license
98
4277
100
معنی کلمه جز معنی واژه جز
معنی:
جز. [ ج َزز ] (ع مص ) فریز کردن موی و بریدن و کندن گیاه . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). بریدن مو و پشم و گیاه و درخت خرما و کشت و امثال آن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). بریدن مو و گیاه خشک . (شرح قاموس ). بریدن پشم از گوسفند. (تاج المصادر بیهقی ). || قطع کردن و آن معنی اصلی است . (از متن اللغة). || درودن کشت و بریدن خرما از نخل . (تاج المصادر بیهقی )(از اقرب الموارد) (از متن اللغة). درودن گندم و خرما و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جَزاز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (متن اللغة). جِزاز. (متن اللغة). || به وقت درو رسیدن خرمابن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).جِزاز. جَزاز. (متن اللغة). || خشک گردیدن و رسیدن خرما. (از متن اللغة) (از منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). جُزوز. (از متن اللغة) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِ) پاره ای از شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس ).مترادف بجز، بغير، بهاستثناي، سواي، غير، غيراز، مگر، مگراينكه، مگرانگلیسی except, but, retailعربی باستثناء، إلا، ما عدا، استثنى، اعترض، لو لا، يستثنيترکی hariçفرانسوی saufآلمانی außerاسپانیایی exceptoایتالیایی tranneمرتبط غیر، غیر از، باستثنای، سوای، بدون، بل، با وجود، جزئي
مترادف:
بجز، بغير، بهاستثناي، سواي، غير، غيراز، مگر، مگراينكه، مگر
ترکیب:
(حرف اضافه)
مختصات:
(جِ) (اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
حرف اضافه
آواشناسی:
joz
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
10
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
except | but , retail
عربی
باستثناء | إلا , ما عدا , استثنى , اعترض , لو لا , يستثني
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه «جز» در زبان فارسی کاربردهای خاصی دارد و قواعد نگارشی مشخصی برای آن وجود دارد. در زیر به برخی از نکات مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
معنی و کاربرد : «جز» به معنای «غیر» یا «به جز» کاربرد دارد و برای استثنا قائل شدن در جملات استفاده میشود. مثلاً: «همه رفتند جز من.»
نحوه نوشتار : کلمه «جز» معمولاً به صورت جدا نوشته میشود، به جز مواردی که در ترکیب با برخی واژهها به صورت متصل میشود (مثل «جزئی»، «جزیره» و غیره).
استفادههای مختلف : «جز» میتواند به عنوان حرف اضافه به کار رود یا در جملات شرطی، منفی، و سوالی دیده شود.
قواعد نحوی : در جملات منفی، جز معمولاً به عنوان معیاری برای استثنا به کار میرود. مثلاً: «هیچ کس جز او نمیتواند این کار را انجام دهد.»
نکتههای نگارشی : در نگارش رسمی، توجه به قواعد نحو و انتخاب جملات صحیح حائز اهمیت است. به عنوان مثال:
درست: «همه ی دوستانم آمدند، جز مهدی.»
نادرست: «همه ی دوستانم آمدند جز مهدی.»
نکتههای اضافی : در ادبیات و اشعار، «جز» میتواند در معناهای استعاری نیز به کار رود و گاهی اوقات به دلیل زیباییهای بیانی مورد استفاده قرار میگیرد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه «جز» به درستی استفاده کنید. اگر سوال خاصی درباره کاربردهای دیگر آن دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "جز" در جمله آوردهام:
هیچ کس جز او نمیتواند این کار را انجام دهد.
جز چند نفر، همه در جلسه حضور داشتند.
من هیچ چیزی جز کتابهایم نیاز ندارم.
جز این موضوع، هیچ مسئلهای باقی نمانده است.
او جز یادگیری زبان جدید، به هیچ چيز دیگری فکر نمیکند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: غیر، غیر از، باستثنای، سوای، بدون، بل، با وجود، جزئي