جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چانه . [ن َ / ن ِ ] (اِ) فک اسفل . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). موضع ریش برآوردن . (برهان ) (آنندراج ). محل ریش برآوردن باشد. (ناظم الاطباء). بعربی ذقن گویند. (برهان ) (آنندراج ). مَنَه . زَفَر. استخوان زنخ . (جهانگیری ) (انجمن آرا). || غبغب . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || گرداگرد دهان . (غیاث ) (ناظم الاطباء). زنخ .زنخدان . چونه (به لهجه ٔ تهرانیان و مردم بعض ولایات ایران ). چَنَه (در تداول اهالی خراسان ) : شکر حق گوید ترا ای پیشوا آن لب و چانه ندارم وآن نوا. مولوی (از انجمن آرا). || گلوله خمیری که یک نان از آن پخته شود. (برهان ). گلوله آرد خمیرکرده بود که از آن نان پزند.(انجمن آرا) (آنندراج ) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). وآن را زَوالَه نیز گویند. (جهانگیری ). خمیری که برای نان پختن یا رشته بریدن گلوله کنند. گنده . چونه . || سخن منش بود. (فرهنگ اسدی ). کنایه از حرف و سخن هم هست . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). حرف . (ناظم الاطباء). نثر در مقابل نظم : یک شبانروز اندر آن خانه گاه چامه سرود و گه چانه . ؟ (از فرهنگ اسدی ). || سخن یاوه و سخن بی جا. || جام و پیاله . || تقطیر و چکانیدگی . (ناظم الاطباء). چنه، حنك، ذقن، زنخدان، زنخ، چونه، گلوله خمير، سخنمنثور، پرگويي ، تخفيفگيري شعر، چامه، سخن منظوم مكاس chin, haggle, chap, chaffer ذقن، دنى إلى ذقنه، رفع نفسه çene menton kinn mentón mento ارواره، مرد، شکاف، مشتری، جوانک، ترک، مبادله کردن، چانه زدن، وراجی کردن
کلمه "چانه" در زبان فارسی به معنی بخش کوچکی از بدن انسان که در زیر دندانهای پایینی و در انتهای صورت قرار دارد، به کار میرود. در نگارش این کلمه و استفاده صحیح از آن، نکات زیر قابل توجه است:
نوشتن صحیح: کلمه "چانه" با حرف "چ" آغاز میشود و به "انه" ختم میشود. از نوشتن آن با حروف دیگر خودداری کنید.
علامت گذاری: در جملات و متون، اگر نیاز به کاربرد خاصی باشد، میتوان از علامات نگارشی مانند ویرگول یا نقطه که قبل یا بعد از کلمه "چانه" قرار میگیرد، استفاده کرد.
استفاده در جملات:
"او با چانهاش صحبت کرد."
"چانه او بر اثر ضربهای که خورده بود، ورم کرده بود."
صرف و نحو: این کلمه در جملات به صورت اسم و بدون تصریف به کار میرود.
ترکیبسازی: میتوان از آن در ترکیبهای مختلف استفاده کرد، مثلاً "چانهزنی" به معنی مذاکره یا چانهزدن.
رعایت این نکات به نگارش دقیق و صحیح کمک میکند. اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا قواعد دیگری دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چانه" در جملات مختلف آوردهام:
هنگام خرید پیش فروشنده چانه زدم تا قیمت پایینتری بگیرم.
او به خاطر درد چانهاش به دندانپزشک مراجعه کرد.
بچهها با هم بازی میکردند و ناگهان یکی از آنها به چانهاش ضربهای زد.
در فرهنگ ما، چانه زدن به معنی معامله کردن و به توافق رسیدن است.
وقتی که لبخند میزند، چانهاش کمی جلو میآید و جذابتر به نظر میرسد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر