جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جود. (ع اِمص ) گرسنگی . مجدالدین گوید این معنی غریب است و جز در بیت هذلی در جای دیگر دیده نشده است . (منتهی الارب ). || بخشش . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). دهش . سخاء. فیض . کرم . || رادی . جوانمردی . (دهار) (یادداشت مرحوم دهخدا). در بیت زیر استعاره از آب : مبدع هر چشمه که جودیش هست مخترع هرچه وجودیش هست . نظامی . سود رساندن بدانچه شایسته و سزاوار است بنحوی که نه غرضی از آن استشمام شود و نه اندیشه ٔ تقاضای عوضی پیرامون آن بگردد. (کشاف اصطلاحات الفنون ) (تعریفات ). || (ص ، اِ) ج ِ جواد، بمعنی سخی . || ج ِ جیدانة و جیداء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جواد و جیدانة و جیداء شود. || (مص ) بزرگوار شدن . (اقرب الموارد). جوانمردی کردن . (منتهی الارب ). || بخشیدن . (اقرب الموارد). بذل وبخشش کردن . سخی شدن . سخاوت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || غالب آمدن . || بسیاراشک گردیدن چشم . || بسیار آمدن باران . (منتهی الارب ). نیک باریدن باران . (تاج المصادر بیهقی ). || مردن یا نزدیک بمردن رسیدن . (منتهی الارب ): جاد بنفسه ؛ مرد یا نزدیک به مردن رسید. (منتهی الارب )(اقرب الموارد). || تشنه گردیدن ، و به این معنی فعل آن مجهول بکار میرود. (منتهی الارب ). 1- بخشش، بذل، بلندنظري، سخاوت، سخا، كرم
2- جوانمردي، رادي خست jude جود jude jude jude judas giuda