شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

juyande
hunter  |

جوینده

معنی: جوینده . [ ی َ دَ / دِ ] (نف ) از جستن ، جستجوکننده . طالب . (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ).
- امثال :
تا مثل باشد که هر جوینده ای یابنده است
هرچه جوید خاطرت هم درزمان یابنده باد .
ابن یمین .
عاقبت جوینده یابنده بود
(سایه ٔ حق بر سر بنده بود...).
مولوی .
|| تفتیش کننده . پرسنده . (فرهنگ فارسی معین ). ج ، جویندگان . || متتبع. محقق :
زمانه سراسر پر از جنگ بود
به جویندگان بر جهان تنگ بود.
فردوسی .
- جوینده راه ؛ مستشیر. مشاور. مهتدی . راه جوی :
چنین داد پاسخ گرانمایه شاه
که ای پهلوانان جوینده راه .
فردوسی .
یکی مرد بیدار جوینده راه
فرستاد نزدیک کاوس شاه .
فردوسی .
بموبد چنین گفت جوینده راه
که اکنون چه سازیم با ساوه شاه ؟
فردوسی .
- جوینده کام :
بر آن نامداران جوینده کام
ملوک طوایف نهادند نام .
فردوسی .
... ادامه
1201 | 0
مترادف: جستجوگر، جويا، متجسس، متفحص
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (یَ دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: juyande
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 78
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
hunter | quester , acquisitive , seeker
ترکی
arayıcı
فرانسوی
chercheur
آلمانی
sucher
اسپانیایی
buscador
ایتالیایی
cercatore
عربی
صياد | قناص , الباحث عن كذا , كلب أو فرس الصيد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جوینده" در زبان فارسی به معنای کسی است که به جستجو و پیدا کردن چیزی مشغول است. این کلمه به طور کلی به صورت زیر در نگارش و استفاده لحاظ می‌شود:

۱. ساختار کلمه:

  • ریشه: "جو" (به معنی جستجو کردن)
  • پسوند: "نده" (که به معنای انجام‌دهنده عمل است)

۲. موارد استفاده:

  • اسم فاعل: "جوینده" به عنوان اسم فاعل به کار می‌رود، مانند "جوینده علم" یا "جوینده حقیقت".
  • قید و صفت: می‌تواند به عنوان صفت یا قید نیز مورد استفاده قرار گیرد، مانند "به عنوان یک جوینده پر تلاش".

۳. قواعد نگارش:

  • هم‌نوایی با ساختار جملات: هنگام استفاده از "جوینده" باید دقت شود که ساختار جمله با آن هم‌خوانی داشته باشد.
  • استفاده درست از حرف تعریف: مثلاً "یک جوینده" یا "جوینده‌ای" باید با دقت انتخاب شود.

۴. مثال‌های کاربردی:

  • "او یک جوینده علم است."
  • "جوینده‌گان حقیقت همواره در تلاش‌اند."
  • "کتاب‌های مختلفی برای جویندگان دانش وجود دارد."

۵. دیگر نکات:

  • در متون ادبی و نوشتار رسمی، توجه به دقت و احترام به زبان اهمیت دارد؛ لذا هر کجا که ممکن است از جملات پیچیده پرهیز و ساده‌نویسی مدنظر قرار گیرد.
  • رعایت قواعد زبانی و نشانه‌گذاری در کنار استفاده صحیح از واژه‌ها، کمک می‌کند تا مفهوم به روشنی منتقل شود.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "جوینده" به‌درستی در نوشته‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند جمله با کلمه "جوینده" آورده شده است:

  1. جوینده علم همیشه در تلاش است تا دانش خود را گسترش دهد.
  2. او یک جوینده حقیقت بود و هیچ وقت از پرسش و تحقیق دست نکشید.
  3. در هر جمعی، جوینده‌های خوبی را می‌توان یافت که به دنبال یادگیری هستند.
  4. جوینده آرامش می‌داند که گاهی باید به دور از شلوغی‌های زندگی به خود فکر کند.
  5. جوینده عشق، همیشه به دنبال دلنشین‌ترین لحظات زندگی است.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: شکارچی، صیاد، اسب یا سگ شکاری، طعمه شکار، جستجو کننده، اکتسابی، اکتساب کننده، فرا گیرنده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری