جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جوانی . [ ج َ ] (حامص ) ضد پیری . شباب . حداثت . (دهار) : یک نیمه جهان را بجوانی بگشادی چون پیر شوی نیمه ٔ دیگر بگشایی . منوچهری . هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ وین خانه و فرش باستانی هم هیچ از نسیه و نقد زندگانی همه را سرمایه جوانی است جوانی هم هیچ . خاقانی . بدین شهر ما در جوانی نماند همان نامور پهلوانی نماند. فردوسی . بگوید ترا زادفرخ همین جهان را بچشم جوانی مبین . فردوسی . یکی از وزرا گفت : این پسر [ دزد ] هنوز از باغ زندگانی بر نخورده است واز ریعان جوانی تمتع نیافته . (گلستان ). کره ای را که کسی نرم نکرده ست متاز بجوانی و بزور و هنر خویش مناز. ولیدی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). - جوانی کردن : اگرچه گوی سروبالا بُوَد جوانی کند پیر کانا بُوَد. فردوسی . چگونه پیر جوانی و جاهلی نکند در این قضیّه که گردد جهان پیر جوان ؟ سعدی . سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد. سعدی . برف پیری می نشیند بر سرم همچنان طبعم جوانی میکند. سعدی . - امثال : از جوانی تا پیری از پیری تا بکی ؟ جوانی است و هزارش چم و خم . جوانی کجایی که یادت بخیر . جهان را بچشم جوانی مبین . دریغا جوانی ، دریغا جوانی . || یراقی باریک از ابریشم و سیم بافته که بر کناره ٔ جامه دوختندی زینت را. برنايي، شباب پيري، كهولت youth, springtime شباب، شاب، الشبان، شبيبة، فتى، فتوة، صبا gençlik jeunesse jugend juventud gioventù جوانان، نوباوگان، شخص جوان، فتوت، فصل بهار، بهار زندگانی، جوان
کلمه "جوانی" در زبان فارسی به معنای مرحلهای از زندگی است که به جوانان یعنی افرادی که در سنین نوجوانی تا اوایل بزرگسالی قرار دارند، اشاره دارد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنیم:
نوشتار صحیح: کلمه "جوانی" به شکل صحیح به همین صورت نوشته میشود و نباید تغییر کند.
تکیهگذاری: در صورتی که بخواهیم بر روی مفهوم آن تأکید کنیم، میتوانیم از الفاظ و جملات توصیفی بهره بگیریم، مانند "جوانی پرهیجان" یا "جوانی پر از امید".
قواعد صرفی و نحوی: "جوانی" به عنوان یک اسم موصوف میتواند همراه با صفات و قیدها به کار رود. به عنوان مثال: "جوانی شاداب" یا "جوانی پر از انرژی".
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار رود، مثلاً:
"جوانی زمانی است که انسان آرزوها و امیدهای زیادی دارد."
"در جوانی، باید از فرصتها به خوبی استفاده کرد."
ترکیب با واژهها: "جوانی" میتواند در ترکیب با دیگر کلمات نیز به کار رود، مانند: "جوانیام" (نشاندهنده دوران جوانی فرد).
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانیم از کلمه "جوانی" به درستی و بهطور مؤثر در نوشتار و گفتار خود بهرهبرداری کنیم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "جوانی" در جمله آورده شده است:
جوانی دورهای مهم در زندگی هر فرد است که در آن شخصیت و ارزشهای او شکل میگیرد.
او در جوانی به تحصیل در رشته پزشکی علاقهمند شد و همواره به دنبال یادگیری بیشتر بود.
جوانی فرصتهای زیادی برای تجربهکردن و یادگیری از اشتباهات فراهم میکند.
بسیاری از افراد در جوانی به سفرهای خارجی میروند تا فرهنگهای متفاوت را بشناسند.
جوانی زمان مناسبی برای تعیین اهداف و برنامهریزی برای آینده است.
اگر مثالهای بیشتری میخواهید یا به موضوع خاصی مرتبط است، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: جوانان، نوباوگان، شخص جوان، فتوت، فصل بهار، بهار زندگانی، جوان
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر