شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ache  |

تیر کشیدن

معنی: تیر کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) درد کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). احساس درد نمودن در امتداد یک خط. (ناظم الاطباء). دردی تند و تیز از جائی (در بدن ) آغازیدن و بزود به جای دیگری منتهی گشتن چنانکه در اوجاع مفاصل و گزیدگی زنبور و جز آن . درد تندی که در قسمتی باریک از تن ، از جائی شروع شده بجائی ختم شود: انگشتم تا بیخ بغلم تیر می کشد. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
- تیر کشیدن بینی ؛ باریک شدن آن چنانکه در ضعف و سستی بسیار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- تیر کشیدن زخم ؛ بهم کشیده شدن زخم و سوزش کردن آن . (آنندراج ) :
چسان ز درد چنین می توان مسلم جست
کشید تیر چو زخمم ز پشت مرهم جست .
تأثیر (از آنندراج ).
... ادامه
841 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کِ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 994
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
ache | hurt , pain , prickle , twinge , smart , shooting
عربی
وجع | ألم , الم , ألم متواصل خفيف , اكتأب , ابتأس , تاق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، "تیر کشیدن" به معنای شلیک تیر یا پرتاب تیر است و به نوعی به عمل هدف‌گیری و شلیک اشاره دارد. برای استفاده صحیح از این عبارت، چند نکته نگارشی و قواعدی وجود دارد:

  1. فعل و ساختار: "تیر کشیدن" شامل فعل "کشیدن" و اسم "تیر" است. در نوشتارهای رسمی، بهتر است که دقیقاً مشخص کنید که چه نوع فعل یا جملاتی را می‌خواهید بسازید.

  2. زمان‌ و حالت: مانند هر فعل دیگری، "تیر کشیدن" می‌تواند در زمان‌های مختلف صرف شود. مثلاً:

    • حال: من تیر می‌کشم.
    • گذشته: من تیر کشیدم.
    • آینده: من تیر خواهم کشید.
  3. قیدها: ممکن است بخواهید قیدهایی برای توصیف نحوه یا شرایط تیر کشیدن اضافه کنید. به عنوان مثال: "موتور سوار تیر کشید."، یا "او با دقت تیر کشید."

  4. استفاده‌های استعاری: در متون ادبی، "تیر کشیدن" می‌تواند به معنای دیگری نیز به کار رود. به عنوان مثالی از احساسات یا افکار، می‌توان از آن به صورت استعاری استفاده کرد.

  5. محل قرارگیری: در جملات، سعی کنید "تیر کشیدن" را در محل مناسب قرار دهید تا ساختار جمله طبیعی و روان باشد.

به طور کلی، رعایت نکات بالا به شما کمک می‌کند که از "تیر کشیدن" به نحوی صحیح و مؤثر استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تصمیم گرفت تا برای شرکت در مسابقات تیراندازی، تمرینات جدی‌تری را آغاز کند و مهارت‌هایش را در تیر کشیدن بهبود بخشد.
  2. در یک روز آفتابی، دوستانش به پارک رفتند و با طناب و تیر کشیدن ساعات خوشی را سپری کردند.
  3. تیربارچی با دقت و تمرکز تیر کشید و هدفش را با موفقیت نشانه گرفت.

واژگان مرتبط: اذیت کردن، بدرد آوردن، ازار رساندن، اسیب زدن، ازردن، درد کشیدن، درد دادن، سک زدن، سوزش کردن، دور زدن، پیچیدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری