شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

čango(a)l
fork  |

چنگل

معنی: چنگل . [ چ َ گ ُ / گ َ ] (اِ) ناخن باز وشاهین را گویند. (فرهنگ اسدی ). چنگ از باز و شاهین و آدمی . (حفان ). چنگ بود از باز و شاهین و غیره یعنی پنجه ٔ ایشان . (اوبهی ). پنجه ٔ مردم و حیوانات دیگر باشد از پرنده و غیره . (جهانگیری ) (برهان ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). بمعنی چنگال است . (آنندراج ) (انجمن آرا). برثن . پنجه . پنجه ٔ شیر و مرغان شکاری . جساس . شیر چنگل زننده در شکار. (منتهی الارب ) :
هیبت او چنگل شیران درد
دولت او سعد ابد پرورد.
منوچهری .
تذرو گویی سوسن گرفته در چنگل
پلنگ لاله ٔ حمرا گرفته در چنگال .
معزی .
خرچنگ بچنگل ذراعی
انداخته ناخن سباعی .
نظامی .
|| پنجه ٔ پرندگان :
بچنگل همی کرد منقار تیز
چو ایمن شد از بخشش رستخیز.
فردوسی .
پّر کنده ، چنگ و چنگل ریخته
خاک گشته باز و خاکش بیخته .
رودکی (از لغت فرس اسدی ).
آن بلبل کاتوره برجسته ز مطموره
چون دسته ٔ طنبوره گیرد شجر از چنگل .
منوچهری .
زلفین تو زاغیست برآویخته هموار
دو ماه به منقار و دو خورشید به چنگل .
عمعق (دیوان ص 199).
یا ز قفس چنگل او کن جدا
یا قفس خویش بدو کن رها.
نظامی .
اندر پس هر خنده ، دو صد گریه مهیاست .
؟
در قهقهه ٔ کبک دوصد چنگل باز است .
|| بزبان تبری چغندر. (آنندراج ) (انجمن آرا).
... ادامه
596 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مخففِ چنگال] [قدیمی]
مختصات: (چَ گُ یا گَ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 103
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
fork
ترکی
çatal
فرانسوی
fourchette
آلمانی
gabel
اسپانیایی
tenedor
ایتالیایی
forchetta
عربی
شوكة | تفرع , مفترق الطرق , فرع , تشعب , شوكة طعام , مفرق طرق , مذراة , فرع شعبة , ملتقى نهرين , شعب , ذرى بمذراة , دفع مالا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "چنگل" در زبان فارسی به معنای جنگل یا محل پر درخت و انبوهی از درختان و گیاهان است. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، توجه به نکات زیر می‌تواند کمک‌کننده باشد:

  1. نقطه‌گذاری: به عنوان یک اسم، "چنگل" می‌تواند در جملات به‌عنوان فاعل، مفعول یا دیگر اجزای جمله به کار رود. باید توجه کرد که نقاط در جای مناسب (مانند نقطه پایان جمله، ویرگول‌ها و سایر علامت‌های نگارشی) استفاده شوند.

  2. صرف و نحو: "چنگل" به عنوان یک اسم غیرمعدود، به تنهایی استفاده می‌شود و نمی‌تواند به صورت جمع به کار رود. به همین دلیل هنگام استفاده در جملات، ساختار نحوی جمله را باید به‌دقت رعایت کرد.

  3. تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "چنگل" با توجه به معیارهای زبان فارسی، باید به گونه‌ای باشد که حروف به وضوح شنیده شوند.

  4. هم‌نشینی واژه‌ها: "چنگل" می‌تواند در ترکیب‌های مختلفی با سایر کلمات به‌کار رود، به‌عنوان مثال: "چنگل انبوه"، "چنگل سبز" و غیره. در این موارد، توجه به هماهنگی واژه‌ها و زیبایی شناسی جمله اهمیت دارد.

  5. به‌کارگیری در شعر و ادبیات: در شعر و نثر ادبی نیز می‌توان از این کلمه به‌صورت مجازی و توصیفی استفاده کرد، که در این صورت باید به زیبایی و آهنگ کلام توجه کرد.

اگر سوال خاصی درباره‌ی کاربرد یا استفاده از این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در سفر به شمال کشور، جنگل‌های سرسبز و زیبا ما را به خود جذب کرد.
  2. صدای پرندگان در چنگل، آرامش خاصی به روح و روان ما بخشید.
  3. پیاده‌روی در چنگل درختان بلند و انبوه، تجربه‌ای بی‌نظیر بود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری