی خاصی از اسم میباشد. بهطور مثال: "کتاب جدید" در اینجا "جدید" تمییز است.
نحوه استفاده: تمییز معمولاً بعد از اسم و بهعنوان یک صفت یا قید به کار میرود. در جملات، این واژه بهطور طبیعی به دنبال اسم قرار میگیرد و وصفی از آن را ارایه میدهد.
قید تمییز: در زبان فارسی، تمییز همچنین میتواند بهعنوان قید بهکار رود. به عنوان مثال: "او با اصرار تمییز دلایلش را بیان کرد."
تایپ و نگارش: در نگارش، توجه به املای صحیح "تمییز" و استفاده از آن در جملات مهم است. همچنین در جملات پیچیده و ترکیبی دقت کنید که تمییز بهخوبی با اسم مرتبط باشد.
قوانین مربوط به علامتگذاری: اگر تمییز در جملهای به سرعت تغییر کند یا به چند عنصر مرتبط شود، ممکن است نیاز به ویرگولی جهت جدا کردن عناصر مختلف وجود داشته باشد.
با رعایت این قواعد، میتوانید بهخوبی از کلمه "تمییز" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من هر روز اتاقم را تمییز میکنم تا همیشه مرتب و خوشبو باشد.
تمییز نگهداشتن محیط کار، میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند.
او به تمییز کردن حیاط خانه بسیار اهمیت میدهد و هر هفته این کار را انجام میدهد.