جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جزر. [ ج َ زَ ] (ع اِ) آداک .(منتهی الارب ). آداک و جزیره . (ناظم الاطباء). زمین که آب دریا از آن بازمیگردد. مانند جزیره . (از تاج العروس ) (از متن اللغة). زمینی که مد آب دریا از آنجا بازمیگردد. (از اقرب الموارد). || گوسفند فربه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ). هر حیوانی که ذبح آن مباح باشد، یا حیوانی که مخصوص به ذبح است و جز ذبح در آن روا نباشد، همچون گوسفند،بنابراین شتر جزر نیست ، زیرا میتوان آنرا نحر کرد. (از متن اللغة). گوسفندی که ذبح میشود، نر باشد یا ماده و بعضی گویند گوسفندی بخصوص است که اهلش دررسند و آنرا ذبح سازند. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). و یکی آن جزره است . (تاج العروس ) (متن اللغة) (اقرب الموارد). و فی حدیث خوّات : ابشر بجزرة سمینة؛ ای صالحة لان یتجزر، ای تذبح لِلاکل . (از تاج العروس ). - جزرالسباع ؛ گوشتی که ددان خورند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) : اِن یفعلا فلقد ترکت اباهما جزرالسباع و کل نسر قشعم . (از اقرب الموارد). غيض، كش مد، واكش reflow, ebb, reflux, tide إنحسر gelgit marée tide marea marea فروکشی، فرونشینی، جریان مجدد، فروکش، مد، زوال، برگشت، سیر قهقرایی
ترکیب:
(اسم) [معرب، مٲخوذ از فارسی: گزر] (زیستشناسی) [قدیمی]
مختصات:
(جَ) [ ع . ] (مص ل .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
jazr
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
210
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
reflow|ebb , reflux , tide
ترکی
gelgit
فرانسوی
marée
آلمانی
tide
اسپانیایی
marea
ایتالیایی
marea
عربی
إنحسر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جزر" در زبان فارسی به معنای پایین آمدن سطح آب یا کاهش آن در مناطق دریایی یا oخلیجی به کار میرود. در زیر به برخی قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
استفاده صحیح: کلمه "جزر" عمدتاً در متون علمی، جغرافیایی و ادبیاتی که به توصیف پدیدههای آب و هوایی و جزر و مد میپردازند، استفاده میشود.
قید و فعل: این واژه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود، اما میتواند در کنار فعلهایی مانند "شدن"، "آغاز شدن" و "اتفاق افتادن" به کار رود، مثلاً: "جزر دریا آغاز شد."
ترکیبها: "جزر" میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود، مثلاً "جزر و مد" که به تغییرات سطح آب دریاها و اقیانوسها اشاره دارد.
نکات نگارشی:
"جزر" به صورت مستقل نوشته میشود و نیاز به فاصلهگذاری خاص ندارد.
در متون رسمی و علمی، باید به دقت معنا و مفهوم آن را توضیح داد تا ابهامی به وجود نیاید.
تلفظ: تلفظ کلمه "جزر" به صورت [jæzɒr] است و در گفتار باید به وضوح ادا شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "جزر" به نحو صحیح و بهجا استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "جزر" در جملات آورده شده است:
با توجه به جزر و مد دریا، برخی از سواحل در زمان جزر، بیشتر نمایان میشوند.
جزر دریا باعث میشود که دریا در برخی ساعات بیشتر و در ساعات دیگر کمتر دیده شود.
ما در سفرمان تصمیم گرفتیم که هنگام جزر، به ماهیگیری برویم.
امروز جزر دریا بسیار قوی بود و من دیدم که سنگهای بیشتری از بستر دریا بیرون آمدهاند.
تغییرات جزر و مد میتواند بر زندگی جانوران دریایی تاثیر بگذارد.
اگر به توضیحات بیشتری نیاز دارید یا سوال خاصی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر