چهر بنمودن
licenseمعنی کلمه چهر بنمودن
معنی واژه چهر بنمودن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
360
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
face
عربی
وجه | سطح , ملامح , مظهر , سحنة , مخادع , شخصية بارزة , هيئة , مظهر خارجي , نهاية نفق المنجم , وقاحة , كسا , تقنع , غطى , قابل , طلب إلى , اتجه , واجه , أدار وجهه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
«چهر بنمودن» عبارتی است که از دو قسمت تشکیل میشود: «چهر» و «بنمودن».
1. چهر:
چهر به معنای صورت یا چهره است و در ادبیات فارسی نیز به عنوان نماد زیبایی و شکوه به کار میرود.
2. بنمودن:
بنمودن به معنای نشان دادن یا نمایاندن است. این واژه از ریشه «نمودن» است و به نوعی به فعل «نمودن» اشاره دارد.
نکات نگارشی:
- نقطه گذاری: این عبارت در جملات باید با توجه به ساختار جمله و مفهوم کلی آن نوشته شود. اگر این عبارت در وسط جمله باشد، باید متناسب با جملات قبل و بعد از خود قرار گیرد.
- استفاده از حرف اضافه: در بسیاری از مواقع، نیاز است که این عبارت با حرف اضافهای مانند «به» یا «از» همراه شود. مثلاً: «او چهرش را بنمود».
مثال:
- «چهر او در صبحگاه بنمود.»
- «چهر بنمودن احساسات در شعر اهمیت زیادی دارد.»
این عبارت در متون ادبی و زیبا قابل استفاده است و به خوبی میتواند تصویر زیبایی از چهره یا حالت فرد را به خواننده منتقل کند.
