شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

seasoning  |

چاشنی گیر

معنی: چاشنی گیر. (نف مرکب ) چاشنی چش . مزه چش . آنکه طعام یا شراب را بازچشد تا طعم آن معلوم کند. ذواق :
نگویم بوسه را میری بمن ده
لبت را چاشنی گیری بمن ده .
نظامی .
که ای جامگی خوار تدبیر من
ز جام سخن چاشنی گیر من .
نظامی .
|| کسی که طعام را پیش از شاه خوردی تا زهرگین نبایدبودن . آنکه طعام را پیش از پادشاه میچشید. پَتِشخور. کسی که طعام یا شراب را اول بار برای تشخیص خوبی وبدی یا امتحان مسموم بودن و نبودن آن بچشد و پادشاهان پس از وی از آن مأکول یا مشروب بخورند :
پراکنده فرمای شب جای خواب
مخور هیچ بی چاشنی گیر آب .
اسدی .
تیغ شاه شرق باشد در مصاف خصم ملک
چاشنی گیرش اجل گردن کباب و خون شراب .
سوزنی .
بدست چاشنیگیری چو مهتاب
فرستادش ز شربتهای جلاب .
نظامی .
|| خوانسالار. مائده سالار. حاکم مطبخ را گویند. (برهان ). توشمال ؛ بترکی . (برهان ). کسی که کار و خدمت مطبخ بر او مقرر شده باشد. (آنندراج ). بکاول [ در هندوستان ] . (برهان ) (آنندراج ) :
در مجلس خوانش چاشنی گیر
جز جنت و نقلدان ندیده ست .
خاقانی .
چاشنی گیران از چشمه ٔ حیوان گوئی
شربت شاه سکندرسیر آمیخته اند.
خاقانی .
این بکاول نیست قطاع الطریق سفره است
در میان صحن بریان قلیه بادنجان برد
مثل او من چاشنی گیری ندیدم در جهان
در نظر دزدد پلاو و قاب را پنهان برد.
فوقی یزدی (از بهار عجم ).
|| طعام قسمت کننده را نیز گفته اند. (برهان ). سفره چی . (برهان ). || مجازاً بمعنی راتبه خوار. (آنندراج ). || عیارگیر. عیارسنج . چاشنی گیر زر و سیم ، آنکه عیار سیم وزر را بسنجد.
... ادامه
478 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (ص فا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 594
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
seasoning
عربی
توابل | بهار , سقي الماشية , تجفيف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "چاشنی گیر" در زبان فارسی به معنای وسیله‌ای است که برای آماده‌سازی و چاشنی‌گذاری غذاها و خوراک‌ها استفاده می‌شود. در اینجا به چند نکته نگارشی و قواعدی پیرامون این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. جدا یا به هم نوشتن: در نگارش فارسی، برخی کلمات ترکیبی با هم نوشته می‌شوند و برخی دیگر جدا. "چاشنی" و "گیر" در این مورد به صورت جدا نوشته می‌شوند، چرا که هر کدام یک واژه مستقل هستند.

  2. نقطه‌گذاری: هنگام نوشتن جملات با "چاشنی گیر"، باید به نشانه‌های نگارشی دیگر مثل ویرگول، نقطه و غیره توجه کرد. مثلاً:

    • "من از چاشنی گیر برای طعم بهتر غذا استفاده می‌کنم."
  3. استفاده در متن: وقتی از این کلمه در متن استفاده می‌کنید، باید به تناسب با سایر واژه‌ها دقت کنید و جملات را به گونه‌ای تنظیم کنید که مفهوم مورد نظر به‌خوبی منتقل شود.

  4. صرف و نحو: کلمه "چاشنی‌گیر" ممکن است به عنوان یک اسم و در ترکیب‌های مختلف (مثلاً "چاشنی‌گیر جدید") به کار رود. توجه به ساختار جملات و هم‌خوانی واژگان نیز اهمیت دارد.

به یاد داشته باشید که قوانین نگارشی ممکن است بسته به سبک نگارش (رسمی یا غیررسمی) متفاوت باشد، اما رعایت نکات فوق به بهبود نگارش شما کمک می‌کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. برای پختن این غذا، از چاشنی گیر مخصوص استفاده کردم تا طعم آن بهتر شود.
  2. چاشنی گیر جدیدی که خریدم، به راحتی می‌تواند عطر و طعم ادویه‌ها را در غذا آزاد کند.
  3. هنگام پخت سوپ، چاشنی گیر را به آرامی در ظرف قرار دادم تا طعم خوبی به آن بدهد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری