شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'āstān

آستان

معنی: آستان . (اِ) درگاه . درگه . آستانه . وصید. فِناء. سُدّه . کفش کن . جناب . عتبه . ساحت . حضرت . کریاس (بفارسی ). اُسکفه . گذرگاه . و آن قسمت پیشین خانه باشد پیوسته ٔ بدر :
چو آن شیرپیکر علامت به بندد
کند سجده بر آستانش دوپیکر.
ناصرخسرو.
کز ندیمان مجلس ار نشود
از مقیمان آستان باشد.
انوری .
وآنکه چون آستان فتد در پای
پیش او سر به آستان ننهند.
مجیر بیلقانی .
از خانه ٔ اختیار خصمت
چون پرده برون آستان باد.
سیف اسفرنگ .
راست شو تا به راستان برسی
خاک شو تا بر آستان برسی .
اوحدی .
سود کس بر زیان او مپسند
فتنه بر آستان او مپسند.
اوحدی .
مشو یک زمان غایب از آستانش
که هر کس که غایب شد او هست خایب .
سلمان ساوجی .
بر آستان تو غوغای عاشقان نه عجب
که هر کجا شکرستان بود مگس باشد.
حافظ.
از آستان پیر مغان سر چرا کشم
دولت در این سرا و گشایش در این در است .
حافظ.
- آستان بوس ؛ آستان بوسی :
پادشاها همه شاهان که بخواب آمده اند
آستان بوس تو در خواب تمنا کردند.
امیرخسرو.
- آستان بوسی ؛ اصطلاحی است در زبان ادب و احترام مترادف تشرف و بخدمت رسیدن ، یعنی نزد بزرگی رفتن .
|| (ص ) ستان . برپشت خفته :
در تنگنای بیضه زتأثیر عدل او
نقاش صنع پیکر مرغ آستان نهاد.
سلمان ساوجی .
... ادامه
770 | 0
مترادف: آستانه، پيشگاه، جناب، حضرت، حضور، درگاه، عتبه، محضر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹آستانه، استانه، ستان، ستانه›
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'AstAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 512
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
durum
فرانسوی
État
آلمانی
zustand
اسپانیایی
estado
ایتالیایی
stato
عربی
عتبة | بداية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آستان" در زبان فارسی به چند معنی و استفاده می‌رسد و قواعد نگارشی مرتبط با آن معمولاً شامل موارد زیر است:

  1. معنی: "آستان" به معنای درگاه، آستانه یا ورودی یک خانه و یا مکان مقدس (مانند آستانه‌ی یک امامزاده) است.

  2. نوشتار: کلمه "آستان" باید با دقت و به درستی نوشته شود. این کلمه به صورت "آستان" (با الف و سین) باید نوشته شود و از نوشتن آن به شکل‌های نادرست (مانند "آستاز" یا "آستانه") پرهیز شود.

  3. نگارش در متن: در استفاده از کلمه "آستان" در جملات، باید توجه کرد که پیوند مناسبی با سایر کلمات برقرار شود. مثلاً:

    • "وی به آستان حضرت علی (ع) رفت."
    • "آستان این خانه همیشه برای مهمانان باز است."
  4. علامت‌گذاری: در نوشتن جملات، در صورتی که "آستان" در پایان جمله قرار گیرد، باید به نقطه‌گذاری توجه کرد. همچنین، در استفاده از حالت‌های مختلف دستوری (مانند صفت، قید و ...) باید شکل‌های مناسب این کلمه را در نظر گرفت.

  5. قید و صفت: می‌توان از "آستان" در ترکیبات مختلف به عنوان اسم استفاده کرد:
    • "آستانه‌های بزرگ"
    • "بهشت آستان"

این نکات به حفظ و ارتقاء کیفیت نوشته‌های شما کمک می‌کند و باعث می‌شود تا کلمه "آستان" به درستی و به شکلی زیبا در متن‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آستان" در جمله آورده شده است:

  1. او با احترام در آستان در خانه ایستاد و به مهمانان خوش آمد گفت.
  2. آستانه این معبد به خاطر زیبایی‌اش همیشه توجه مسافران را جلب می‌کند.
  3. قبل از ورود به آستان پدرش، دعا کرد و آرامش گرفت.
  4. در آستان سال نو، خانواده‌ها به آماده‌سازی جشن و میهمانی‌ها می‌پردازند.
  5. صدای قلبم در آستان ملاقات او تندتر می‌زد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری