شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

čenār
plane tree  |

چنار

معنی: چنار. [ چ َ / چ ِ ] (اِ) درختی باشد مشهور. (برهان ). درختی معروف که شعرا برگ بکف دست پنجه گشاده تشبیه کرده اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). درختی که بار ندارد و برگ او را به پنجه تشبیه کنند. (شرفنامه ٔ منیری ). درختی باشد بسیار کلان ، که برگش بشکل پنجه ٔ انسان باشد و بشبها از او اخگر بارد و عمرش بهزار سال رسد و بار ندارد. (از غیاث ). درختی بسیار کلان و بی بار و طویل العمر که برگهای پهن دارد. (ناظم الاطباء). صِنار. دُلْب . نُلْک . نِلْک . نُلْکة. نِلْکة. (منتهی الارب ). عیثام . نوعی درخت بی بار ولی گشن و پر شاخ و برگ و تنومند و بسیار عمر که در بعضی مناطق معتدل و سردسیر ایران کاشتن آن از قدیم معمول بوده و هم اکنون در بسیاری از شهرها و ییلاقات ایران اقسام کهنسال و چند صد ساله این درخت موجود و معروفند :
بنفشه زار بپوشید روزگار ببرف
درونه گشت چنار و زریر شد شنگرف .
کسائی .
برافراخت آن بازوی چون چنار
بدان تا زند بر سر نامدار.
فردوسی .
به گرد اندرش نی بسان درخت
تو گفتی که چوب چنارست سخت .
فردوسی .
درختی بد اندر بر او چنار
بدو برگذشته بسی روزگار.
فردوسی .
بر دست حنا کرده نهد پای بهر گام
هر کس که تماشاگه او زیر چنار است .
فرخی .
مرغ نهاد آشیان بر سر شاخ چنار
چون سپر خیزران بر سر مرد سوار.
منوچهری .
چنگ بازانست گویی شاخک شاهسپرم
پای بطانست گویی برگ بر شاخ چنار.
منوچهری .
قمری هزار نوحه کند بر سر چنار
چون اهل شیعه بر سر اصحاب اشعری .
منوچهری .
نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی
بررست و بردوید براو بر بروز بیست .
ناصرخسرو.
بی بر چنار بودم ، خرمابنی شدم
خرماست باروبرگ کنون بر چنار من .
ناصرخسرو.
رهبری از وی مدار چشم که دیو است
میوه ٔ خوش زو مکن طمع که چنار است .
ناصرخسرو.
چنار پنجه گشاده ست و نی میان بسته
دعای دولت دستور صدر دنیی را.
انوری (از انجمن آرا).
در ابر اگر ز جود تو یک خاصیت نهند
دست تهی برون ندمد هرگز از چنار.
انوری (از انجمن آرا).
ز شاخ با درم آید کف چنار برون
گر از مهب کف اووزد نسیم شمال .
انوری .
در عروسی گل عجب نبود
گر به حنا کنند دست چنار.
خاقانی .
ز آتش روز ارغوان در خوی خونین نشست
باد که آن دید ساخت مروحه دست چنار.
خاقانی .
هر دست و هر زبان که در آن نیست نفع خلق
غیر از زبان سوسن و دست چنار نیست .
مولوی (از انجمن آرا).
شکرها میکنم درین ایام
که تهی دست گشته ام چو چنار.
ابن یمین .
- امثال :
چنار از خودش آتش گیرد؛ آتش چنار از خود چنار است ، مؤلف انجمن آرا و صاحب آنندراج نویسند: چنار به آتش گرفتن از خود مشهور است :
آب از روی کار اگر ببرم
آتشی دان که از چنار آید.
انوری (از شرفنامه ٔ منیری ).
نامت بمیان مردمان در
چون آتشی از چنار جسته .
انوری (از شرفنامه ٔ منیری ).
هلاک نفس خوی زشت نفس است
نکو زد این مثل را هوشیاری
کفن بر تن کند هر کرم پیله
برآرد آتش از خود هر چناری .
عطار (از انجمن آرا).
|| بمعنی حلقه هم آمده است . (برهان ). حلقه . (ناظم الاطباء). || آنچه زنان بر دست و پای از حنا مینگارند. (برهان ) (ناظم الاطباء). || آلتی از آلات آتش در سور و عید را نیز گویند، و آن را در زمین و زیر خاک پنهان کنند و شب آتش زنند شعله ٔ بلندکشیده آتش افشانی کند. (انجمن آرا) (آنندراج ).
... ادامه
2417 | 0
مترادف: ارس، چنال، صنار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: činār] ‹چنال› (زیست‌شناسی)
مختصات: (چَ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: CenAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 254
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
plane tree | buttonwood , plantain
ترکی
Çınar ağacı
فرانسوی
platane
آلمانی
platane
اسپانیایی
plátano
ایتالیایی
platano
عربی
شجرة الطائرة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "چنار" به عنوان یک اسم خاص در زبان فارسی، به درختی بزرگ و با برگ‌های پهن اشاره دارد و در ادبیات فارسی نیز به وفور کاربرد دارد. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "چنار" باید همیشه به همین شکل نوشته شود و از نوشتن آن به شکل‌های دیگر مانند "چنار" با حروف دیگر خودداری کنید.

  2. نقطه‌گذاری: اگر این کلمه در جملات به کار می‌رود، باید به قواعد نقطه‌گذاری توجه کرد. مثلاً: "چنار در پارک رشد زیادی داشته است."

  3. مفرد و جمع: "چنار" به صورت مفرد به کار می‌رود و جمع آن "چنارها" است. مثلاً: "در حیاط ما چندین چنار وجود دارد." یا "چنارها در پاییز برگریزان زیبایی دارند."

  4. استفاده مجازی: کلمه "چنار" می‌تواند به عنوان استعاره نیز به کار رود. مثلاً، در اشعار برای توصیف زیبایی‌های طبیعی. اطمینان حاصل کنید که در این نوع کاربرد، مفهوم واضح باشد.

  5. قواعد ادبی: در نگارش متون ادبی و شعر، به تناسب کلمه "چنار" با سایر عناصر متن توجه کنید تا از لحاظ معنایی و زیبایی‌شناسی هم‌خوانی داشته باشد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "چنار" به صورت مؤثر و صحیح در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چنار" در جمله آمده است:

  1. در پارک، چند درخت چنار قدیمی وجود دارد که سایه‌ای خنک و دلنشین ایجاد می‌کنند.
  2. در فصل پاییز، برگ‌های درختان چنار رنگ‌های زیبای زرد و نارنجی به خود می‌گیرند.
  3. بر روی این خیابان، درختان چنار به زیبایی صف‌آرایی کرده‌اند و چشم‌انداز جذابی را ایجاد کرده‌اند.
  4. چوب درخت چنار به دلیل استحکام و دوام بالا، در صنایع نجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  5. در کتاب‌ها خوانده‌ام که چنار یکی از درختان محبوب در مناطق معتدل و نیمه‌خشک است.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری