جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

čaxš
broadcast  |

چخش

معنی: چخش . [ چ َ ] (اِ) جخج . جخش . گرهی باشد که از گردن و گلوی مردم برمیآید و بزرگ میشود و درد نمیکند و بریدن آن مهلک است . (برهان ) (آنندراج ). جخج .گواتر . (ناظم الاطباء). چخج . (شعوری ). سلعه . خوک . خوکک . علتی باشد مانند بادنجان که از گلو و گردن مردم برآید و درد نکند و در بریدنش احتمال هلاکت رود. آماس گلو. نوعی غده ٔ کوچک یا بزرگ که غالباً از گردن و زیر گلو برمیآید، و چرکین و دردناک نیست اما موجب زشتی و مخل زیبائی است ، و درقدیم بریدن آن مایه ٔ هلاکت بوده ولی حالا جراحان آنرابآسانی عمل کنند و آثارش را محو سازند :
آن چخش ز گردنش برآویخت که گویی
خیکی است پر از باد بیاویخته از بار.
لبیبی (از فرهنگ شعوری ).
... ادامه
352 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (پزشکی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 903
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
broadcast | distribution , release , diffusion , dissemination , propagation , dispensation , prevalence , allotment , effluence , play
ترکی
oynamak
فرانسوی
jouer
آلمانی
spielen
اسپانیایی
jugar
ایتالیایی
giocare
عربی
بث | إذاعة , منثور في جميع الجهات , واسع الإنتشار , أذاع , نشر , تحدث , إذاعي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "چخش" در زبان فارسی به صورت عمومی وجود ندارد و ممکن است در برخی محاوره‌ها یا لهجه‌های خاص به کار رود یا به اشتباه نوشته شده باشد. اگر منظور شما کلمه دیگری است، لطفاً آن را مشخص کنید.

اما در مورد قواعد نگارشی و نوشتاری کلمات در زبان فارسی، نکات زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. فاصله‌گذاری: بین کلمات باید فاصله‌گذاری درست رعایت شود.
  2. حروف اضافه: حروف اضافه باید به درستی به کلمات متصل و از قواعد استفاده شده در جملات تبعیت کنند.
  3. نقاط‌گذاری: استفاده صحیح از علائم نگارشی مانند، نقطه، ویرگول،‌ علامت سوال و غیره در جملات ضروری است.
  4. تکمیل جملات: جملات باید معنا و مفهوم واضحی داشته باشند و از نظر گرامری درست باشند.
  5. هماهنگی: توجه به هماهنگی در جنس و تعداد اسم‌ها و صفت‌ها.

اگر نکته خاصی مدنظر داشتید، با کمال میل کمک می‌کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. امروز در نمایشگاه کتاب، چرخش چرخش جلدهای رنگارنگ کتاب‌ها در قفسه‌ها، توجه همه را جلب کرده بود.
  2. وقتی به پارک رفتم، بچه‌ها در حال چرخش روی چرخ‌دنده‌های بزرگ بازی بودند و شادی بسیاری داشتند.
  3. در فصل بهار، چرخش طبیعت و شکوفه‌های تازه باعث سرزندگی و شادابی محیط می‌شود.

واژگان مرتبط: داده پراکنی، سخن پراکنی، توزیع، بخش، اشاعه، تعمیم، رهایی، ترخیص، ازادی، خلاصی، بخشش، انتشار، ریزش، پخش شدگی، پاشیدگی، تبلیغ، تکثیر، گسترش، ترویج، تقدیر، تقسیم، اعطا، وضع احکام دینی در هر دوره و عصر، شیوع، رواج، تفوق، غلبه، درجه شیوع، سهم، تخصیص، جیره، پخ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری