جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چاو. (چینی ، اِ) نوعی اسکناس . اسکناس گونه ای از چرم که نخستین بار در کشور چین معمول گردید. شهروا. پول کاغذی . لغتی است ختایی و آن کاغذ پاره ای بود مربع و طولانی که یکی از پادشاهان چنگیزی نام خود را بر آن نقش کرده بود و رایج گردانیده ، چون مردم آذربایجان و اهل تبریز قبول نکردند و عزالدین مظفر که باعث و بانی چاو بود بقتل آمد، رسم چاو برطرف شد. (برهان ). بزبان چیناوی کاغذی بود، از طرف پادشاه هر دو روی آن عباراتی چند نوشته و در بازار چون زر رایج بود و خرج میشد. (فرهنگ وصاف از آنندراج ). کاغذپاره ای بود که وقتی گیخاتوخان مغول در ایران میخواسته آن را رایج کند و نشده . (انجمن آرا) (آنندراج ). قطعه کاغذ دولتی که گیخاتوخان مغول میخواست بعوض پول آن را رایج کند و مردم آذربایجان و اهالی تبریز قبول نکردند و عزالدین مظفر بهمین جهت بقتل رسید. (ناظم الاطباء). اسکناسی بوده که گیخاتوخان مغول می خواست در ایران جاری کند، پیش نرفت . (فرهنگ نظام ). کاغذپاره ای مستطیل مربع که هردو طرف کلمه شهادتین و چند کلمه بخط ختا مرقوم بود و در میان آن دایره کشیده و از نیم درم تا ده درم بنا بر اختلاف چاورقم زده و گیخاتوخان در ممالک ایران روان گردانید، چون دانستند که موجب خرابی رعایا و فقدان حاصل و رفعآمدوشد کاروان است حکم به ابطال فرمود : چاو تا در جهان روان باشد رونق ملک جاودان باشد. (از انجمن آرا). روان شد چو زر موکب شیخ عهد رهی ، ناروان ماند مانند چاو. ابن یمین (از انجمن آرا). ... و در آن ملک [ ختا و چین ]کاغذ زیاده از همه ولایات خرج میشود چه بسبب تنکی کاغذ کتابت بر یک روی کاغذ میکنند و در دیگر ولایات بر دو روی ، و دیگر آنکه اکثر آلات و اقمشه در کاغذ پیچندو دیگر آنکه اکثر معاملات ایشان به «چاو» است که چون همواره چاو دست بدست میرود کهنه میگردد و آن کهنه را هر کس که بدیوان برد عوض آن نو به وی دهند و هیچ موقوف نمی دارند و کهن را میسوزند و بجهت آن یک خرج باضعاف کتابت صرف میشود. (فلاحتنامه ٔ غازانی ). و رجوع شود به حبیب السیر ج 3 صص 136 - 137 و تاریخ وصاف ص 273 و تاریخ مغول عباس اقبال صص 249 - 250. و اکنون چاو و چاپ بر صفت طبع و باسمه خط اطلاق میشود بر خلاف آن چاو، این چاو روان و دایر است . (انجمن آرا) (آنندراج ). لفظ مذکور چینی است بمعنی چاپ بلکه لفظ چاپ مبدل آن است چون اسکناس مذکور چاپی بوده و آن وقت در چین صنعت چاپ بوده . (فرهنگ نظام ). رجوع به چاپ در همین لغت نامه شود. و رجوع به اسکناس شود. 1- ناله، زاري
2- بانگ، صدا chow تشاو yemek bouffe chow perro chino rancio
کلمه "چاو" در زبان فارسی به معنای "چشم" یا "چشمی" در برخی لهجهها و گویشها به کار میرود. اگر خیال میکنید که این واژه در قالب خاصی کاربرد دارد، لطفاً بیشتر توضیح دهید.
در هر صورت، اصول نگارش صحیح در زبان فارسی شامل رعایت نکات زیر است:
استفاده صحیح از اعرابگذاری: اگر در متن نیاز به اعرابگذاری باشد، برای خواندن درست کلمه میتوان از حرکات لازم استفاده کرد.
نقطهگذاری: در جملات، باید از علامتهای نگارشی بهطور مناسب استفاده شود؛ مانند نقطه، ویرگول و علامت سوال.
استفاده از جملات کامل: جملات باید شامل فاعل و فعل باشند تا مفهوم کامل را منتقل کنند.
توجه به رسمالخط: لازم است که واژهها و جملات به درستی و با رعایت اصول املایی نوشته شوند.
اگر سوال خاصتری در مورد کلمه "چاو" یا کاربرد آن دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا سه جمله با کلمه "چاو" آمده است:
در شب تاریک، نور چاو بر روی درختان درخشان میدرخشید.
بچهها با خوشحالی در کنار چاو نشسته و به داستانهای قدیمی گوش میدادند.
صدای چاو در طبیعت، آرامش خاصی به دل انسان میبخشید.