شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ja'fari
parsley  |

جعفری

معنی: جعفری . [ ج َ ف َ ] (ص نسبی ، اِ) طلای خالص بود منسوب به جعفر نامی که کیمیاگر بوده است و بعضی گویند پیش از جعفر برمکی زر قلب سکه می کردند چون او وزیر شد حکم فرمود که طلا را خالص کردند و سکه زدند و به او منسوب شد. (برهان قاطع). به جعفر بلخی که به نام برمک مشهور است منسوب می باشد. (از نزهةالقلوب ). منسوب به جعفر پدر خالد برمکی است که وزارت سلیمان داشت . (تاریخ گزیده ) :
از بخشش تو عالم پر جعفری و رکنی
وز خلعت تو گیتی پر رومی و بهائی .
فرخی .
- زر جعفری :
نرگس بسان کفه ٔ سیمین ترازوئی است
چون زر جعفری به میانش درافکنی .
منوچهری .
گر همه زر جعفری دارد
مرد بی توشه برندارد کام .
سعدی .
رجوع به درست جعفری و زر شود.
- دینار جعفری :
چون لاله سرخ گشت رخ من ز خون تو
زان پس که زرد بود چو دینار جعفری .
فرخی .
نرگس تر نگر چگونه شکفت
نیک مانند چشم آن عیار
ساق پیروزه و حوالی سیم
در میان ضرب جعفری دینار.
بهرامی سرخسی .
و یا چو گوشه ٔ دینار جعفری بمثل
که کرده باشد صراف از او به گاز جدا.
؟
- مار جعفری ؛ نوعی از کفچه مار است . رجوع به مار و کفچه مار شود.
- نعل جعفری ؛ قسمی نعل بوده است :
از لعن بر سم تو زنم نعل جعفری
گر ظن بری به من که من از دست جعفرم .
سوزنی .
... ادامه
369 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی. فارسی]
مختصات: (جَ فَ) [ ع - فا. ] (اِمر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم فامیل
آواشناسی: ja'fari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 363
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
parsley
ترکی
maydanoz
فرانسوی
persil
آلمانی
petersilie
اسپانیایی
perejil
ایتالیایی
prezzemolo
عربی
البقدونس | بقدونس , بَقدونس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جعفری" در زبان فارسی به معنای گیاهی معطر و خوراکی است که به ویژه در آشپزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، قواعد زیر را در نظر بگیرید:

  1. نحو و شکل نوشتاری: کلمه "جعفری" به صورت درست و با رعایت قواعد املا باید نوشته شود. این کلمه به صورت "جعفری" نوشته می‌شود و به هیچ عنوان نباید اشتباه یا به صورت غیررسمی نوشته شود.

  2. حروف و حرکات: در نگارش این کلمه، مهم است که حروف "ج"، "ع"، "ف"، "ر" و "ی" به درستی و به ترتیب قرار گیرند، چرا که هرگونه اشتباه می‌تواند به تغییر معنی کلمه منجر شود.

  3. استفاده در جملات: وقتی از این کلمه در جملات استفاده می‌کنید، باید به نوعی از آن استفاده کنید که هم‌خوانی و وضوح جمله حفظ شود. به عنوان مثال:

    • "در سالاد سبزیجات، بهتر است از جعفری تازه استفاده کنیم."
    • "جعفری یکی از گیاهان محبوب در آشپزی ایرانی است."
  4. قواعد نگارشی: در نوشتن متن‌های رسمی یا غیررسمی، رعایت اصول نگارشی مانند شروع جمله با حرف بزرگ و استفاده صحیح از علامت‌های نگارشی (نقطه، ویرگول و ...) نیز ضروری است.

  5. تلفظ و دیکته: هنگام آموزش این کلمه به دیگران، به تلفظ صحیح آن نیز توجه داشته باشید. تلفظ صحیح "جعفری" به صورت "jafari" است.

با رعایت این موارد، می‌توانید از کلمه "جعفری" به درستی و به شکل صحیح در نگارش فارسی خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "جعفری" در جمله آورده شده است:

  1. من دوست دارم سالاد را با جعفری تازه تزئین کنم.
  2. جعفری یکی از سبزیجات مفید و خوشمزه است که در آشپزی استفاده می‌شود.
  3. هنگام تهیه سوپ، می‌توانید مقداری جعفری خرد شده اضافه کنید تا طعم بهتری بگیرد.
  4. در بازار، بوی خوش جعفری تازه توجه مرا جلب کرد.
  5. او همیشه به غذاهایش کمی جعفری اضافه می‌کند تا عطر و طعم بهتری پیدا کنند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری