جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جرب . [ ج َ رَ ] (ع مص ) گرگین شدن . (منتهی الارب ). به مرض جرب مبتلا شدن . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (متن اللغة). || گرگین شدن شتران . || ویران شدن زمین . (از متن اللغة) (از منتهی الارب ) (از قطر المحیط). || (اِ) عیب و نقص . (متن اللغة) (قطر المحیط) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || زنگ شمشیر. (منتهی الارب ) (قطر المحیط) (متن اللغة). || خشونتی که داخل پلک عارض شود و بدان آب از چشم روان باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). زنگ مانندی داخل پلک که بدان آب از چشم روان باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از متن اللغة). || گر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرض خارش . (غیاث اللغات از کشف و منتخب و بحر الجواهر). گرگنی . (دستور اللغة). مرضی است معروف که آن را گری ، گرگنی ، خارش ، حکه و گال گویند. و آن دانه های کوچکی است که در آغاز سرخ رنگ باشد و با خارش سخت عارض بدن میشود و گاه باشد که چرک کند و آن دو نوع است جرب تر و جرب خشک . و جرب چشم بیمار که بر پلک عارض گردد و بر چهار گونه است و هر چهار قسم ریزش اشک همراه دارد و جرب کلیه دانه های کوچکی است که عارض کلیه میشود و فرق جرب با حکه آن است که مرض حکه چنانکه در آقسرایی ذکر شده فاقد دانه های ریز است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ) (بحر الجواهر) : گفت هفت سال است تا مرا جرب است یعنی گر خویشتن را نخاریدم . (مجمل التواریخ ). رجوع به گال و گر و گری شود. اگزما، سودا، گر، گري itch, scab, scabies, mange, jab حكة، تلهف، شهوة، حك، رغب في عمل شئ، غضب، أثار، جعل الجلد متطلبا للحك yumruk coup jab pinchazo colpo خارش، خارشک، خراش سوزن، خنش، حکه، پوست زخم، اثر زخم، گر، گری، گال، مامیثای صحرایی، مرض جرب، کچلی
حكة|تلهف , شهوة , حك , رغب في عمل شئ , غضب , أثار , جعل الجلد متطلبا للحك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جرب" در زبان فارسی به معنای نوعی بیماری پوستی است که به خاطر هجوم مایتها (نوعی آروانه) به وجود میآید و معمولاً با خارش شدید همراه است. در زیر به برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه پرداخته شده است:
نگارش صحیح: کلمه "جرب" باید به همین شکل نوشته شود و از املای نادرست آن (مثل "جرم") خودداری کنید.
نقطهگذاری: در متونی که به شرح بیماریها یا موضوعات پزشکی میپردازند، هنگام استفاده از کلمه "جرب"، نسبت به نقطهگذاری دقت کنید تا خواننده به راحتی مفهوم را درک کند.
استفاده در جمله: این کلمه را میتوان به آسانی در جملات کاربردی استفاده کرد. به عنوان مثال:
"جرب یکی از بیماریهای قارچی پوست است که نیاز به درمان فوری دارد."
"خارش ناشی از جرب میتواند بسیار آزاردهنده باشد."
توجه به معنا: در محتوای علمی یا پزشکی، توضیحات دقیقی درباره علتها، علائم و روشهای درمان جرب ارائه دهید.
سبک نوشتاری: بسته به نوع متن (رسمی، غیررسمی، علمی، ادبی) میتوانید لحن نگارش خود را تنظیم کنید، بهطوری که مناسب با آن باشد.
این نکات میتوانند به شما کمک کنند تا کلمه "جرب" را به درستی در متنهای مختلف به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "جرب" در جمله آورده شده است:
به دلیل عدم رعایت بهداشت، او دچار جرب شد و نیاز به درمان فوری داشت.
جرب یکی از بیماریهای پوستی است که میتواند باعث خارش و ناراحتی شود.
پزشک توصیه کرد که برای جلوگیری از گسترش جرب، بهتر است از تماس نزدیک با بیماران خودداری کنیم.
پس از مراجعه به پزشک، متوجه شد که علت خارش پوستش جرب بوده است.
اگر به اطلاعات بیشتری درباره این کلمه یا موضوعات مرتبط با آن نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خارش، خارشک، خراش سوزن، خنش، حکه، پوست زخم، اثر زخم، گر، گری، گال، مامیثای صحرایی، مرض جرب، کچلی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر