جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ثری . [ ث َ را ] (ع اِ) (این ماده مثل این مینماید که از تر مقابل خشک فارسی مأخوذ است ). تری زمین . رطوبت . || خاک نمناک یا خاکی که اگرتر گردانند چفسنده نگردد. خاک نم دار. خاک نمگن . || زیر زمین . (غیاث ). زمین . خاک : همت تیز و بلند تو بدانجای رسید که ثری گشت مراو را فلک فیرونا. خسروانی . چو خورشید از پرده بالا گرفت جهان از ثری تا ثریا گرفت . فردوسی . آن کن که خرد کند اشارت تا برشوی از ثری به کیوان . ناصرخسرو. برآمدش ز کمال تو بر ثریا سر چو کوه خاراش اندر ثری فروشد لاد. مسعود. ز جرم جرم نماند اثر برحمت تو اگر بود ز ثری جرم تا اثیر مرا. سوزنی . چندان بریخت خنجرشان خون دشمنان کاجزاء خاک تا به ثری جمله در نم است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 161). نور حسی میکشد سوی ثری نور حقش می برد سوی علا. مولوی . بر همان بو میخوری این خشک را بعد از آن کامیخت معنی باثری . مولوی . آدم خاکی برو تو برسما ای بلیس آتشی رو تا ثری . مولوی . میکند توحید تو بهر ثنا هر چه هست است از ثریا تا ثری . - از ثری تا بثریا ؛ از زیر زمین تا بالای آسمان . - طاب ثراه ؛ پاک باد خاک او. || شهر ثری ؛ ماهی که باران آیدو نبات بدمد. اصمعی گوید عرب گویند: شهر ثری و شهر تری و شهر ثری و شهر قرعی ؛ أی تمطر اولاً ثم یطلع النبات فترویه ثم یطول فترعاه . الغنم . || خیر. نیکوئی . احسان . || خوی . عرق . ج ، اثراء. تراب، خاك، زمين، طين سما sari ساري sari sari sari sari sari
ترکیب:
(اسم) [مٲخوذ از عربی، مُمالِ ثَریٰ sarā] [قدیمی]
مختصات:
(ثَ را) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
710
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
sari
ترکی
sari
فرانسوی
sari
آلمانی
sari
اسپانیایی
sari
ایتالیایی
sari
عربی
ساري
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ثری" در زبان فارسی به معنای "ستاره" یا "ستارهدار" به کار میرود و در ادبیات فارسی به عنوان یک نام یا صفت مورد استفاده قرار میگیرد. در ادامه به بررسی برخی از قواعد نگارشی و کلامی مرتبط با این کلمه میپردازم:
نحوه نوشتار: کلمه "ثری" باید با استفاده از حروف صحیح و به طور کامل نوشته شود. هیچ شکلی از اختصار یا تغییر در حروف نباید اعمال شود.
علامتگذاری: در صورتی که "ثری" بخشی از جمله یا شعر باشد، باید به قواعد نشانهگذاری (مانند ویرگول، نقطه و ...) توجه شود. به عنوان مثال:
"ثری در آسمان میدرخشد."
قید و صفت: این کلمه میتواند به عنوان اسم یا صفت به کار برود. در صورتی که بخواهید از این کلمه به عنوان صفت استفاده کنید، باید به راستی با دیگر کلمات سازگار باشد:
"شبهای ثری."
تثنیه و جمع: در فارسی برای جمعآوری کلمات معمولاً از پسوندهای خاص استفاده میشود. کلمه "ثری" هم میتواند با توجه به مفهوم به جمع یا تثنیه تبدیل شود، هرچند استفاده از جمع آن رایج نیست.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه برای برقراری ارتباط درست و جلوگیری از ابهام اهمیت دارد. باید توجه داشت که تلفظ "ثری" با "سر" یا "سری" اشتباه گرفته نشود.
اشعار و ادبیات: در ادبیات فارسی، "ثری" ممکن است نام یک شخصیت، مکان یا مفهوم هنری باشد لذا در تحلیل شعرها باید به سیاق و موضوع شعر توجه شود.
در نهایت، همانطور که در هر زبان و متنی، توجه به نقطهگذاری، تنوع دستوری و ساختاری مهم است، در فارسی نیز رعایت این قاعدهها برای استفاده صحیح از کلمه "ثری" ضرورت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
ثری همیشه در کارهایش دقت و کیفیت را در نظر میگیرد و به همین خاطر مورد اعتماد همکارانش است.
در جشن تولدش، ثری با یک هدیه خاص و زیبا همه را شگفتزده کرد.
ثری عاشق مطالعه کتابهای تاریخی است و هر هفته حداقل یک کتاب جدید را تمام میکند.