جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جسم تعلیمی . [ ج ِ م ِ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مقداری که برای آن طول و عرض و عمق باشد. (غیاث اللغات ). هر جسم که ابعاد ثلاثه داشته باشد. (آنندراج ). مقدار منقسم به خط و سطح و ثخن . (یادداشت مؤلف ) : ز غیرت از ریاضی دان رمیده که حرف جسم تعلیمی شنیده . اثر (از آنندراج ). در اصطلاح ، عرضی است که بالذات قابل انقسام در جهات سه گانه (طول و عرض و عمق ) باشد و بعبارت دیگر نفس تصور طول و عرض و عمق بدون توجه به موضوع را جسم تعلیمی گویند. و به تعبیر دیگر کمیتی است قائم به جسم طبیعی که در جسم تعلیمی ساری است بدان صورت که جهات سه گانه در آن تحقق داشته باشد. و نیز در تعریف آن گفته اند: نفس ابعاد سه گانه بدون التفات به چیزی از مواد و احوال آن باشد و بدان جهت آنرا تعلیمی نامند که موضوع علوم تعلیمی یعنی علوم ریاضی است . (از دستورالعلماء ج 1 ص 402). و مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: کلمه ٔ «جسم » به اشتراک لفظی بر دو معنی اطلاق گردد: یکی جسم تعلیمی که موضوع علوم تعلیمی یعنی علوم ریاضی است که آنرا ثخن هم گویند و آنرا چنین تعریف کنند: کمی باشد که قبول ابعاد سه گانه کند بنحوی که متقاطع بر زوایای قائمه باشد. و قید متقاطع به زوایای قائمه در تعریف بمنظور خارج ساختن سطح باشد، زیرا جنس تعریف یعنی کم شامل سطح نیز هست . برخی فرق بین جسم تعلیمی و جسم طبیعی را بدین صورت یاد کرده اند که : یک قطعه ٔ معین از موم را میتوان به شکلهای مختلف درآورد و با تعدد اشکال جسم تعلیمی متعدد شود، لیکن جسم طبیعی در تمام اشکال امر واحدی بیش نیست . و اگر بخواهیم از جسم تعریف عامی بیاوریم که جسم تعلیمی و طبیعی را هر دو شامل شود گوئیم : «امری است که قابل فرض ابعاد سه گانه ٔ متقاطع بر زوایای قائمه باشد» و بدین طریق کلمات جوهر و کم را در تعریف نیاورده ایم که خاص جسم طبیعی یا تعلیمی گردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).خواجه نصیر آرد: و جسم را طول و عرض و عمق بود و این جسم را جسم تعلیمی گویند. (از اساس الاقتباس ص 41).چیزیست که در طول و عرض و عمق انقسام پذیرد و انتهای آن سطح باشد که آن خود نهایت جسم طبیعی است . و بدان جهت که در علوم تعلیمی (علم ریاضی ) از آن بحث می شود آنرا جسم تعلیمی گویند، زیرا در علوم ریاضی از کم متصل و منفصل بحث می شود که به تعلیم و ریاضت انتساب دارند و برای تعلیم و تربیت روان کودکان بدین علوم که درک آنها آسانتر است ابتدا می شود. (از تعریفات جرجانی ). educational object كائن تعليمي
کلمه "جسم" به معنای ماده یا بدن در زبان فارسی استفاده میشود و در ترکیبهای مختلف برای توصیف اشیاء یا ساختارهای مختلف به کار میرود. در اینجا چند نکتهی نگارشی و قواعد مرتبط با کلمه "جسم" ارائه میشود:
نحوه نوشتن: کلمه "جسم" در تمامی متون فارسی به صورت فارسی نوشته میشود و نیازی به استفاده از الفبای دیگری نیست.
جنس کلمه: "جسم" یک اسم مرکب است که به معنی "بدن" یا "ماده" به کار میرود و جنس آن مذکر است.
صرف و نحو:
جمع: جمع کلمه "جسم" به صورت "اجسام" است.
مفرد: در جملات مختلف، این کلمه میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مکمل به کار رود.
مثال: "این جسم ضخیم است." (به عنوان فاعل) یا "من این جسم را میبینم." (به عنوان مفعول).
استفاده در ترکیبات:
"جسم انسانی": به معنای بدن انسان.
"جسم صلب": اشاره به اجسام سخت و قوی.
"جسم نرم": به اجسام انعطافپذیر یا نرم اشاره دارد.
معانی و بندهای مرتبط: "جسم" در مباحث علمی به ویژه در فیزیک و زیستشناسی کاربرد زیادی دارد. به عنوان مثال، در فیزیک به اجسام و اشیاء مادی اشاره دارد.
کاربرد در علوم مختلف: در نوشتههای علمی و آموزشی، "جسم" به عنوان یک واژه کلیدی در مباحث مختلف از جمله علوم طبیعی، فلسفه و هنر مورد استفاده قرار میگیرد.
با رعایت این قواعد و نکات میتوان به شکل صحیح و مؤثر از کلمه "جسم" در متون فارسی استفاده کرد.