شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

čafsidan
chow down  |

چفسیدن

معنی: چفسیدن . [ چ َ دَ ](مص ) بمعنی چسبیدن است خواه چیزی را بچیزی بچسبانند و خواه بدست محکم بگیرند. (برهان ). بمعنی چسبیدن . (انجمن آرا) (آنندراج ) (جهانگیری ) (رشیدی ). چسپیدن و ملصق شدن و پیوستن . (ناظم الاطباء). مبدل چسپیدن است . (فرهنگ نظام ). چپسیدن و چسپیدن . ملصق شدن . دوسیدن . بشلیدن . التصاق . التزاق . التساق . و رجوع به چپسیدن و چسپیدن شود :
درفناها این بقاها دیده ای
بر بقای جسم خود چفسیده ای .
مولوی .
تو زآبی دان و هم برآب چفس
چونکه داری آب از آتش متفس .
مولوی (از انجمن آرا).
سعی در تنقیص قدر خویش کرد
هرکه کرد اهمال در تکمیل نفس
بارها ای نفس نافرمان شوم
گفتمت از حرص بر دنیا مچفس .
ابن یمین (از انجمن آرا).
و رجوع به چپسیدن و چسبیدن و چسپیدن شود. || میل کردن و منحرف شدن از راست : پس چون از آتش سخن بتفسید و از جاده ٔ آزرم بچفسید. (مقامات حمیدی ).
- برچفسیدن ؛ بمعنی پیوستن و متصل شدن بچیزی یا کسی : مرا اﷲ می آرد و میبرد هر زمانی ، گوئی من به اﷲ برچفسیده ام . (کتاب المعارف ).
تو ز طفلی چون سببها دیده ای
در سبب از جهل برچفسیده ای .
مولوی .
از خیال دشمن و تصویر اوست
که تو بر چفسیده ای بر یار و دوست .
مولوی .
- فروچفسیدن به چیزی ؛ بمعنی سخت و محکم گرفتن آنچیز را : با تاج سرخ و به هر دو دست بر شمشیر فروچفسیده . (مجمل التواریخ والقصص ). و بدست چپ بر قبضه ٔ شمشیر فروچفسیده . (مجمل التواریخ والقصص ).
... ادامه
430 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 207
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
chow down
ترکی
yutmak
فرانسوی
chow down
آلمانی
chow down
اسپانیایی
comer
ایتالیایی
mangia giù
عربی
تشاو أسفل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "چسبیدن" (که به اشتباه ممکن است "چفسیدن" نوشته شود) یکی از واژه‌های فارسی است که به معنای چسبیدن یا پیوستن به چیزی استفاده می‌شود.

نکات نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه:

  1. نوشتن صحیح: کلمه صحیح "چسبیدن" است و در نوشتار نباید به صورت "چفسیدن" استفاده شود.

  2. فعل: "چسبیدن" یک فعل است که به حالت‌های مختلف صرف می‌شود:

    • من می‌چسبم
    • تو می‌چسبی
    • او می‌چسبد
    • ما می‌چسبیم
    • شما می‌چسبید
    • آن‌ها می‌چسبند
  3. کاربرد: این کلمه می‌تواند در جملات مختلف به کار رود:

    • دستم به دیوار چسبید.
    • بچه‌ها برچسب‌ها را به دفتر چسباندند.
  4. معنی و مفهوم: چسبیدن به معنای پیوستن، متصل شدن یا به هم چسبیدن است و در زمینه‌های مختلف ممکن است کاربردهای متفاوتی داشته باشد.

  5. مجازی: این واژه در زبان فارسی به طور مجازی نیز به کار می‌رود، مثلاً می‌توان گفت: "به کارش چسبیده است" به معنای پیوسته و متعهد به کار بودن.

توصیه:

برای بهبود نگارش و استفاده صحیح از کلمات، بهتر است با منابع معتبر زبان فارسی آشنا شوید و از دیکشنری‌ها استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بچه‌ها به تابلوهای نقاشی چسبیده بودند و با دقت جزئیات آن‌ها را بررسی می‌کردند.
  2. در یک روز بارانی، برگ‌های درختان به زمین چسبیده و فضای پارک را زیباتر کرده بودند.
  3. او به سختی از صندلی خود بلند شد؛ گویی که به آن چفسیده بود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری