شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

current  |

جاریة

معنی: جاریة. [ ی َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث جاری . روان . رایجه . ساریه . نابعه . رونده . گذران . شونده . || کشتی . سفینه . ناو. (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). || ماری که از نوع افعی باشد. (اقرب الموارد). || نعمت خدا. (منتهی الارب ). || دختر خرد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || زن جوان . ج ، جاریات ، جَوار. (اقرب الموارد). ج ، جواری . دختری که بسن بلوغ نرسیده . من النساء من لم تبلغ الحلم . || کنیزک .(مهذب الاسماء). اَمه . وصیفه . داه . دده :
ما را دهی از طبع خوش ماهان خوش حوران کش
چون داد سالار حبش مر مصطفی را جاریه .
منوچهری .
زانکه پیراهن بدستش عاریه ست
چون بدست آن نخاسی جاریه ست
جاریه پیش نخاسی سرسری است
در کف او از برای مشتری است .
مولوی .
(منتهی الارب ). || شمس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آفتاب . خور. مهر. خورشید. شارق . ذکاء. یوح . بیضاء. شرق . شر. لیو. غزاله . عجوز. مهات . تبیراء. الاهة. ابوقابوس . آف . چشمه . || آب روان . (غیاث اللغات ).
- انهار جاریه ؛ نهرهای روان .
- جاریة انسة ؛ دختر خوش نفس .
- جاریة بنات اللحم ؛ دختر فربه . جاریة مأرومة؛ دختر خردسال نیکو خلقت . (منتهی الارب ).
- جاریة موتنفةالشباب ؛ دختر خوش منظر بجوانی .
- سنت جاریة ؛ عادت و رسم رایج .
- سنن جاریه ؛ عادات متداول .
- صدقة جاریه ؛ آنکه متصل و پیوسته باشد. (منتهی الارب ).
... ادامه
400 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 214
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
current
عربی
تيار | مجرى , جريان , مجرى الحياة , تيار مائي , حالي , جاري , متداول , قائم , جار , متدفق , حاضر , ذائع , شائع , آني , رائج , سائد , منتشر , حاضِر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جاریة" در زبان فارسی به عنوان یک واژه عربی وارد شده است و به معنی "جاری" یا "ساری" به کار می‌رود. در نگارش و استفاده از این واژه باید به نکات زیر توجه کرد:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "جاریة" به صورت "جاریه" یا "جاری" (با تغییرات زبانی) نیز ممکن است نوشته شود. بسته به متن و زمینه، یکی از این اشکال می‌تواند مناسب‌تر باشد.

  2. تطابق با قواعد صرفی و نحوی: در جملات فارسی، این کلمه باید با توجه به قواعد صرف و نحو به کار رود. به عنوان مثال، اگر این کلمه به عنوان صفت استفاده شود، باید با اسم و نهاد همخوانی داشته باشد.

  3. استفاده در متن: این واژه بیشتر در متون رسمی، ادبی یا مذهبی ظاهر می‌شود. بنابراین باید در متن‌های مناسب به کار رود.

  4. منطقه جغرافیایی: گاهی اوقات استفاده از واژه‌های عربی برای برخی خوانندگان دشوار است. بنابراین، در متون عمومی، ممکن است استفاده از معادل‌های فارسی آن مناسب‌تر باشد.

با توجه به این نکات، می‌توان از کلمه "جاریة" در نوشتار فارسی بهره برد، ولی باید دقت داشت که استفاده درست و به جا از آن مهم است.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری